کاشی سنتی

تعریف کاشی کاشی یک جسم سخت مانند سرامیک، سنگ، فلز و حتی شیشه است که از آن برای پوشش سقف،کف زمین یا دیوار استفاده می شود. اصطلاح کاشی به صورت امروزی می تواند به هر ساختار کاشی مانندی که مستطیلی شکل باشد اطلاق شود. کاشی ها اغلب برای پوشش دیوار و سقف به کار می روند و می توانند به صورت مربع های ساده یا موزاییک های پیچیده دیده شوند. کاشی ها معمولا از سرامیک ساخته می شوند اما می توانند از مواد دیگری مانند شیشه، مرمر، گرانیت و لوح سنگی هم ساخته شوند. صنعت کاشی سازی و کاشی کاری که بیش از همه در تزیین معماری... ادامه

تعریف کاشی

کاشی یک جسم سخت مانند سرامیک، سنگ، فلز و حتی شیشه است که از آن برای پوشش سقف،کف زمین یا دیوار استفاده می شود. اصطلاح کاشی به صورت امروزی می تواند به هر ساختار کاشی مانندی که مستطیلی شکل باشد اطلاق شود. کاشی ها اغلب برای پوشش دیوار و سقف به کار می روند و می توانند به صورت مربع های ساده یا موزاییک های پیچیده دیده شوند. کاشی ها معمولا از سرامیک ساخته می شوند اما می توانند از مواد دیگری مانند شیشه، مرمر، گرانیت و لوح سنگی هم ساخته شوند. صنعت کاشی سازی و کاشی کاری که بیش از همه در تزیین معماری سرزمین ایران و به طور اخص بناهای مذهبی به کار گرفته شده، همانند سفالگری دارای ویژگی های خاصی است. این هنر و صنعت از گذشته بسیار دور در نتیجه مهارت، ذوق و سلیقه کاشی ساز در مقام شئی ترکیبی متجلی گردیده بدین ترتیب که هنرمند کاشیکار یا موزاییک ساز با کاربرد و ترکیب رنگ های گوناگون و یا در کنار هم قرار دادن قطعات ریزی از سنگ های رنگین و بر طبق نقشه ای از قبل طرح گردیده، به اشکالی متفاوت و موزون از تزیینات بنا دست یافته است.

traditional tile ، نمایی از تزیینات مسجد جامع یزد ، حاشیه با نقش شش ضلعی منتظم

نمایی از تزیینات مسجد جامع یزد ، حاشیه با نقش شش ضلعی منتظم

طرح های ساده هندسی، خط منحنی، نیم دایره، مثلث و خطوط متوازی که خط عمودی دیگری بر روی آنها رسم شده از تصاویری هستند که بر یافته های دوره های قدیمی تر جای دارند که به مرور نقش های متنوع هندسی، گل و برگ، گیاه و حیوانات که با الهام و تأثیر پذیری از طبیعت شکل گرفته اند پدیدار می گردند و در همه حال مهارت هنرمند و صنعت کار در نقش دادن به طرح ها و هماهنگ ساختن آنها، بارزترین موضوع مورد توجها ست. این نکته را باید یادآور شد که مراد کاشی گر و کاشی ساز از خلق چنین آثار هنری هرگز رفعا حتیاجات عمومی و روزمره نبوده بلکه شناخت هنرمند از زیبایی و ارضای تمایلات عالی انسانی و مذهبی، مایه اصلی کارش بوده است. مخصوصا اگر به یاد آوریم که هنرهای کاربردی بیشتر جنبه کاربرد مادی دارد، حال آن که خلق آثار هنری نمایانگر روح تلطیف یافته انسان است همچنان که «پوپ» پس از دیدن کاشی کاری مسجد شیخ لطف الله در «بررسی هنر ایران» می نویسد: «خلق چنین آثار هنری جز از راه ایمان به خدا و مذهب نمی تواند به وجود آید».

Sheikh Lotfollah Mosque tile work

کاشی کاری مسجد شیخ لطف الله ، اصفهان

 

تاریخچه کاشی

اشکال اولیه کاشی های سرامیکی مربوط به دوران قبل از تاریخ است وقتی که استفاده از رس به عنوان یکی از مصالح ساختمانی در چندین تمدن اولیه توسعه یافت. کاشی های مدرن اولیه به طور زمخت شکل داده شده بود و استقامت کاشی های امروزی را نداشتند. مصالح کاشی ها از کف رودخانه ها استخراج شده در بلوک های ساختمانی فرم داده و در آفتاب خشک می شدند. کاشی های اولیه خام بوده اند ولی حتی در 6000 سال قبل مردم با استفاده از رنگ زدن و کنده کاری ظریف روی کاشی ها از آن ها برای تزیین استفاده می کردند.

صنعت سرامیک در واقع محدود به ساخت ظروف، وسایل و قطعات سفالی ساده گذشته نیست و کاربردی شگرف در همه ابعاد تمدن و تکنولوژی نوین بشر امروز دارد. روش ساخت و تهیه کلیه وسایل سرامیکی تقریبا یکی است و بسته به کاربرد، تفاوت های جزئی در روش تولید دارد.

کاشی های پخته شده (Firing Tile)

مصری های باستان، اولین کسانی بودند که کشف کردند کاشی های رسی پخته شده در کوره محکم تر و در برابر آب مقاوم ترند. بسیاری از تمدن های باستان از کاشی های مربعی کوچک پخته شده رسی برای تزیین در معماری استفاده می کردند. ساختمان های شهرهای قدیمی بین النهرین با سفالینه های قرمز بدون لعاب و کاشی های رنگارنگ نماکاری شده بودند. یونانیان و رومیان باستان از سرامیک در کف، سقف و حتی لوله کشی درون ساختمان ها استفاده می کردند. چینی ها از رس سفید رنگ به نام کائولین استفاده می کردند تا بتوانند سرامیک مقاوم و سفید رنگی به نام چینی (Porcelain) تولید کنند. در اروپای قرون وسطی از کاشی ها در کف کلیساها استفاده می شد. در سراسر قاره اروپا بیزانس ها به بهترین شکل از کاشی های کوچک در مقیاس های کوچک استفاده می کردند. آن ها با استفاده از کاشی، شیشه و سنگ الگوهای موزاییکی پرمفهوم و زیبایی خلق کرده اند.

کاشی های لعابدار (Glazing Tile)

سرامیک های ایرانی تحت تاثیر کاشی های وارد شده از چین بودند این کاشی ها که برای مقاصد تزیینی استفاده می شدند در سراسر آسیای جنوبی ، آفریقای شمالی ، اسپانیا و حتی اروپا نیز پخش گردید. از آنجا که هنر اسلامی از تخیلات انسانی سرچشمه می گرفت و در پیشرفت و توسعه دین اسلام تاثیر گذار بود، صنعتگران به ارائه کاشی های با رنگ روشن و مرصع یا بافت پیچیده روی آوردند. کاشی های لعابی پررنگ در الگوهای موزاییک های بزرگ و تغییر رنگ های ظریف کنار هم چیده می شدند. صنعتگران مسلمان از اکسیدهای فلزی مانند قلع، مس، کبالت، منیزیم و آنتیمون برای لعاب کاشی استفاده می کردند که لعابی درخشنده تر و محکم تر حاصل می نمود. در قرن پانزدهم کاشی های با لعاب اکسید فلز در ایتالیا متداول شد و به تدریج در بین صنعتگران شمال ایتالیا نفوذ کرد. مراکز تجاری مهم اروپایی به این موتیفهای محلی اهمیت دادند به طوری که برخی از این کاشی ها هنوز هم استفاده می شوند مانند کاشی دلفت (از دلفت هلند) و کاشی ماجولیکا (از مایورکای اسپانیا).

