گوشواره

یکی از قدیمی ترین رسوم شناخته شده برای پیرایش بدن «سوراخ کردن گوش» می باشد. از قدیمی ترین نشانه های تاریخی ، آثار به دست آمده در حفاری های تخت جمشید می باشد که نشان می دهد استفاده از زیورآلاتی همچون گوشواره در دوران هخامنشیان بسیار معمول بوده است. شکل ظاهری این گوشواره ها در بسیاری از موارد حلقه ای ساده و مدور بوده است. در حجاری های تخت جمشید نیز نمونه هایی از این گوشواره ای حلقه ای در گوش سربازان هخامنشی دیده می شود. در دوره ساسانیان نیز علاوه بر بانوان ، مردان نیز از گوشواره... ادامه

گوشواره

یکی از قدیمی ترین رسوم شناخته شده برای پیرایش بدن «سوراخ کردن گوش» می باشد. از قدیمی ترین نشانه های تاریخی ، آثار به دست آمده در حفاری های تخت جمشید می باشد که نشان می دهد استفاده از زیورآلاتی همچون گوشواره در دوران هخامنشیان بسیار معمول بوده است. شکل ظاهری این گوشواره ها در بسیاری از موارد حلقه ای ساده و مدور بوده است. در حجاری های تخت جمشید نیز نمونه هایی از این گوشواره ای حلقه ای در گوش سربازان هخامنشی دیده می شود. در دوره ساسانیان نیز علاوه بر بانوان ، مردان نیز از گوشواره استفاده می کردند. 

مُهر با نقش همسر شاهپور سوم که نشان می دهد وی از گوشواره استفاده می کرده است  سکه درهم با نقش بهرام دوم به همراه ملکه و فرزندش . پادشاه بر گوش خود گوشواره دارد.   سرباز هخامنشی با گوشواره ای بر گوش

توضیح تصاویر به ترتیب از سمت چپ : سرباز هخامنشی با گوشواره ای بر گوش ، سکه درهم با نقش بهرام دوم به همراه ملکه و فرزندش . پادشاه بر گوش خود گوشواره دارد. و تصویر آخر مُهر با نقش همسر شاهپور سوم که نشان می دهد وی از گوشواره استفاده می کرده است.

گوشواره هایی مربوط به قرن 11 - 12 میلادی ، ایران ، محل نگهداری : موزه متروپولیتن

گوشواره هایی مربوط به قرن 11 - 12 میلادی ، ایران ، محل نگهداری : موزه متروپولیتن

در منابع تاریخی و ادبی نیز در این باره صحبت به میان آمده که می توان به کتاب «الفتوح» در این زمینه اشاره کرد. احمد بن اعثم کوفی ضمن گزارش جنگ قادسیه در این باره چنین نوشته است : «چون تعبیه لشکرها از جانبین راست شد ، اول مبارزی که اسب در میدان راند ، امیر آذربایگان ، نام او مهران ، و داماد یزدجرد بود که با دبدبه تمام به میدان آمد. قبای حریر پوشیده ، کُرته ای (نیم تنه) از دیبا در بر کشیده ، کمری از زر مرصع به جواهر بر میان بسته و دو حلقه زرین با دو دانه مروارید بزرگ در گوش کرده ، بر اسبی در غایت مهابت و بزرگی بر نشسته...»
در شاهنامه نیز در موارد متعددی به گوشواره شاهان نیز اشاره شده است :

ابا تاج و با طوق و با گوشوار               چنان چون بود در خور شهریار

گویا استفاده از گوشواره در میان شاهان متاخر نیز رواج داشته است ؛ از جمله شاه عباس (یکم) صفوی.

نقاشی شاه عباس (یکم) صفوی که توسط سیاحی ایتالیایی به نام جیاکومو فرانکو /Giacomo Franco کشیده شده است. محل نگهداری : موزه متروپولیتن

نقاشی شاه عباس (یکم) صفوی که توسط سیاحی ایتالیایی به نام جیاکومو فرانکو /Giacomo Franco کشیده شده است. محل نگهداری : موزه متروپولیتن

در مصر نیز در سلسله هجدهم ، داشتن گوشواره در میان شاهزادگان و پادشاهان امری رایج بود و همه از گوشواره استفاده می کردند.
در سال 1577 میلادی نوشته ای از کشیشی به نام «ویلیام هریسون» با عنوان شرح انگلستان منتشر شد که در قسمتی از آن چنین توشته شده است : « برخی آقایان و درباریان حلقه هایی از طلا و سنگ یا مروارید را به گوششان می آویزند.» در سال های 1590 میلادی در انگلستان استفاده از گوشواره به مد روز تبدیل شد.

