قلمکار

تعریف در فرهنگ معین در تعریف «قلمکار» چنین آمده است : «پارچه ای ساده و مازور شده از کرباس ، کتان و غیره که بر آن به وسیله قالب و مُهر ، نقوشی تصویر کرده باشند و آن را به اشکال پرده ، سفره ، رومیزی و غیره در آورند.» در تعریفی ساده تر می توان چنین گفت که قملکاری یعنی بر روی پارچه ساده و بدون نقش از کرباس و کتان به وسیله قالب و یا مهر، نقوش مختلف تصویر کرد. به طور کلی وجه تسمیه قلمکار ، به علت نوع تولید و نحوه نقش اندازی بر روی پارچه در آغاز پیدایش این هنر بوده است. بدین معنی که در ابتدا روی...ادامه

qalamkar design ، قلمکار

تعریف

در فرهنگ معین در تعریف «قلمکار» چنین آمده است : «پارچه ای ساده و مازور شده از کرباس ، کتان و غیره که بر آن به وسیله قالب و مُهر ، نقوشی تصویر کرده باشند و آن را به اشکال پرده ، سفره ، رومیزی و غیره در آورند.» در تعریفی ساده تر می توان چنین گفت که قملکاری یعنی بر روی پارچه ساده و بدون نقش از کرباس و کتان به وسیله قالب و یا مهر، نقوش مختلف تصویر کرد.

به طور کلی وجه تسمیه قلمکار ، به علت نوع تولید و نحوه نقش اندازی بر روی پارچه در آغاز پیدایش این هنر بوده است. بدین معنی که در ابتدا روی پارچه های پنبه ای و احتمالا ابریشمی ، با قلم طرح مورد نظر خود را نقاشی می کردند اما زمان زیادی صرف می شد و نقوش رسم شده فاقد هماهنگی بوده و باعث یکسان نبودن تولیدات می شد و همچنین قیمت تمام شده را نیز بسیار بالا می برد ، به همین سبب قلمکار سازان به فکر انتقال نقوش به وسیله قالب های حکاکی و کنده کاری بر روی پارچه افتادند و به طراحی و ساخت قالب های مورد نظر پرداختند. در این شیوه تنها نقصی که وجود دارد ، استفاده از رنگ های محدود با قالب های مشخص است ؛ در صورتی که در ابتدا که نقش زنی به وسیله قلم انجام می شد ، این محدودیت در مورد استفاده از رنگ وجود نداشت و تنوع رنگی در تولیدات و خلاقیت هنری بیشتر مشهود بود.

در گذشته حرفه و هنر قلمکاری به نام «چیت سازی یا چیت گری» معروف بود و به شخص قلمکار ساز «چیت ساز» می گفتند ؛ چنانچه هم اکنون «چیت ساز» نام خاندان بزرگی در اصفهان است که همچنان در این حرفه فعالیت دارند و پارچه های قلمکار با کیفیت و متنوعی را به بازار عرضه می کنند.

شهرهای اصفهان ، شیراز ، بروجرد ، همدان ، رشت ، کاشان ، نخجوان ، یزد ، سمنان ، گناباد ، نجف آباد ، روستاهای فارسان ، گزبرخوار ، خورزرق ، برخوار ، لنجان و سبره ، در گذشته جزو مراکز مهم قلمکار به شمار می رفتند و از نظر اهمیت ، پارچه های قلمکار بروجردی در درجه اول قرار داشته است. قملکار از جمله تولیدات ایرانی است که تاکنون مطالب کمتری درباره آن نوشته شده است. فقط در برخی از آثار و کتب دوره صفوی و پیش از آن اشارات مختصری راجع به این صنعت هنری شده است. در فاصله سال های یاد شده تقریبا اکثر مردم کشور مصرف کننده پارچه های قلمکار بودند و ضمن استفاده از این پارچه برای تهیه انواع پوشاک به عنوان پرده ، سفره ، پوش ، سجاده ، رویه لحاف ، بقچه ، سوزنی حمام ، قطیفه ، رویه پشتی ، دستمال و کتیبه هایی برای تزئین مجالس سوگواری نیز از آن استفاده می کردند و بخشی از تولیدات نیز به خارج از کشور صادر می شد.