کاشی های مدرن (Modern Tile)

امروزه اغلب شرکت های سازنده تجاری از روش پرس خاک (press dust) استفاده می کنند. ابتدا مخلوط مواد در شکل مورد نظر پرس شده و سپس لعاب زده می شود (ممکن است هم لعاب زده نشود) و سپس در کوره پخت می شود. برخی از صنعتگران ممکن است با پرس ملات یا با پهن کردن خمیر و قطع آن با استفاده از قالب همانند شیرینی پزها کاشی ها را با شکل مورد نظر تولید کنند. روش برش کاشی هر چه باشد نیاز به پخته شدن دارد تا سخت شود. خلوص رس ، دفعات پختن و دمای کوره عواملی هستند که در تعیین قیمت و کیفیت کاشی تاثیر گذارند. دمای کوره از 900 تا 2500 درجه فارنهایت متغیر است. هر چه دمای کوره کم تر باشد تخلخل کاشی بیش تر بوده و لعاب نرم تر است. دمای بالاتر، کاشی متراکم تر و لعاب محکم تری تولید می کند.

 

تاریخچه کاشی کاری در ایران

تاریخچه کاشی (آجر لعابی) و هنرهای تزیینی در ایران به دوران قبل از تاریخ بر می گردد و از زمان های بسیار دور از کاشی کاری برای تزیین بناهای تاریخی استفاده شده است. اولین نمونه های موزاییک کاری مربوط به ستونهای معبدی در بین النهرین است و مربوط به نیمه دوم قبل از میلاد مسیح است. در این بنا سنگ های رنگی با تزیینات صدف و عاج مزین شده اند و در آنها الگو های هندسی کاملا به چشم می خورد. این موزاییک کاریهای اولیه پایه کاش کاری های بعدی بودند. اولین نمونه های کاشی کاری که به عنوان تکاملی در این هنر به شمار می رفت در مکان هایی مانند قصرهای آشور و بابل در زمان مشابه یافت شده اند. معروف ترین نمونه کاشی کاری، نمونه موزاییک کاری است که در اکتشافات مارلیک یافت شده است.

تزئینات به جای مانده از زمان هخامنشیان حکایت از کاربرد آجرهای لعابدار رنگین و منقوش و ترکیب آنها دارد، بدنه ساختمان های شوش و تخت جمشید با چنین تلفیقی آرایش شده اند، دو نمونه جالب توجه از این نوع کاشی کاری در شوش به دست آمده که به «شیران و تیراندازان» معروف است. علاوه بر موزون بودن و رعایت تناسب که در ترکیب اجزاء طرح ها به کار رفته، نقش اصلی همچنان حکایت از وضعیت و هویت واقعی سربازان دارد. چنان که چهره ها از سفید تا تیره و بالاخره سیاه رنگ است، وسایل زینتی مانند گوشواره و دستبندهایی از طلا در بردارند و یا کفش هایی از چرم زرد رنگ به پا دارند. از تزئینات کاشی همچنین برای آرایش کتیبه ها نیز استفاده شده است. رنگ متن اصلی کاشی های دوره هخامنشیان اغلب زرد، سبز و قهوه ای می باشد و لعاب روی آجرها از گچ و خاک پخته تشکیل شده است.

نمونه های دیگری از این نوع کاشی های لعابدار مصور به نقش حیوانات خیالی مانند «سیمرغ» و یا «گریفن» دارای شاخ گاو، سر و پای شیر و چنگال پرندگان نیز طی حفاری ها به دست آمده است. قطعاتی از قسمت های مختلف کاشی کاری متنوع زمان هخامنشیان در حال حاضر در مجموعه موزه لوور و سایر موزه های معروف جهان قرار دارد.

Achaemenid Tiles In Iran

در دوره اشکانیان صنعت لعاب دهی پیشرفت قابل ملاحظه ای کرد، و به خصوص استفاده از لعاب یکرنگ برای پوشش جدار داخلی و سطح خارجی ظروف سفالین معمول گردید، و همچنین غالبا قشر ضخیمی از لعاب بر روی تابوت های دفن اجساد کشیده می شده است. در این دوره به تدریج استفاده از لعاب هایی به رنگ های سبز روشن و آبی فیروزه ای رونق پیدا کرد. بنا به اعتقاد عده ای از محققان، صنعت لعاب سازی در زمان اشکانیان در نتیجه ارتباط تجاری و سیاسی بین ایران و خاور دور به چین راه یافته، و سفالگران چین در زمان سلسله هان (206 پ.م الی 220 میلادی) از فنون لعاب دهی رایج در ایران برای پوشش ظروف سفالین استفاده می کرده اند. با وجود توسعه فن لعاب دهی به علت ناشناخته ماندن معماری دوره اشکانی در ایران، گمان می رود در این دوره هنرمندان استفاده چندانی از لعاب برای پوشش خشت و آجر نکرده و نقاشی دیواری را برای تزیین بناها ترجیح داده اند. دیوار نگاره های کاخ آشور و کوه خواجه سیستان یادآور اهمیت و رونق نقاشی دیواری در این دوره است. طرح های تزیینی این دوره از نقش های گل و گیاه، نخل های کوچک، برگ های شبیه گل «لوتوس» و تزئینات انسانی و حیوانی است، که در آرایش دو بنای یاد شده نیز به کار رفته است.

در عصر ساسانیان هنر و صنعت دوره هخامنشیان مانند سایر رشته های هنری ادامه پیدا کرد، و ساخت کاشی های زمان هخامنشیان با همان شیوه و با لعاب ضخیم تر رایج گردید. نمونه های متعددی از این نوع کاشی ها که ضخامت لعاب آنها به قطر یک سانتیمتر می رسد در کاوش های فیروزآباد و بیشاپور (نیشابور) به دست آمده است. در دوره ساسانیان علاوه بر هنر کاشی سازی هنر موازییک سازی نیز متداول گردید. مخصوصاً پوشش دو ایوان شرقی و غربی بیشاپور از موزاییک به رنگ های گوناگون و تزیینات گل و گیاه و نقوشی از اشکال پرندگان و انسان را در بر می گیرد. کیفیت نقوش موزاییک های مکشوفه در بیشاپور گویای ادامه سبک و روش هنری است که در دوره اسلامی به شیوه معرق در کاشی سازی و کاشی کاری تجلی نموده است. رنگ آمیزی های متناسب، ایجاد هماهنگی و رعایت تناسب از ویژگی های کاشی کاری های این دوره می باشد.