در اواسط دهه 1960 میلادی سوراخ کردن گوش و استفاده از گوشواره بسیار رواج پیدا کرد ؛ به همین سبب پس از گذشت مدتی، پزشکان سرویسی برای سوراخ کردن گوش ارائه کردند، به این صورت که یک پرستار ماهر با استفاده از یک گوشواره استریل شده لاله گوش را سوراخ می کرد.

در اوایل دهه 1970 میلای ، سوراخ کردن گوش در میان زنان بسیار شایع شد که باعث به وجود آمدن بازار بزرگتری برای سازندگان گوشواره گردید. در همین دهه بود که ایجاد سوراخ های متعدد برای گوشواره در گوش رایج شد و در نهایت منجر به سوراخ کردن غضروف نیز گردید. امروزه انواع گوشواره های مربوط به سوراخ غضروف نیز بسیار رایج و محبوب شده اند.

استفاده از گوشواره های متعدد بر روی نرمه و غضروف گوش

استفاده از گوشواره های متعدد بر روی نرمه و غضروف گوش

رسوم رایج مربوط به گوشواره

در گذشته رسمی کهن در میان اقوام و گروه های مختلف اجتماعی برای اهداف گوناگون با عنوان «حلقه در گوش کردن» بوده است. بعضی از آن ها به قصد آرایش و زینت به کار می رفت و بعضی برای گروه های فرودست جامعه به نشانه غلامی و بردگی به کار گرفته می شد.

از آنجا که ادبیات آینه تمام نمای فرهنگ و اندیشه ملت ها می باشد ، می توان با بررسی آن به آداب و رسوم و عادات معمول در مناسبت های ملی و قومی و سیر تحول آیین ها پی برد. ادبیات فارسی نیز از این قضیه مستثنی نیست. یکی از رسومی که در متون و نثر فارسی به طور مداوم به آن اشاره شده است «حلقه در گوش کردن» می باشد. در کتاب های لغت آنندراج ، غیاث اللغات و لغت نامه دهخدا به این موضوع اشاره شده است و از آن به عنوان نشانه بندگی و فرمانبرداری نام برده شده است. 

بیشترین نوشته های مربوط به حلقه در آثار ادبی فارسی نیز درباره حلقه ایست که در گوش بندگان می کردند. این رسم در مورد سه گروه اجرا می شد :

  • ملازمان پادشاه و بعضی از لشکریان به نشانه فرمانبرداری و اطاعت

ابن بلخی در بخشی از فارسنامه این موضوع را در واقعه گرفتار شدن کیکاوس به دست سپاه یمن و نجات او به دست رستم چنین نوشته است : « چون کیکاوس با مقرّ عزّ خویش رسید ، رستم را در مقابلت این خدمت از بندگی آزاد کرد و سیستان و زابلستان به وی داد از آنچه عادت چنان بودی در روزگار ملوک فرس کی همه سپاه سالاران و سرآهنگان و طبقات لشکر را همچون بندگان درم خرید داشتندی و همگان را گوشوار بندگی در گوش ها کرده بودندی ؛ پیر و جوان و خرد و بزرگ چون در پیش پادشاه رفتندی ، عادت چنان بودی کی هر یکی کمر بالای جامه بستندی و آن را بندگی خواندندی و هیچ کس زهره نداشتی کی بی گوشوار و کمر بندگی در نزدیک پادشاه رفتی و رسم نبودی کی در مجلس پادشاه ، هیچ بنشستی ؛ البته نزد ملک دست در کمر زده بیستادندی و چون رستم این خدمت پسندیده بکرد ، کیکاوس او را آزاد کرد و گوشوار و کمر بندگی از گوش و میان او دور گردانید و تشریف های نیکو داد و نواخت ها فرمود.»

برخی از فرنگیان که ملازم پادشاهان بودند تیز به نشانه وفاداری حلقه ای در گوش خود می آویختند ؛ از جمله این افراد رابرت شرلی است که در زمان شاه عباس اول صفوی به ایران آمده بود. در کتاب ایران و جهان درباره وی چنین می خوانیم : « وی همیشه لباس ایرانی می پوشید و یک گوش خود را سوراخ کرده در آن حلقه ای نموده و بر آن الماس درشتی آویخته بود و بر نوگ عمامه نیز صلیبی.»

  • غلامان به نشانه بردگی 

شکل این حلقه ها متفاوت بود و نشانه ای از قبیل نقش یا نوشته ای مربوط به صاحب غلام داشت. در شعر و ادب فارسی از این حلقه با اسامی حلقه بندگی ، حلقه چاکری و حلقه غلامی نام برده شده است. چنانچه حافظ شیرازی در یکی از اشعار خود آورده است :

به غلامی تو مشهور جهان شد حافظ           حلقه بندگی زلف تو در گوشش باد

  • اسیران جنگی به نشانه این که مغلوب آزاد شده ای است که با لطف و عنایت حریفش زنده مانده است.