پیراهن با پارچه قلمکار ، قرن 18 میلادی ، دوره صفوی

پیراهن با پارچه قلمکار ، قرن 18 میلادی ، دوره صفوی

تاریخچه

سابقه تولید پارچه قلمکار به زمان های بسیار دور برمی گردد، هر چند که نقطه آغازین این هنر همچنان ناشناخته است. به نظر می رسد با ورود پارچه های ساده ابریشمی از چین در دوره اشکانی ، منقوش کردن برخی از پارچه ها در ایران مرسوم شده باشد اما در دوره ساسانیان چاپ روی پارچه در ایران رواج داشته و روش های نوین تزیین پارچه های ابریشمی و کتانی در آن دوره زمانی ابداع شده و نقش های چاپی به بهترین شکل برای تزئین بافته های ابریشمی ، پنبه ای و کتانی به کار گرفته شده است. اما در مجله فرهنگ و هنر در رابطه با تاریخچه این هنر در ایران چنین آمده است : « تمامی صاحب نظران و متخصصان ذیربط بر این عقیده اند که بدون تردید قلمکار و قلمکارسازی از دوره ایلخانان در ایران مرسوم بوده است ؛ به دلیل این که در دوره یاد شده به علت حمایت و پشتیبانی خانان مغول ، پارچه های منقوش چینی در بازارهای ایران فروش فوق العاده ای پیدا کرده بود و ایرانی ها نیز برای رقابت با چینی ها و همچنین به منظور جلب نظر مغولان دست به ابتکاراتی زدند که از آن جمله ابداع نقاشی روی پارچه با قلم یا به اصطلاح ابداع قلمکار نقاشی و سپس چاپ قلمکار با قالب و مُهر بوده است.»

شواهد و قراین نشان می دهد که این هنر در دوره تیموریان نیز در شهرهایی از کشورمان نظیر بروجرد ، شیراز ، رشت ، نخجوان ، سمنان ، اصفهان ، یزد ، همدان و ... رواج داشته و شهر اصفهان فقط یکی از مراکز تولید قلمکار بوده است. اما گسترش و اوج و ترقی این هنر به زمان صفوی و دوران پایتخت بودن اصفهان باز می گردد که هنر قلمکار سازی ، به هنری مطرح با کاربردهای فراوان تبدیل شده بود به طوری که در قرن شانزدهم و هفدهم میلادی صنایع دستی بخصوص تولید پارچه قملکار وارد مرحله جدیدی می شود. به این ترتیب پارچه قلمکار به مقدار زیاد نه تنها در شهر اصفهان بلکه در شهرهایی چون یزد و کاشان تولید، توزیع و مصرف می شود. پیراهن قلمکار کتانی متعلق به دوره صفوی در موزه ایران باستان ، نشانه ظرافت و زیبایی پارچه قلمکار در آن دوره می باشد. میرزا حسین تحویلدار در کتاب جغرافیای اصفهان در رابطه با رونق این هنر چنین نوشته است : « در طی دوران صفویه تمام مغازه‌های بازار که اغلب دو طبقه بوده است و همچنین سرای شاه و تیمچه‌های بازار ، همگی به صنعت قلمکار اختصاص داشته و روزگاری پررونق برای قلمکارسازی سپری شده است. »
دلایل متعددی سبب ساز این امر شد که اصفهان در آن دوران نه تنها به مهمترین مرکز تولید پارچه قلمکار بلکه به قطب صنایع دستی و حتی هنرهای سنتی ایران تبدیل شود. از جمله این دلایل توجه فوق العاده و عنایت خاص دربار و سلاطین صفوی ، در دسترس بودن مواد اولیه و همچنین مهیا کردن ابزار کار قلمکارسازی همچون مواد رنگزای طبیعی ، قالب و مُهر ، همچنین تنوع فرآورده ‌ها و تولید و عرضه هرآنچه با پارچه قلمکار میسر و مقدور بود از جمله قبا ، سفره ، بقچه و ... و البته رقابت با قلمکارسازان هندی که پیش از دوره صفوی و به ویژه در عهد تیموری به واسطه ارزان بودن تولیدات و نیز کیفیت برتر، رقیبی جدی برای هنرمندان ایرانی به شمار می آمدند. 
در این دوران ، به خصوص در دوره سلطنت شاه عباس کبیر ، بیشتر لباس های مردانه و زنانه از پارچه‌های قلمکار تهیه می شد و مورد توجه خاص درباریان بود و بیشتر لباس آن ها از نوع مخصوص قلمکار به نام «قلمکار زر» یا «اکلیلی» تهیه می شد که در نوع خود بی نظیر و بسیار زیبا بود.
علاوه بر قلمکار زر یا اکلیلی ، انواع دیگری نظیر قلمکار صدرس[1] ، خمره ای ، جیگرنات قرمز و بنفش تهیه می شد که امروزه تنها چند تکه مرغوب و قدیمی از آن ها در مجموعه ‌های شخصی و موزه ‌ها یافت می شود.
در گذشته ، در بازار قیصریه اصفهان ، محل های مخصوصی برای تهیه لباس درباریان وجود داشت و افرادی بودند که قواره‌های قلمکار را تهیه و برای فروش آماده می کردند. هریک از این قواره ها را « دلگه » می گفتند. لازم به ذکر است که به دنبال افزایش میزان تولید و رواج استفاده از قالب و مهر در قلمکارسازی ، قالب تراشی نیز رشد و توسعه یافت و این چنین بود که از دوره صفویه به بعد قالب تراشی در کنار قلمکارسازی ، مطرح می شد.

متأسفانه این هنر نیز مانند اغلب هنرهای صناعی ، رونق خود را به علت عدم توجه و حمایت دولت های وقت و ظهور و ورود تولیدات ماشینی به ویژه منسوجات اروپایی ، صنایع دستی به ویژه تولید و مصرف پارچه قلمکار در ایران از رونق افتاد. تا اینکه در زمان رضا شاه پهلوی تولید پارچه قلمکار دوباره جان تازه یافت. محمد بن محمدرضا الاصفهانی ، در نصف جهان فی تعریف الاصفهان درباره این موضوع چنین نوشته است : «..دیگر هنرهای صناعی اصفهان از قبیل قلمکار و چیت و زری و بعضی پارچه‌های ریسمانی و مال خرازی را به اکثر بلاد ایران می برند و تجارت آن را می کنند، ولی به جهت تقلب از این امتعه ، ایضاً صنعت و تجارتش کاهش و روی به کمی آورده است و عوض آن ، مال فرنگ [=هند] رواج یافته است و این فقره نیز پیوسته در اوج است.»

قلمکارسازی تا اواخر قرن سیزدهم هجری شمسی از رونق افتاد تا این که در آغاز قرن حاضر امتیازات خاصی برای صنعتگران این هنر قایل شدند و بار دیگر این هنر تا حدودی رونق گذشته خود را به دست آورد.
در شهر اصفهان عده ای از استادکاران بزرگ قدیمی مثل شیخ حریری ، مشهدی عبدالخالق (معروف به مشدی) ، حاج محمدرضا و حاج محمد تقی اخوان چیت ساز ، امینی ‌ها و برادران بیرجندی ، شیخ بهایی به کمک چند تن از اشخاص خوش ذوق خارجی به نام های «براسل» و «مارتین» شرکت های تولید قلمکار و صنایع هنری دیگر را تشکیل دادند و بار دیگر این صنعت رونق گرفت.
حدود چهل سال بعد ، دوباره این هنر رونق خود را از دست داد به طوری که در سال 1345 ه.ش و کمی بعد از آن ، عده معدودی به این کار مشغول بودند و اگر علاقه و پشتکار عده ای از استادان این هنر نبود  ، اکنون اثری از این هنر - صنعت باقی نمی ماند و همین امر سبب شد که این هنر دوباره رونقی تازه یابد. 

ویژگی های پارچه‌های قلمکار و قلمکارسازی عهد صفوی

  • استفاده از پارچه‌های پنبه ای، کتانی و ابریشمی مرغوب در قلمکارسازی که قطعا مورد توجه و استفاده افراد متمکن و مورد تقاضای سایر طبقات جامعه بوده است.
  • استفاده از مواد رنگرزی و رنگزای طبیعی همچون برخی از گیاهان ، مواد معدنی و حیوانی ، خوب عمل آوردن و تثبیت آن.
  • استفاده از قلمکار نقاشی در تهیه پرده‌های ویژه مراسم پرده خوانی و تعزیه 
  • استفاده از نگاره ها ، طرح ها و خطوط بسیار زیبا، متنوع و کاملا اصیل 
  • تنوع و کاربردهای بسیار زیاد این پارچه ها به طوری که در متن زندگی فردی و جمعی جایگاه مناسبی یافت.

بعد از دوره صفوی به علت عدم توجه و حمایت دولت های وقت و ظهور و ورود تولیدات ماشینی به ویژه منسوجات اروپایی، صنایع دستی به ویژه تولید و مصرف پارچه قلمکار در ایران از رونق افتاد. تا اینکه در زمان رضا شاه پهلوی تولید پارچه قلمکار دوباره جان تازه یافت. برخی از نقش های مهم و قدیمی پارچه قلمکار عبارتند از: بُته جقه ، بُته ترمه، دالبر، درهم ریزه، بند اسلیم ، حاشیه پهلوی، گلدان ، سرامیکی ، حلقه ای ، سلطنتی، چهار بُته امیری ، سروی و برخی نقوش حیوانی مانند طاووس ، شیر و پرنده. امروزه با تشکیل نمایشگاه ها چه در داخل و چه در خارج کشور در توسعه و بقاء پارچه قلمکار کوشش و حمایت زیاد به عمل می آید.

 

qalamkar design ، چاپ قلمکار

ساخت قالب

  • جور کردن چوب قالب

برای تهیه قالب ، از چوب درخت گلابی و زالزالک به علت شکل‌پذیری و دوام به نسبت زیاد آن ها استفاده می‌شود ؛ از چوب زالزالک معمولا برای قالب های ریزنقش و از چوب گلابی برای قالب های درشت نقش استفاده می شود.
چوب ها را با برش عرضی به قطعات کوچکتر تقسیم کرده و برای مدتی آن ها را در لای خاک اره نگهداری می‌کنند تا به تدریج خشک شوند. برای ساخت قالب از قطعات کوچک چوب استفاده می‌کنند تا وقتی اقدام به کنده‌کاری روی آن می‌کنند، امکان ترکیدگی و شکستن چوب کم می‌شود. اما ممکن است از محلی که چوبها را به هم چسبانده‌اند، جدا شود که با چسباندن مجدد اشکالی در استفاده از قالب ایجاد نمی‌شود. 

  • پیلیس کردن چوب

پس از چسباندن قطعات مختلف و خشک کردن آن ها، سطح چوب را با رنده معمولی نجاری صاف می‌کنند که در اصطلاح محلی به واداشتن معروف است. سپس سطح صاف شده را با دندانه‌های اره ، مضرس می کنند، به این کار «پیلیس» می گویند.

  • پیه دادن چوب

پیه دادن دوام چوب را زیادتر کرده ، چوب ها را برای کار تراش نرم‌تر می‌کند و مانع نفوذ رطوبت و در نتیجه ، ایجاد تغییرات و ترک خوردگی در آن می‌شود. پیه ذوب شده را بر سطح مضرس قالب انقدر می مالند تا چوب ، دیگر پیه را جذب نکند و به حالت اشباع درآید. ایجاد دندانه‌های روی قالب، که در مرحله قبل صورت گرفته بود، باعث جذب بیشتر پیه می‌شود.

  • لیسه یا پولیش کردن چوب قالب

پس از گذشت یک ساعت که چوب مذکور ، در سطح سردی نگهداری شد ، آن را با لیسه ساییده و کاملا صاف و یکنواخت می کنند تا سطح قالب تراز شود و هنگام چاپ ، تمام سطح قالب با پارچه تماس پیدا کند و قسمتی از آن روی پارچه و قسمت دیگر ، برخاسته از سطح پارچه نباشد.

  • طرح ریزی

مقداری گرد پوست انار یا مازو را در آب حل کرده و بر قسمتی که پیه داده شده می‌مالند ، بعد از خشک شدن ، با برسی مخصوص سطح قالب را پاک می‌کنند ؛ قالب به رنگ زرد در آمده است ؛ سپس به سطح قالب لعاب کتیرا مالیده و نقش مورد نظر را که با رنگ مشکی قلمکار یا جوهر پلی‌کپی ترسیم شده است ، از طرف نقش ، روی قالب می‌چسبانند ؛ پس از ۵ دقیقه ، کاغذ را می‌کَنند ؛ در این هنگام نقش کاملا روی چوب ، منعکس شده است.

  • قلم‌گیری

ممکن است نقش منعکس شده روی چوب کمرنگ شده باشد و یا بر اثر تماس با دست و ابزار قالب‌تراشی محو شود ؛ لذا با قلم مخصوص روی خطوط نقش را با جوهر پررنگ می‌کنند.

  • سوراخ‌ کاری (نقطه‌زنی)

برای تسهیل مراحل بعدی نقاطی را که احتیاج به سوراخ کردن دارد با نوعی مته دستی سوراخ می‌کنند که به این عمل را نقطه‌زنی می گویند.

  • اشکنه کردن

دور نقوش رسم شده روی چوب را با وسیله مخصوصی به نام «اشکنه» (ابزاری شبیه اسکنه) می‌بُرند و لایه‌های اضافی چوب را از سطح قالب در حدود نقش برمی‌دارند ؛ در این حالت طرح ها کمی برجسته می‌شود.

  • ته‌شکن کردن

با ابزاری به نام «ته‌شکن» ، حد فاصل بین اطراف نقش که به وسیله اشکنه بریده شده و کناره قالب را توسط این وسیله می‌بُرند و از سطح قالب جدا می‌کنند.

  • شترگلو کردن

با ابزار مخصوصی به همین نام ، کف قالب را که در مرحله‌ قبل ناصاف شده بود ، صاف و یکنواخت می‌کنند.

  • نقش‌بُر کردن

با وسیله‌ای به نام «نقش‌بُر» قسمت‌های ظریف و اطراف نقوش ایجاد شده را که در مراحل قبل ، به علت تراکم چوب ، امکان ایجاد نقوش ظریف‌تر نبود، تراشیده و کلیه کارهای ظریف آن را انجام می‌دهند.

  • تمیز کردن قالب (برش زدن)

قالب را روی شعله‌ آتش نگه می دارند تا خرده‌های چوب موجود در نقاط تراشیده شده را بسوزانند. باید مراقب بود تا نقوش ظریف ، مثل شاخ و برگها سوزانده نشود ؛ سپس با برس‌های مخصوصی محکم روی قالب می‌کِشند تا کاملا تمیز شود.

  • دسته کردن

به منظور تسهیل در استفاده از قالب و امکان انتقال آن از نقطه‌ای به نقطه دیگر دسته ای برای آن تعبیه می کنند.

  • پیه دادن کامل

قالب را در ظرفی که محتوی پیه مذاب بر روی منبع حرارتی گذاشته و اطراف آن را آغشته به پیه می‌کنند، به طوری که پیه کاملا جذب چوب شود.

  • پاک کردن قالب

قالب را کاملا تمیز کرده و بعد از بازدید نهایی ، قالب آماده نقش‌زنی می باشد. 

قالب های قلمکار پس از مدتی ، به علت آلوده شدن مداوم به رنگ ، الیاف و کرک پارچه ، گرد و غبار و تحمل ضربات زیاد ، حساسیت خود را از دست داده و لبه‌های نقوش آن به تدریج ساییده می شود که در این صورت دیگر قابل استفاده نیست.

انواع قالب‌ 

کلیه قالب‌های قلمکار از نظر نقش به ده دسته تقسیم می شوند :

  • قالب‌هایی با مناظر تاریخی ایران ، از قبیل سی‌و‌سه‌پل و پل‌خواجو و عالی‌قاپو. 
  • قالب‌هایی با تصاویر عشاق معروف ایران، نظیر لیلی و مجنون، یوسف و زلیخا، خسرو و شیرین
  • قالب‌هایی با داستان‌های کهن ادبیات فارسی مثل داستان لک ‌لک و روباه.
  • قالب‌هایی با تصاویر شعرا، بزرگان، صوفیان و درویشان معروف ایران مانند حافظ ، فردوسی، ابوعلی سینا.
  • قالب‌هایی با تصویر جانوران وحشی و اهلی نظیر فیل، طاووس و لک‌لک.
  • قالب‌هایی با تصاویر زورخانه‌ها و ورزشگاه‌های قدیم که به صورت انفرادی یا دسته‌جمعی، مشغول حرکات ورزشی هستند؛ مثل تصویر گود زورخانه و میدان چوگان.
  • قالب‌هایی با نقوش مینیاتوری 
  • قالب‌هایی با نقش شکارگاه‌های سلطنتی قدیمی
  • قالب‌هایی با نقش رامشگران و نوازندگان زمان‌های پیشین که آلات موسیقی در دست دارند.
  • قالب هایی با نقش گل‌و‌بته و زنجیره و کتیبه و حاشیه 

ابزار و وسایل قلمکار سازی

  • تخته 

میز کوتاهی است که سطح آن از تخته مسطحی به طول 1.30 تا 2 متر و عرض 50 تا 70 سانتی متر تشکیل شده است. برای راحتی کار در زیر تخته حفره ای در زیر میز کنده شده که به آن «پاچال» می گویند. استاد قلمکار پای خود را در آن می گذارد تا از فشار آمدن بر روی پاهایش بر اثر نشستن مداوم جلوگیری کند.

  • رو تخته

شامل دو قسمت است : پارچه هایی که روی میز پهن می کنند و معمولا پشمی است و قسمت دوم پارچه ایست که روی قسمت اول پهن می کنند و معمولا پنبه ای است.

  • قدح یا پنجیری

ظرفی مدور از گل پخته و سفال است که همیشه در طرف راست استادکار قالب زن قرار می گیرد. اخیرا از ظرف پلاستیکی نیز استفاده می کنند.

  • پوچه (قلم)

نوعی قلم پشمی است که آن را از پارچه شال حسین ابادی (جلفای اصفهان)تهیه می کنند. نحوه تهیه پوچه بدین ترتیب است که قطعه ای از پارچه را چهارکرده و بهم می دوزند و سپس لبه نر را ریش ریش می کنند. در فواصل نزدیک بهم چوب های کوچکی گذاشته و فواصل بین چوب ها را می دوزند تا چوب ها در داخل پارچه و قسمتی که ریش ریش شده ، ثابت شود.

  • دست پیچ

استادکاران برای آن که نقش قالب کاملا بر روی پارچه منتقل شود با دست خود به قالب ضرباتی وارد می کنند ، به همین سبب برای این که دست و مچشان در پی ضربات پیاپی خسته و ناراحت نشود تکه پارچه ای نرم را دست راست خود می پیچند. معمولا بر روی دست پیچ لایی می بندند که نرم تر از پارچه اول است و سپس بر روی آن روپیچ که پارچه ای از جنس کرباس یا متقال است می بندند. اگر بخواهند ضربات وارده بر قالب محکم تر باشد روپیچ را از جنش چرم تهیه می کنند.

  • صاف کنی (کیس یا کیسه)

وسیله ای است که با آن پارچه های ناصاف را به منظور آماده کردن پارچه برای مرحله قالب زنی صاف می کنند و چین و چروک هایی که بر اثر شستشوی متعدد ایجاد شده را از بین می برند.

  • بندگیر

پارچه نسبتا ضخیم یا گونی نسبتا قیر اندودی است که به قطعات کوچک عموما به شکل مربع یا مستطیل بریده می شود. بندگیر نسبت به رنگ قلمکار غیرقابل نفوذ است و نحوه استفاده از آن به این ترتیب است که آن را روی پارچه ، یعنی محلی که می خواهند نقش را چاپ کنند قرار می دهند و قالب آغشته به رنگ را طوری روی پارچه و بندگیر قرار می دهند که نقش به اندازه مورد نظر روی پارچه و بقیه روی بندگیر قرار گیرد ، سپس بندگیر را روی نقش گذاشته و مجددا قالب را روی پارچه می زنند. بدین ترتیب به وسیله بندگیر ، یک نقش را به دو نیم  تقسیم می کنند و مجموع این دو نیمه تشکیل نقش کاملی می دهد.

  • لیف

برای پاک کردن و تمیز کردن قالب های کثیف و رنگی از لیف استفاده می کنند.

  • هاون سنگی

برای ساییدن و نرم کردن نیل بکار می رود و شخصی که این کار را انجام می دهد به نیل ساب معروف است.

  • پاتیل

حوضچه ای دایره ای شکل است که ته آن از یک ورقه بزرگ مسی تشکیل شده است و در زیر آن منبع حرارتی به منظور گرم کردن محتویات آن قرار می گیرد.

 

Chape Qalamkar ، انواع قالب چاپ قلمکار

انواع قالب چاپ قلمکار

روش های تولید

از نظر تکنیک تولید پارچه قلمکار در چهار دسته طبقه بندی میشود:

  • قلمکار معمولی که به وسیله قالب انجام میگرید.
  • سیاه قلم
  • قلمکار قلمی
  • رنگ آمیزی الوان
  • قلمکار زرنگار
  • قلمکار هندی

در حال حاضر رایج ترین نوع قملکار همان قلمکار نوع اول یا معمولی است. قمکار نوع دوم به لحاظ بالا رفتن دستمزدها که در قیمت تولید شده مؤثر است کمتر تولید و مصرف میشود. قلمکار زرنگار که برای سلاطین و درباریان صفویه تولید میشود امروزه منسوخ شده است. چون برای تولید این نوع قلمکار ابتدا طلا را در تیزاب حل کرده و روی پارچه بجای رنگ استفاده می کردند. نمک آب طلا پارچه را می پوسانید و سوراخ میکرد. به این جهت امروزه گرانی و کم دوامی آن از عوامل عدم تولید قلمکار زرنگار میباشد. بالاخره قلمکار هندی است که گویا از نقش و نگار هندوستان بوسیله استادانی که در زمان قاجاریه به هند رفته اند استفاده میشد و امروزه بطور کلی منسوخ شده است.

Chape Qalamkar ، استادکار در حال قلمکاری

استادکار در حال قلمکاری

مراحل تولید

چاپ نقش اندازی با قالب های چوبی ، بیشتر روی پارچه های پنبه ای یا کتانی نظیر چلوار ، متقال و غیره یا پارچه های کدری ساده استفاده می شود. پس از انتخاب و آماده کردن پارچه مورد نظر در اندازه مناسب ، حاشیه دوزی و ریشه تابی ، آن را برای چاپ آماده می کنند. در این مرحله اگر بخواهند پارچه را سفید و آماده رنگ پذیری کنند، آن را به مدت چند روز در آب روان قرار می دهند تا آهار آن از بین رفته، قدرت جذب رنگ آن بیشتر شود. برای سفید کردن ؛ پارچه ها را در معرض نور شدید آفتاب قرار می دهند و با پاشیدن آب به صورت مکرر و خشک شدن پارچه ، آن را سفید می کنند. چنانچه بخواهند پارچه دارای زمینه زرد باشد، مقداری گرد پوست انار و هلیله را در آب ریخته، پارچه را در آن فرو می برند تا اینکه تمام سطح پارچه رنگ کرم مایل به نخودی پیدا کند و در اصطلاح «شکری» شود.

بعد از این مراحل ، هنرمند با کمک قالب چوبی به چاپ نقش بر روی پارچه می پردازد. سپس کار تفکیک رنگ انجام می شود، به این ترتیب که هر یک از قسمت های طرح به نسبت رنگی که باید داشته باشد ، به طور جداگانه رسم می شود. رنگ ها و ترتیب استفاده از آن ها به این صورت است که معمولا در قالب اول رنگ سیاه ، پس از آن قالب های دیگر با رنگ های قرمز ، آبی و زرد مورد استفاده قرار می گیرد. گاهی نیز از رنگ های فرعی استفاده می شود. در تهیه هر یک از رنگ ها علاوه بر مواد رنگرزی طبیعی از مواد دیگری نظیر روغن کرچک و کتیرا برای ایجاد غلظت مناسب و جذب بهتر رنگ به پارچه استفاده می شود تا نقش ها ضمن خشک شدن پخش نشود. استاد قالب را ابتدا به رنگ سیاه آغشته کرده و در آن را در نقطه مورد نظر بر روی پارچه می نشاند و با ضربه مشت باعث انتقال نقش از روی قالب بر روی پارچه می شود. سپس رنگ قرمز به شیوه فوق الذکر چاپ و بعد از خشک شدن رنگ پارچه شستشو داده می شود تا رنگ های اضافی از آن خارج شود.

برای تثبیت رنگ های قلمکار به ازای هر هزار متر پارچه مقدار 12 کیلوگرم پوست انار سائیده و حدود 90 کیلوگرم مغز روناس را در داخل پاتیلی که در حال جوش است ریخته و آن را هم می زنند تا کاملا مخلوط شود. آنگاه پارچه هایی که رنگ آمیزی و شستشو شده داخل پاتیل ریخته و کماکان عمل حرارت دادن ادامه می یابد. به این عمل  «گازری کردن» پارچه می گویند.

در تولید قلمکار دست مزد کارگری سهم بیشتری را نسبت به ارزش مواد و مصالح بکار رفته در پارچه قلمکار تشکیل می دهد. بطوریکه هفتاد درصد کل ارزش پارچه قلمکار را دستمزد و سی درصد بقیه را مواد اولیه تشکیل می دهد. بنابراین تولید قلمکار هنوز هم منبع شغل و درآمد قابل توجهی نسبت به سایر مشاغل سنتی محسوب می شود.

 

 

پارچه قلمکار ، iran Qalamkar cloth


پانویس

1. قلمکار صدرس : به گفته استاد پور صناعی در گذشته ، برای آن که نقش پارچه را به رنگ قرمز و بنفش درآورند، رنگ ها را صد روز می خواباندند تا جا بیفتد یا در اصطلاح برسد؛ از این رو به آن « قلمکار صدرسی » می گفتند.


گردآوری و تهیه:

گروه کارشناسی ایران آنتیک

www.iranantiq.com


منابع

  • قلمکار اصفهان از شروع درخشش در عصر صفوی تا به امروز / حسین یاوری ، علیرضا بطلانی یادگار ، هلاله هلالی اصفهانی / انتشارات فرهنگستان هنر / چاپ اول / پاییز 1385 
  • قلمکار / کاوه گلستان / کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان / سال 1357
  • جغرافیای اصفهان / میرزا حسین خان تحویلدار اصفهان / به کوشش منوچهر ستوده / انتشارات دانشگاه تهران / سال 1342

 

نظرات کاربران

هنوز نظری ثبت نشده، شما اولین نفر هستید...