با ظهور اسلام در ایران، هنر کاشی کاری به شکوفایی رسید و این هنر، مهم ترین ویژگی در تزیین بناهای مذهبی به شمار می رفت. نیاز به کاشی کاران ایرانی در تمام مناطق امپراطوری اسلامی به شدت احساس می شد. قدیمی ترین نمونه کاشی کاری اسلامی در گنبدهای مساجد مربوط به قرون هفت و هشت میلادی به چشم می خورد.

در دوران آل بویه ، دو مسجد نایین و نی ریز از تزیینات آجر کاری به صورت الگوهای هندسی بهره جسته اند. در قرون 11 و 12 میلادی، تزیینات آجری به سرعت از شرق ایران به تمام نقاط دیگر گسترش پیدا کرد. مهم ترین نمونه های آجرکاری در این دوره مقبره پیر علمدار، چهل دختران و برج میهماندوست هستند.

مرحله بعدی تکامل کاشی کاری به صورت استفاده از آجر لعابی رنگی بود. اصلی ترین رنگ های به کار رفته در کاشی کاری رنگ فیروزه ای بود و در دوران سلجوقیان آجرهای لعابی فیروزه ای برای تزیین آجرهای بناهای تاریخی استفاده شده است. گاهی از آجرهای لعابی فیروزه برای ایجاد خط نسخ کوفی استفاده شده یا از این آجرها به صورت پراکنده در میان آجرهای معمولی به کار رفته است. قدیمی ترین نمونه خط کوفی روی آجر پخته نشده فیروزه ای رنگ در موزه ایران باستان وجود دارد و مربوط به قرن یازده میلادی است. از بناهای مذهبی دیگری که در ترکیب آنها از کاشی کاری فیروزه ای استفاده شده می توان به مسجد سید اصفهان، گنبد قرمز مراغه و مسجد جامع گناباد اشاره کرد.

کاشی کاری فیروزه ای ، مهراب جنوبی مسجد سید ، اصفهان

کاشی کاری ، مهراب جنوبی مسجد سید ، اصفهان

نوع دیگر کاشی که در دوره سلجوقی مورد استفاده قرار می گرفته است «خشت کاشی» نام دارد. برای ساختن این نوع کاشی، از روش قالب زدن استفاده می شده و اکثر این قالب ها به شکل هندسی بوده است. با کنار هم چیدن این قالبها، طرحی هندسی به شکل های متداول مانند صلیب و ستاره هشت پر به دست می آمده است. و پس از ریختن سفال کاشی ، روی آن را لعاب و سپس نقاشی می کردند. از این نوع کاشی بیشتر در کتیبه ها استفاده شده است. و اکثرا با خط نسخ و یا تعلیق بر روی آنها عباراتی نوشته اند که نقوشی متاثر از تذهیب دارند.

در دوران حکومت سلجوقیان و دوره های پیش از آغاز قرن هفتم هجری، تولید کاشی توسعه خیره کننده ای یافت. مرکز اصلی تولید، شهر کاشان بود. تعداد بسیار زیادی از گونه های مختلف کاشی چه از نظر فرم و چه از نظر تکنیک ساخت، در این شهر تولید می شد. اشکالی همچون ستاره های هشت گوش و شش گوش، چلیپا و شش ضلعی برای شکیل نمودن ازاره های درون ساختمان ها با یکدیگر ترکیب می شدند. از کاشی های لوحه مانند در فرم های مربع یا مستطیل شکل و به صورت حاشیه و کتیبه در قسمت بالایی قاب ازاره استفاده می شد. قالب ریزی بعضی از کاشی ها به صورت برجسته انجام می شد در حالی که برخی دیگر مسطح بودند و تنها با رنگ تزیین می شدند. در این دوران از سه تکنیک لعاب تک رنگ، رنگ آمیزی مینایی بر روی لعاب و رنگ آمیزی زرین فام بر روی لعاب استفاده میشد. در دوران، حکومت سلجوقی، بر گستره لعاب های رنگ شده، رنگ های کرم، آبی فیروزه ای و آبی لاجوردی (کبالتی) نیز افزوده گشت.

Kashan tile

 

ابوالقاسم عبد الله بن علی بن ابی طاهر، مورخ دربار ایلخانیان و یکی از نوادگان خانواده مشهور سفالگر اهل کاشان به نام ابوطاهر، توضیحاتی را در خصوص برخی روش های تولید کاشی، نگاشته است. وی واژه هفت رنگ، را به تکنیک رنگ آمیزی با مینا بر روی لعاب اطلاق کرد. این تکنیک در دوره بسیار کوتاهی بین اواسط قرن ششم تا اوایل قرن هفتم هجری از رواج بسیار چشمگیری برخوردار بود.لعاب زرین فام که ابوالقاسم آن را دو آتیشه میخواند، رایج ترین و معروف ترین تکنیک در تزیینات کاشی بود. این تکنیک ابتدا در قرن دوم هجری در مصر برای تزیین شیشه مورد استفاده قرار میگرفت. مراحل کار به این شرح بود که پس از به کار گیری لعاب سفید بر روی بدنه کاشی و پخت آن، کاشی با رنگدانه های حاوی مس و نقره رنگ آمیزی می شده و مجددا در کوره حرارت می دیده و در نهایت به صورت شی درخشان فلز گونه ای در می آمده است.

 با توجه به مطالعه پیکره شناسی که بر روی نخستین کاشی های معروف به زرین فام انجام گرفته و نیز از آنجایی که در این نوع از کاشی ها بیشتر طرحهای پیکره ای استفاده می شده تا الگوهای گیاهی، می توان گفت که این نوع از کاشی ها به ساختمانهای غیر مذهبی تعلق داشته اند.

با حمله مغولان به ایران بسیاری از ویژگی های سنتی این هنر دستخوش تغییر شد. با پذیرفتن اسلام توسط ایلخانیان در قرن 13 میلادی، کاشی کاری به حالت اولیه خود بازگشت. ایلخانیان به ساختن بناهای مذهبی و غیر مذهبی علاقه مند شدند. در این دوران از کاشی کاری نه تنها در نمای خارجی، بلکه در نماهای داخلی ساختمان ها برای تزیین دیوارها و گنبدها نیز استفاده می شد.

ویرانی حاصل از تهاجم اقوام مغول در اواسط قرن هفتم هجری، تنها مدت کوتاهی بر روند تولید کاشی تاثیر گذاشت و در واقع هیچ نوع کاشی از حدود سالهای 654 - 642 ه.ق بر جای نمانده است. پس از این سالها، حکام ایلخانی اقدام به ایجاد بناهای یادبود کردند و به مرمت نمونه های پیشین پرداختند. نتیجه چنین اقداماتی احیای صنعت کاشی کاری بود. در این دوران تکنیک مینایی از بین رفت و گونه دیگری از تزیین سفال که بعدها عنوان «لاجوردینه» را به خود گرفت، جانشین آن شد. در این تکنیک قطعات قالب ریزی شده با رنگ های سفید، لاجورد و در موارد نادری فیروزه ای، لعاب داده می شدند و پس از اضافه شدن رنگ های قرمز، سیاه یا قهوه ای بر روی لعاب، برای بار دوم در کوره قرار داده می شدند.

در اوایل دوره ایلخانی، تکنیک زرین فام بر روی لعاب بدون هیچ رنگ افزوده ای به کار برده می شد ولی در ربع پایانی قرن هفتم، رنگ های لاجوردی و فیروزه ای به میزان اندکی مورد استفاده قرار گرفتند.

با نزدیک شدن به قرن هشتم هجری، آبی لاجوردی از رواج و محبوبیت بیشتری برخوردار شد و سرانجام تکنیک نقاشی زیر لعاب با استفاده از رنگهای آبی لاجوردی و اندک مایه ای از رنگ قرمز و سیاه، جایگزین نقاشی زرین فام شد که کاشی های تولید شده با چنین تکنیکی معمولا با نام کاشی های سلطان آباد شناخته می شوند. این تکنیک تا اواسط قرن هشتم مورد استفاده قرار می گرفت و پس از آن منسوخ شد. با رو به زوال نهادن حاکمیت ایلخانیان در اواسط قرن هشتم، عصر طلایی تولید کاشی پایان یافت.

در این دوره سبک دیگری مورد توجه قرار گرفت که به کاشی معرق شهرت دارد. کاشی های معرق ، موزاییکی ، تک رنگ و نه چندان نفیس در رنگ های متفاوت جانشین قاب های عظیم زرین فام و کتیبه ها شدند. این تکنیک برای نخستین بار در آغاز قرن هفتم هجری در آناتولی اقتباس شده و یک قرن بعد در ایران و آسیای مرکزی پدیدار شد. این نوع از کاشی ها برای ایجاد طرح پیچیده در کنار یکدیگر چیده می شدند و از آنها برای تزیین محراب ها استفاده می شد. شیوه کار به این صورت بوده است که سفال های لعاب داده شده را بر مبنای طرح اصلی می بریدند و با کنار هم قرار دادن آنها، طرح اصلی را می ساختند. در مقبره امامزاده جعفر اصفهان (726 ه.ق) نمونه ای از کاشی معرق به چشم می خورد اما کاربرد وسیع آن در دوره میانی قرن نهم هجری رواج پیدا کرد. طیف وسیع و پیشرفته ای از کاشی های معرق بر روی تعدادی از بناهای مهم یادبود این دوره دیده می شود که به عنوان نمونه می توان به مسجد گوهرشاد در مشهد، مدرسه آلغ بیک در سمرقند و مدرسه خرگرد اشاره کرد.

در پایان دوره ایلخانی و ابتدای دوره تیموری هنر کاشی کاری به اوج  تکامل و زیبایی خود رسید و با توجه به وقت گیر بودن نصب کاشی های معرق، در اواخر قرن نهم هجری تکنیک ارزان تر و سریع تر با نام کاشی هفت رنگ، جایگزین آن شد. این تکنیک، ترکیب رنگ های مختلف و متعددی را بر روی کاشی ممکن ساخته بود. همچنین در چنین شیوه ای رنگ ها مجزا بودند و درون مرزهای یکدیگر نفوذ نمی کردند، زیرا توسط خطوط رنگین مرکب از منگنز و روغن دنبه از یکدیگر جدا می شدند.این کاشی ها به شکل چهارگوش در اندازه تقریبی 15×15 ساخته می شوند به نحوی که هر کدام از کاشی ها پخته و در کنار یکدیگر قرار می گیرند تا کاشی بزرگتری تولید شود. در این شیوه کاشی را پس از پخت اول و ترسیم نقش بر روی آن دوباره در کوره حرارت می دهند و پس از خارج شدن از کوره در محل کار نصب می کنند. هفت رنگ متداول در این کاشی عبارتند از : سیاه ، سفید ، لاجوردی ، فیروزه ای ، قرمز ، زرد ، حنایی. در بسیاری از بناهای تیموریان شاهد رواج مجدد کاشی کاری به شیوه هفت رنگ هستیم که به عنوان نمونه، می توان از مدرسه غیاثیه خردگر که در سال 846 ه.ق تکمیل شده یاد کرد.

با آغاز دوره صفوی ، تکنیک دیگری از کاشی کاری ظهور کرد و شرایط اقتصادی و سیاسی موجب تولید کاشی هفت رنگ شد. دلایلی که باعث محبوبیت این تکنیک شد عبارتند از : مقرون به صرفه بودن تولید کاشی هفت رنگ، زمان کوتاه تر تولید آن و اینکه هنرمندان امکان استفاده از تزیینات قبلی را در این شیوه داشتند. مساجد و مدارس صفویه به طور کلی با پوششی از کاشی ها در درون و بیرون بنا تزیین شده اند. شاه عباس که برای دیدن بناهای مذهبی کامل نشده اش بی تاب بود، استفاده بیشتر از تکنیک سریع کاشی هفت رنگ را تقویت کرد.

در عصر صفوی، کاشی هفت رنگ در قصرهای اصفهان به نحوی گسترده مورد استفاده قرار گرفت و نصب کاشی های چهارگوش درون قاب های بزرگ، منظره هایی بدیع همراه با عناصر پیکره ای و شخصیت های مختلف، به وجود آورد. این تکنیک تا پایان دوره قاجار متداول بود و استفاده از رنگ ها در این شیوه از کاشی کاری در الویت دادن به رنگهای زرد و نارنجی روشن، جلوه گر می شد.

در قرن دوازدهم هجری با روی کار آمدن زندیه عمارت سازی در اندازه های جاه طلبانه به ویژه در شیراز پایتخت زندیان، از سرگرفته شد و به همین دلیل جنبش جدیدی در صنعت کاشی ها با نوعی رنگ جدید صورتی که در دوران حکمرانی قاجار نیز استفاده می شده، نقاشی شدند. به تدریج استفاده از کاشی با نقوش گل و بوته و مخصوصا نوع خشت و هفت رنگ که مخصوص مساجد بود، به منازل نیز راه یافت و استادان کاشی کار اصفهانی پا را از گل و بوته و اشکال هندسی فراتر نهاده و نقش انواع حیوانات و پرندگان را در کاخ ها و منازل متداول کردند، هنر کاشیکاری همچنان مورد استفاده هنرمندان اصفهانی بود به طوری که در بیشتر بناها کاربرد داشت.

در حال حاضر نیز کاشی کاری و کاشی سازی از هنرهای دستی اصفهان است و استادان این هنر در کارگاه های متعدد کاشی سازی به تولید این فرآورده هنری مشغول هستند. در میان انبوهی از مصالح معماری چون گل، گچ، خشت، سنگ، چوب و غیره همچنان کاشی نقش عمده را ایفا می کند و در حقیقت مکمل کار در معماری است. هنرمندان ما به خوبی تشخیص دادند که در یک کشور اسلامی و یا در مجموع جهان اسلام یگانه عنصری که می تواند اهداف هنر اسلامی را متحقق کند کاشی است.

امروزه آثار گرانبهایی از این عنصر معماری و تزییناتی را در اکثر مراکز متبرکه کشورهای اسلامی مشاهده می نماییم که همه آنها حاصل دسترنج توانای هنرمندانی است که زندگی خود را وقف هنر کردند و رسالت خود را در قبال اهداف هنر اسلامی از طریق هنر کاشی کاری انجام دادند.

انواع کاشی از لحاظ جنس

کاشی به لحاظ مواد تشکیل‌ دهنده بر دو نوع است : کاشی گلی و کاشی جسمی.

  • کاشی گلی

خمیر آن از گل رس تهیه  می شود و باید دقت داشت که عاری از هر گونه دانه های شنی باشد. 
کاشی گلی از نظر مقاومت در روی دیوار و مصرف آن در گره کاری بسیار مناسب است و در مقابل تیشه ، کاشی تراشی ، و سوهان از خود مقاومت بیشتری نشان می دهد و به عبارتی سخت تر است اما در سرما و یخبندان دوام کمتری داشته و در هنگام یخ زدکی لعاب آن پولک می کند و از روی کاشی جدا می شود. کاشی هفت رنگ معمولا بر روی کاشی گلی انجام داده می شود.

  • کاشی جسمی

خمیر آن مخلوطی از نرمه سنگ ، نرمه شیشه و گل سرشور می باشد. این کاشی چون مواد تشکیل دهنده خشت و لعاب آن تقریبا هم جنس هستند لعاب را بهتر به خود جذب می کنند ؛ همچنین هنگامی که از کوره خارج می شود به علت جمع کردن ذرات شیشه و نرمه سنگ چخماق  ، داخل کوره خلل و فرج ریزی نمایان می شود که به آن لانه زنبوری می گویند و باعث می شود که کاشی در مقابل یخبندان بهتر مقاومت کند.
به دلیل این که لعاب به خمیر گل کاشی جسمی بهتر می چسبد از مقاومت بیشتری برخوردار است. ضمن آن که در مقابل ابزارهای کاشی تراشی نرم تر است و بهتر می توان از آن برای کارهای ریز مانند تخمه گذاری استفاده کرد.

انواع کاشی

به غیر از کاشی های معرق ، فیروزه ای ، زرین فام ، هفت رنگ که در بالا به آن اشاره شد ، انواع دیگری از کاشی تهیه می شود که عبارتند از :

کاشی نره ای : این نوع کاشی هم از کاشی گلی و هم از کاشی جسمی تهیه می شود و از آن در گنبد ها استفاده می شود. تفاوت آن با کاشی های معمولی در ضخامت گل پشت لعاب آن می باشد. ضخامت کاشی معمولی 1.5 تا 2 سانتی متر است در صورتی که کاشی نره ای 4 تا 5 سانتی متر ضخامت دارد و گاهی بیشتر نیز می باشد چنانچه در ساختمان های قدیمی کاشی نره ای به ضخامت 13 الی 14 سانتی متر دیده شده است. اندازه این کاشی ها 5×20×5 سانتی متر است ؛ البته طول و عرض آن متغیر است و بستگی به نوع کار دارد. (اندازه کاشی معمولی 2×15×15 سانتی متر است)

کاشی مُهری : برای تهیه این کاشی ، کف قالب مورد نظر را که نمای اصلی کاشی را پدید می آورد به نقش مورد نظر کنده کاری می کردند ، سپس خمیر گل رس را در آن قرار داده و پس از برداشت اضافات ، آن را در محل مناسبی برگردان می کردند. گل قالب گرفته شده پس از خشک شدن برای لعاب آماده می شد. برای لعاب دادن ، فقط برجستگی ها را به لعاب آغشته می کردند ؛ پس از پخته شدن ، کاشی در محل گودی ها به شکل آجر و در محل برجستگی ها به صورت کاشی الوان نمایان می شد.

کاشی پیش بُر : بعد از برگردان کردن گل قالب گرفته شده شکل مورد نظر را از چوب یا فلز می ساختند و به شکل قالب اصلی به کار می بردند. قالب را بر روی خشت قرار داده و اطراف آن را با تیغه فلزی تیز می بریدند. خشت را که دیگر به شکل دلخواه درآمده لعاب داده و در کوره می پختند. گاهی این خشت ها بدون لعاب در بناها به کار برده می شدند مانند نمونه هایی که در مسجد زوزن و مسجد جامع گناباد به چشم می خورد.

کاشی زیر رنگی : در این نوع کاشی ها معمولا لعاب را به رنگ دلخواه بر روی کاشی می ریزند به طوری که تمام سطح کاشی را بپوشاند و سپس آن را به کوره برده حرارت می دهند. در صورتی که بخواهند نقشی را روی کاشی ترسیم کنند ابتدا خشت را به کوره برده حرارت می دهند تا پخته شود سپس آن را به رنگ دلخواه لعاب زده و دوباره به کوره می برند. سپس اطراف کاشی را تراش داده و به یک اندازه در می آورند. این کاشی های تراش داده شده را بر روی صفحه ای پهلوی هم قرار داده و نقش مورد نظر را بر روی آن ترسیم کرده و به رنگ آمیزی آن با لعاب می پردازند. سپس برای بار سوم آن را به کوره برده و حرارت می دهند. به رنگ اول زیر رنگی و به رنگ دوم نقش اصلی می گویند.

کاشی گره کشی : کاشی هایی که با طرح ها و نقش های مختلف با اشکال چند ضلعی های هندسی پهلوی یکدیگر قرار گرفته و تشکیل نقش های کلی را می دهند که به نام گره کشی معروف هستند.

کاشی معقلی : نقوش معقلی از مصالحی مانند آجر و کاشی به صورت جداگانه و درهم ساخته می شود و ترسیم آن ها عموما در جدول های ساده صورت می پذیرد. دارای طرح‌های هندسی است و از تلفیق اشکال هندسی ساخته می‌شود.

کاشی خط بنایی : اساس کوفی بنایی امتداد های افقی و عمودی و گردش خط با ضخامتی یکنواخت در راستای افقی یا عمودی است به گونه‌ ای که تمام سطوح هندسی شکل با این نوشته‌ های افقی و عمودی پر می‌ شود.

 

ابزار و وسایل کاشی کاری

  • اره

برای کاشی کاری اره های مخصوصی وجود دارد که دندانه های آن ها در جهت عکس دندانه های اره نجاری می باشند. شکل متفاوت این اره به این دلیل است که در هنگام کار همواره روی لعابدار کاشی به طرف کاشی تراش است و اگر از اره هایی نظیر اره نجاری استفاده کند ، لعاب کاشی در محل برش از جا کنده می شود. دامنه چپ و راست دندانه های اره به ضخامت و موقعیت برش مورد نظر بستگی دارد.
انتهای اره های مختلف کاشی بُری از یک الی پانزده میلی متر پهنا دارد و هر کدام از آن ها در محلی خاص مورد استفاده قرار می گیرد. این اره ها همچنین در جاسازی در زمان تخمه گذاری بسیار مفید واقع می شوند.
موقع لب زدگی کاشی ها ، با مغار یا مته داخل گل و بته ها را سوراخ می کنند. برای این که بتوان آن را از داخل سوراخ عبور داد با اره نوک تیز ، اضافه های آجر اطراف یا داخل کار (محل تخمه گذاری) را می برند تا سوهان و ابزارهای دیگر بتوانند به راحتی داخل سوراخ ها حرکت کرده ، اضافات را بسایند و کار را آماده سازند. 

  • تیشه

تیشه ابزاری است با تیغه به نسبت تیز فلزی که برای تراشیدن و قطع و شکافتن موادی مانند سنگ و چوب و آجر و خاک مورد استفاده قرار می ‌گیرد. قطعه فلزی به طول تقریبی 20 سانتی متر ، ضخامت 3 سانتی متر و عرض 4 سانتی متر است که دو سر آن را به شکل تیغه در آورده اند. در وسط دو تیغه سوراخی استوانه ای تعبیه شده که قطری در حدود دو و نیم سانتی متر دارد و انتهای دسته چوبی به طول تقریبی 20 سانتی متر را در خود جای داده است. دسته تیشه بر سطح تیغه عمود است. از محل دسته هرچه به لبه تیشه نزدیک شویم ، لبه تیغه ها نازک تر می شود. عرض لبه تیغه در تیشه های مختلف  از دو میلیمتر شروع شده و تا 1.5 سانتی متر می رسد. این تیشه ها را به نام تیشه کلنگی میلیمتری می شناسند. هر کدام از این تیشه ها ویژه کاری در کاشیکاری می باشد.
از تیشه های کلنگی در قسمت های تکه بُری ، لب زدگی و گِل بُردگی استفاده می شود.
اگر تیغه تیشه از 1.5 سانتی متر بیشتر باشد آن را تیشه کاشی تراشی می گویند. با استفاده از این تیشه اطراف کاشی های ساده و اطراف کاشی هایی را که می خواهند در سطح بزرگ تر تهیه کنند می تراشند.

  • سوهان

سوهان هایی که در کاشی کاری مورد استفاده قرار می گیرند قطعاتی از آهن آبدیده یا فولاد به طول  10 تا 20 سانتی متر ، عرض 5 تا 30 میلیمتر و ضخامت 4 الی 15 میلی متر هستند که بر روی آن ها آج های ریز یا درشت تعبیه شده است. سوهان ها در اشکال گوناگون گرد ، نیم گرد ، سه پهلو ، چهار گوش ، مستطیلی ، ...  و در اندازه های مختلفی ساخته می شوند و در انتهای آن ها دستگیره چوبی گرد خراطی شده ای تعبیه می گردد.
در گذشته سوهان ها توسط استاد کاران محلی تهیه می شدند اما امروزه این ابزار با دستگاه های مکانیکی تولید شده و در دسترس کاشی کاران قرار دارد.

  • کشو

ابزاری است متشکل از دو قطعه تخته که از راه طول ، عمود بر هم کوبیده یا چسبانده شده و دارای زاویه 90 درجه می باشد و در اندازه های مختلف ساخته می شود.
برای تراشیدن حمیل یا چفت از انواع کشو استفاده می شود. هنگام تراشیدن کاشی یکی از لبه های آن را با خط کشی صاف می تراشند و سپس آن را داخل زاویه قایمه کشو قرار داده و لبه دوم را که لبه خارجی کشو می باشد خط کشی می کنند. در کاشی های حمیل که به عنوان چفت به کار می روند علاوه بر روی کاشی یکی از لبه های بغل آن را با نیز با لعاب می پوشانند. بنابراین لبه ای را که با لعاب پوشیده در داخل زاویه کشو قرار داده و لبه خارجی کشو را خط کشی می کنند. با کشو کاری ، تمامی کاشی های حمیل و یا چفت به یک اندازه آماده شده و استادکار به راحتی می تواند خط کشی های نامبرده کاشی ها را بتراشد. (در آجر تراشی هم از کشو استفاده می کنند.)

  • قلم خط کشی

قلمی نوک تیز از جنس چوب یا عاج یا نی می باشد که در کاشی کاری به خصوص در مرحله کشوکاری مورد استفاده قرار می گیرد. برای این منظور مقداری گل اخرا را با مقداری آب داخل ظرفی مخلوط کرده و به جای مرکب به کار می برند ؛ سپس قلم را داخل گل اخرا زده و لبه قلم را به موازات لبه کشو یا خط کش حرکت می دهند تا عمل خط کشی صورت پذیرد.

  • مغار

مغار منشوری از فولاد است که به لبه تیزی منتهی می شود و در محل دستگیره آن دسته ای خراطی شده تعبیه کرده اند. این منشور فولادی به طول تقریبی 10 تا 20 سانتی متر و عرض 4 تا 15 میلی متر می باشد. طول تیزی آن دو الی 10 میلی متر است. کاشی کاران این ابزار را به نام مغار میلیمتری می شناسند.
از این ابزار برای سوراخ کردن کاشی استفاده می شود. در بعضی موارد استاد کاشی کار به جای مغار از مته استفاده می کند. بعد از سواخ کردن کاشی ، آجرها را با ابزارهای دیگر می سایند و شکل می دهند. از مغار بیشتر در موارد تخمه گذاری استفاده می شود.

  • کاغذبُر

میله ای استوانه ای شکل به قطر تقریبی ده میلی متر با سر استوانه ای به شکل تبر است که کمی قوس دار ساخته شده و لبه آن را مانند وسایل برنده دیگر تیز کرده اند که به آسانی می تواند کاغذ را ببرد. برای استفاده کاغذبر را به طور عمودی (عمود بر کاغذ) در دست گرفته و لبه تیز آن را روی خطوط کاغذ حرکت می دهد. این حرکت معمولا باید به طریقی انجام گیرد که دست و ابزار مانع دید خطوط نشوند و تیغه درست در وسط خط حرکت کند و قطعات گل و بته کاغذ را ببرد و از هم جدا سازد.

  • ابزار های مورد نیاز بنایی

برای تخمیر زیر کاشی ، یکپارچه ساختن کاشی های تراشیده شده و نصب آن ها روی کار ، همه ابزار های بنایی از قبیل کَمچه ، تراز ، شمشه ، ریسمانکار ، شاقول ، ماله و ... مورد نیاز هستند.

  • کوره

کوره های استوانه ای شکلی هستند که قطر دهانه استوانه آن از یک متر شروع شده و گاهی به دو متر می رسد. بالای این کوره ها به شکل گنبد پوشانده شده اند که به سوراخی برای مشاهده داخل کوره منتهی می شود. استادان فن ، پخت کاشی را از همین سوراخ ها تشخیص داده و حرارت کوره را تنظیم می کنند. روی این سوراخ را با صفحه ای فلزی یا گلی می پوشانند و در مواقع لازم درپوش آن را برداشته و آتش کوره یا لعاب روی کاشی را از لحاظ پخت می بینند. آتش از پایین کوره وارد محوطه کوره شده و داخل کوره را پر می کند. دیواره این کوره ها از آجر نسوز یا گل نسوز ساخته می شود. 
این کوره ها به دو طریق ساخته می شوند :

  1. کوره آیینه ای یا عمودی : کوره هایی که دیواره آن صاف و کاملا عمودی است و خشت کاشی را در آن به حالت عمودی روی هم می چینند. (این شیوه به پخت آیینه ای نیز مشهور است.) در این نوع کوره تعداد کمی خشت کاشی جای می گیرد. در پخت کاشی هفت رنگ و سرامیک سازی از این کوره استفاده می شود. 
  2. کوره مطبق یا افقی : کوره هایی که در دیواره آن ها فرورفتگی های افقی تعبیه شده که خشت کاشی را را در آن به طور افقی قرار می دهند. این کوره ها به کوره مطبق مشهورند و تعداد زیادی خشت کاشی در آن جای می گیرد.

در کوره های عمودی اگر لعاب کاشی بیش از حد معمول باشد در موقع حرارت دادن لعاب شره می کند و از روی کاشی پایین ریخته و آن را خراب می کند. اما در کوره مطبق به دلیل افقی قرار گرفتن خشت کاشی هر چقدر هم که لعاب زیاد باشد  از روی آن شره نمی کند. در کوره های مطبق مقدار حرارتی که به کاشی داده می شود چند برابر حرارت در کوره های آیینه ای می باشد ؛ زیرادر کوره های آیینه ای آتش مستقیما به روی کاشی در محلی که لعاب داده شده می رسد و کاشی سریع تر پخته می شود اما در کاشی مطبق آتش از کناره کاشی شروع می شود و باید داخل حفره ها و سوراخ ها را پر کند تا کاشی پخته شود.
اکر مقدار حرارت از حد مناسب بیشتر باشد کاشی سفت تر و در مواقع تراش سخت تر می گردد و چنانچه آتش از حد معمول کمتر باشد کاشی در اصطلاح «خام پخت» شده و قابل استفاده نمی باشد.

شیوه کار

  • گرده زنی 

در زمان های گذشته که کاغذ کپی و دستگاه های تکثیر وجود نداشت هنرمندان از طریق گرده زنی نقش خود را تکثیر می کردند به این معنی که وقتی نقش اصلی بر روی کاغذ آماده می شد روی خطوط آن را با سوزن یا سنجاق به فاصله 2 تا 5 میلیمتر سوراخ می کردند به طوری که تمام خطوط مشبک می شدند. سپس مقداری گرد زغال را داخل پارچه ای نازک مانند وال یا متقال قرار داده و با ضربه های سبک گرده ذغال را بر روی سوراخ ها می پاشیدند و به عبارتی نقش می زدند. سپس کاغذ را برداشته و نقاط به دست آمده را بهم وصل می کردند و بدین طریق نسخه های مکرر از نقش مورد نظر به دست می آوردند.

  • رنگ آمیزی

رنگ آمیزی یکی از مهم ترین مراحل کاشی کاری می باشد. رنگ ها باید به طریقی انتخاب شوند که در نورهای مختلف روز در آن تغییری حاصل نشود بدین معنی که اگر در مقابل نور زیاد قرار گیرد یکی از رنگ ها انعکاس شدید پیدا نکند و یا اگر در مقابل نور کم باشد جلوه خود را از دست ندهد.

  • شماره گذاری

برای این که محل قطعه در کار تغییر نکند یا با قطعه دیگر جابجا یا اشتباه نشود ، نقش را شماره و علامت گذاری می کنند. برای تفکیک رنگ ، شماره گذاری و برای تفکیک شکل ، علامت گذاری می شود. مثلا اگر ساقه گلی به چند قطعه تقسیم شود چنانچه این ساقه در قسمت های مختلف با هم تشابهی نداشته ولی همرنگ باشند از علامت هایی مانند حروف یا چند خط بر روی نقش و در مقابل آن روی زمینه کار قرار می دهند و در موقع جمع آوری از آن استفاده می کنند. اگر شکل های به کار رفته با هم هیچ تشابهی نداشته باشند و از نظر رنگ هم متفاوت باشند ، قطعات از اول با شماره یک شروع شده و به تعداد قطعات شماره گذاری می شوند که بعد از تراشیدن کاشی ها  ، جمع آوری آن ها به سهولت صورت پذیرد بدین صورت که شماره ها را به ترتیب کنار هم قرار می دهند و اگر قطعه ای از طرح مفقود یا شکسته باشد به این طریق فورا شناسایی  شده و جایگین می شود.

  • کاغذ بری

نقوش را به وسیله کاغذ بُر از هم جدا می سازند. این بریده ها اگر با هم مشابه باشند جدا از هم جمع آوری می شوند و اگر قرینه نباشند رنگ های مشابه را یکجا قرار می دهند که در موقع چسباندن آن روی کاشی پیشرفت کار سریع تر انجام پذیرد. بریدن خطوط در طرح های اسلیمی و ختایی و نقش های متشابه مهارت خاصی لازم دارد. چون این ها خطوطی مستقیم نیستند که به وسیله خط کش یا ابزار دیگر بریده شوند برش آن نیاز به مهارت زیادی دارد.

  • کاغذ چسبانی

نقوش بریده شده کاغذ را بر کاشی هایی که رنگ مورد نظر را دارند می چسبانند. ( کاغذ ها را با چسب سریش بر روی کاشی به طرفی که لعاب داده شده می چسبانند که در پایان کار با مرطوب کردن به راحتی از روی کاشی جدا می شود.)
کاشی کاران به چسبانیدن کاغذ نقش دار بر روی کاشی در اصطلاح کاغذ چسبانی دوم می گویند.

  • تِکه بُری

به جداسازی و آماده کردن قطعاتی که با کاغذ چسبانی بر کاشی به اندازه 15×15 سانتی متر مشخص کرده اند تکه بُری می گویند. برای این کار فاصله بین کاغذ های چسبانده شده که در حدود 5 میلی متر است را با تیشه کاشی تراشی از هم جدا می کنند و مراقب هستند که لعاب اطراف کاغذهای چسبانده شده سالم بماند.

  • لَب زدگی

پس از جدا شدن قطعات ، استاد کار لعاب های رنگی اضافی اطراف کاغذ را که روی کاشی چسبانیده شده بودند را با تیشه کاشی تراشی می شکند به طوری که در اطراف کاغذ فقط آجر مشخص است و لعاب رنگی زیر کاغذ های چسبانده شده پنهان می باشد. به این عمل لعاب پرانی «لب زدگی» می گویند.

  • گل بُردگی

در این مرحله با تیشه مخصوص ، پیرامون قطعه لب زدگی را که روی لعاب آن کاغذ چسبیده است می تراشیدند به طوری که آجرها از لبه کاغذ تا پشت کاشی تراشیده شوند.

  • سوهان زنی

به دلیل آن که هنگام گل بردگی ممکن است تیشه نتواند لبه های کاشی را خوب درز کند (منظور محلی است که دو لبه کاشی به هم می چسبند) آن را با سوهان های مختلف می سایند تا اگر در محلی برجستگی داشته باشد از بین برده شود و لبه کاشی ها را از روی لعاب دار کاشی به پشت به طور مایل سوهان کاری می کنند به طوری که لبه لعاب دار کاشی ها پهلوی هم قرار گیرند. اگر لبه کاشی ها در خط مستقیمی باشد ، می توان از سنگ سنباده نیز استفاده کرد.

  • تخمه گذاری

تخمه گذاری عبارت است از قطعات کوچک که به وسیله دست تراشیده می شوند و در دل قطعات بزرگتر جا می گیرند. مثلا غنچه ای که در میان برگ ها و یا برگی که در میان چند بته جقه یا اسلیمی و ... باید جاسازی شود. البته لازم به ذکر است که رنگ هیچ کدام از کاشی ها مشخص نیست زیرا بر روی آن ها کاغذ های طرح اولیه چسبیده  و استاد کار با شماره و علامت که برروی کاغذ ها زده است رنگ را تشخیص داده و هر کدام را در محل درست جاسازی می کند.
باید در هنگام جای گیری و درز نمودن کاشی ها بسیار دقت کرد تا پس از برداشتن کاغذ ها ، درز کاشی ها انقدر به هم نزدیک و جفت باشد که ملاتی داخل آن دیده نشود و این طور به نظر دیده شود که درز کاشی خط فاصل دو رنگ است.
بعد از جای گذاری قطعات ، آن ها را با مخلوط گچ و سریش در جای خود محکم می کنند[1].

  • جمع آوری

بعد از اتمام تخمه گذاری ، یکی از نسخه های تکراری طرح را روی زمین پهن کرده و قطعات آماده شده را طبق شماره های از قبل زده شده در جای خود قرار می دهند ، سپس آن را شمشه گیری و تراز بندی کرده ، گچ کشی می کنند و یه سطح صاف بوجود می آورند. قطعات را به ترتیب شماره یا علامت از روی کاغذ بر روی سطح صاف انتقال می دهند و یا با عمل گرده زنی نقش را روی تخمیر (به زیر کار تخمیر گفته می شود) ترسیم می کنند. کاشی ها را از طرف لعاب بر روی سطح گچ کشی قرار می دهند ، زیرا اگر بعد از نصب ، بر سطح کار برآمدگی یا فرورفتگی مشاهده شود قابل تعمیر نیست ؛ بنابراین سطح گچ کشی باید صاف باشد تا قطعات کاشی که پهلوی یکدیگر قرار داده می شوند در یک سطح صاف قرار می گیرند.
پس از چیدن تمام قطعات نقش بر روی زمین ، خاک رس را با آب مخلوط کرده و به شکل خمیری آماده می کنند و در محل های راه پارچه که روی محل اصلی مشخص کرده بودیم ، خمیر گل رس را با دست به شکل فتیله ای در آورده ، سپس آن را به عرض تقریبی سه سانتی متر پهن کرده و در محل های راه پارچه قرار می دهند. قطعه پارچه پیرامون نامنظم دارد و طول و عرض آن 30 الی 60 سانتی متر مربع می باشد. پس از گل گذاری راه پارچه مقداری رطوبت به پشت کاشی ها می رسانند تا اگر گرد و غباری بر پشا کاشی ها باشد از بین برود. سپس دوغاب گچ یا ملات ماسه و سیمان را آماده کرده و تا ارتفاع گل راه پارچه پشت کاشی می ریزند. پس از محکم شدن ملات پشت کاشی ، تکه های پارچه رااز زمین بلند کرده و در جای اصلی روی کار قرار می دهند. بعد از شاقول کاری و تمیز کردن ريال پشت آن را با دوغاب ماسه و سیمان یا دوغاب گچ پر می کنند.(دوغاب گچ در ساختمان های قدیمی معمول بود و امروزه بیشتر از ملات ماسه و سیمان استفاده می شود.)

نقوش

تزیینات کاشی کاری شامل نقش و نگارهای هندسی و گل و بته ها و خطوط مختلف می باشد. با این نقوش تمام ستون ها و سقف ها به ویژه در بناهای مذهبی را زینت می بخشیدند. انواع بی شمار نقوش هندسی ، طرح های مختلفی را به وجود می آورند که در اینجا به ذکر نام برخی از آن ها بسنده می کنیم :
سِکِرون هشت و پیلی یا سکرون در سکرون ، پیلی ، موج آسیایی ، هشت و صابونک یا هشت و مربع ، چهار لنگه ، عروسک ، شمسه ده تُند ، شمسه ته بریده ، دانه تند ، برگ چنار ، شمسه پنج پری کُندشُل ،شمسه پنج ته بریده ، ماکو ، پنج کُند ، شش ضلعی منتظم ، هشت ضلعی منتظم ، ترنج تند ، ترنج کند ، شش تند ، شش کند شُل ، شش کند هشت و چهار لنگه ، شمسه هشت و تیز یا شمسه چهار سِلی بازوبندی ، دانه زمینه هشت و سِلی ، ستاره یا پنج پری تند ، ترقه یا سه پری یا قُمی ، شش پری ، سِلی ، شش پری کُند یا شمسه شش کُند ، شمس نُه ، شمسه ده کند ، شمسه دوازده ، شمسه هشت کند یا شمسه هشت و چهار لنگه ، موج ، موج کشیده ، پیلی ترنج سر خود ، طبل کند ، گیوه ، سرمه دان ، سکرون کند شل ، سکرون هشت و زهره ، طبل چاکدار یا طبل دو لنگی ، طبل پا گیوه یا طبل گیوه پا ، سینه باز ، تُکِّه ، شاهپرک و ... .

هندسه نقوش در کاشی کاری


هندسه نقوش در کاشی کاری

برخی از نقوش در کاشی کاری


پانویس

1. سریش به تنهایی بعد از خشک شدن از حجم آن کاسته شده ، جمع می شود و از کار جدا می گردد. گچ نیز بسیار سریع خشک می شود و کار با آن نیاز به سرعت عمل بالایی دارد. به همین سبب این دو را به نسبت نصف به نصف با یکدیگر مخلوط کرده و مورد استفاده قرار می دهند. گچ در ترکیب با سریش خودگیری خود را دیرتر انجام می دهد ، ضمن این که گچ پس از خودگیری بر خلاف سریش حجم زیادی پیدا می کند. در نتیجه می توان گفت این دو ماده مکمل خوبی برای هم بوده و برای تخمه گذاری بسیار مناسب می باشند.


گردآوری و تهیه:

گروه کارشناسی ایران آنتیک

www.iranantiq.com


منبع

  • طرح و اجرای نقش در کاشیکاری ایران / محمود ماهر النقش / انتشارات موزه رضا عباسی / سال 1361
  • سیر تحول کاشی کاری در آثار معماری دوره صفویه تا امروز / حسین زمرشیدی / مجله مطالعات معماری ایران / سال 1391 / شماره 2

نظر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده...

avatarنظر خود را ارسال کنید