نظامی در کتاب شرف نامه به این موضوع اشاره کرده است. بدین ترتیب که وقتی اسکندر بر لشکر روس پیروز می شود ، بسیاری از آنان را به اسارت می گیرد. سپس جشنی ترتیب داده و فرمان می دهد تا پادشاه روس را که در جنگ به اسارت گرفته شده بود نزد او آورند. اسکندر بعد از اهدای خلعتی به او ، به نشانه بندگی حلقه ای در گوش او کرده و از جرایمش می گذرد:

چو سرمست گشت از گوارنده می              گل از آب گلگون برآورد خوی
شـه روسـیان را برِ خویـش خواند              سـزاوارتر جایـگاهـی نشـاند
ز دست و ز پای ، آهـن انداختـش             ز منسوج زر خلعـتی ساختش
به مـولایی اش حلقـه در گـوش کرد           برو کیـن رفـتـه فرامـوش کرد

شکل و جنس حلقه 

با استناد بر منابع تاریخی و ادبی می توان به جنس و شکل حلقه هایی که در گذشته برای زینت و همچنین بندگی به کار می رفت پی برد. برای اسیران حلقه بزرگ توخالی که بر آن اسم پادشاه نوشته شده بود به کار می رفت. گاهی نیز از نعل اسب به جای حلقه استفاده می شد.
برخی گوشواره ها از نظر شکل ظاهری بسیار شبیه به حلقه هستند و هیچ تزئینی نیز بر روی آن دیده نمی شود. همانطور که پیشتر اشاره شد نمونه هایی از این نوع گوشواره در آثار به دست آمده از تخت جمشید دیده می شود.

حلقه های زینتی معمولا از جنس طلا و نقره ساخته می شدند که گاهی به آن گوهری همچون لعل می آویختند. جنس هر دو حلقه ای که در گوش می کردند نیز باید یکی بوده و تفاوت جنس آن ها در میان عامه ، ناپسند شمرده می شد.

غلام حلقه سیمین گوشوار توام           که پادشاه غلامان حلقه در گوشی «سعدی» 

لازم به ذکر است که در گذشته در گوش حیوانات نیز حلقه می انداختند. با بررسی اشارات تاریخی و ادبی می توان فهمید که آرایش حیوانات در میان گذشتگان امری متداول بوده است. نمونه ای از کهن ترین اشارات تاریخی مربوط به هرودوت تاریخ نگار یونانی می باشد که در وصف تمساح رود نیل چنین نوشته است : «برخی از مردمان مصر باستان ، تمساح خاصی را رام می کنند و حلقه های شیشه ای و زرین در گوش های او و النگوهایی بر دو پای پیشین او می بندند و خوراک مخصوص و هدایای دیگری به او می دهند. این تمساح ها در زندگی ، مُعززند و پس از مرگشان ، پرستندگانشان آن ها را مومیایی می کنند.»

فردوسی نیز در شاهنامه به این موضوع اشاره کرده است : 

سگ و یوز و بازش ده و دو هزار                 که با زنگ و زرند و با گوشوار

انواع گوشواره

  • گوشواره‌ دکمه‌ای(میخی) : این گوشواره ها روی نرمه‌ گوش جای گرفته و سوراخ نرمه گوش را می پوشانند.
  • گوشواره‌ حلقه‌ای : ساختاری دایره‌ای یا نیم‌دایره‌ای دارد. 
  • گوشواره آویز : این گوشواره ها از یک تا چند سانتیمتر می‌تواند درازا داشته باشد.

ساختار گوشواره بر ظاهر فرد بسیار تاثیرگذار است و انتخاب نوع آن به شکل چهره و بلندی گردن بستگی دارد. البته این موضوع امری سلیقه ایست اما حفظ تناسب و زیبایی بیشتر توصیه هایی در این مورد شده است که در ذیل به آن اشاره می کنیم.
برای صورت‌های کشیده ، انواع گوشواره اعم از آویز ، حلقه ای و میخی مناسب است. برای اشخاصی که صورتی کشیده همراه با گردنی بلند دارند گوشواره های آویز مناسب ترین گزینه است.
برای افرادی که صورتی چاق و گرد دارند استفاده از گوشواره های میخی گزینه مناسبی نیست.
گوشواره‌های حلقه ای متوسط مناسب هر مدل صورت می‌باشد اما نوع بزرگ آن چهره را گرد و چاق نشان می دهد و برای صورت های لاغر بسیار مناسب است.

انواع گوشواره

انواع گوشواره


گردآوری و تهیه :

گروه کارشناسی ایران آنتیک

www.iranantiq.com


منابع

  • ایران و جهان (جلد اول) / عبدالحسین نوابی / تهران : موسسه نشر هما
  • حلقه در گوش کردن در تاریخ و ادب فارسی / محمود عابدی- عباس بگ جانی / مجله ادب فارسی / سال 1391 / شماره 10

 

نظر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده...