انگشتر

واژه انگشتر این واژه در زبان فارسی به صورت های انگشتری ، انگشترین ، انگشت آرا ، انگشتیره و گاهی با آوردن لفظ نگین به همراهش به کار برده می شود. در زبان عربی به آن « خاتَم » [1] گفته می شود. انگشتری متعلق به اواخر قرن 15 و اوایل قرن 16 میلادی ، حکاکی شده بر روی سنگ نفریت ، به ایران و یا آسیای مرکزی نسبت داده شده است. محل نگهداری : موزه متروپولیتن تاریخچه همواره این سوال مطرح است که اولین انگشتر در کجا ساخته شد و توسط چه کسی مورد استفاده قرار گرفت. ظاهرا مصری ها نخستین ملتی بودند که از انگشتر... ادامه

واژه انگشتر

این واژه در زبان فارسی به صورت های انگشتری ، انگشترین ، انگشت آرا ، انگشتیره و گاهی با آوردن لفظ نگین به همراهش به کار برده می شود. در زبان عربی به آن « خاتَم »[1] گفته می شود.

انگشتری متعلق به اواخر قرن 15 و اوایل قرن 16 میلادی ، حکاکی شده بر روی سنگ نفریت ، به ایران و یا آسیای مرکزی نسبت داده شده است. محل نگهداری : موزه متروپولیتن

انگشتری متعلق به اواخر قرن 15 و اوایل قرن 16 میلادی ، حکاکی شده بر روی سنگ نفریت ، به ایران و یا آسیای مرکزی نسبت داده شده است. محل نگهداری : موزه متروپولیتن

تاریخچه

همواره این سوال مطرح است که اولین انگشتر در کجا ساخته شد و توسط چه کسی مورد استفاده قرار گرفت. ظاهرا مصری ها نخستین ملتی بودند که از انگشتر استفاده کردند چرا که در نظر ایشان  دایره نماد دوام و استمرار بود. بسیاری بر این عقیده اند که مردم در ابتدا انگشتری را برای بیان احساسات قلبی و عواطف و محبت و قدردانی خود ( با نماد دوام و بقا ) به یکدیگر هدیه می دادند. استعمال انگشتری از مصریان قدیم به یونانیان باستان و از یونان به اقوام دیگر راه پیدا کرد.

بنا بر اساطیر ایرانی و آنچه که در نوروزنامه ذکر شده است : «نخستین کسی که انگشتری کرد و به انگشتر در آورد جمشید بود.» در گلستان سعدی نیز در این باره از جمشید نام برده شده است : «اولین کسی که علم بر جامه کرد و انگشتری در دست ، جمشید بود.»
اما قدیمی ترین افسانه در مورد انگشتر مربوط به حضرت سلیمان است. این که چطور انگشتر او به دست دیو می افتد و چکونه به وی باز می گردد. این افسانه از مضامین رایج و پر محتوا در شعر فارسی است؛ چنانچه حافظ می فرماید :

دلی که غیب نمای است و جام جم دارد      ز خاتمی که ازو گم شود چه غم دارد

لازم به ذکر است که اغلب حضرت سلیمان را با جمشید یکی دانسته اند و حوادث زندگی هر یک را به دیگری نسبت داده اند. از این رو در افسانه و اشعار (همانند بیت مذکور از حافظ) گاه جام جمشید را متعلق به سلیمان و انگشتر سلیمان را متعلق به جمشید می دانستند. 
سر ژان شاردن در رابطه با علاقه وافر ایرانیان به انگشتر در سده هفدهم میلادی (دوره صفویان) در سفرنامه خود چنین نوشته است : « گاه انسان به کسانی بر می خورد که پانزده یا شانزده انگشتری بر انگشتان دارند و به یک انگشت پنج یا شش انگشتری می کنند.» 
اما سلاطین قاجار و نزدیکانشان با وجود علاقه وافری که به جواهرات داشتند کمتر انگشتری به دست می کردند. شاید به این دلیل که در این دوره ، پوشانیدن دست ، نشان نجابت و سنگینی بوده است. سر آستین های این دوره یه گوشه و گوهرنشان بود و پشت دست را می پوشاند؛ با این وجود انگشتری نمایان نمی شد.

کاربرد

انگشتر یکی از نمادین ترین زیورآلات است چرا که بعضی از آن ها حلقه ازدواج هستند و نزد زوج ها از اهمیت بالایی برخوردارند. بعضی از آن ها میراثی خانوادگی ، بعضی صرفا تزئینی ، بعضی برای نشان دادن میزان تمول و بعضی برای ثواب اخروی (انگشتر عقیق) می باشند. اما در گذشته انگشتر کاربردهای دیگری نیز داشته است از جمله انگشتر مُهر ، انگشتر امان ، انگشتر فرمان و ... . در اینجا به بررسی آن ها می پردازیم :

  • انگشتری مُهر 

یکی از مهم ترین کاربرد های انگشتر در گذشته ، استفاده از آن برای مُهر کردن اسناد و مدارک بوده است. صاحبان قدرت برای جلوگیری از سو استفاده همواره باید مُهر های خود را به همراه داشتند و از خود جدا نمی کردند . شاید به همین سبب آن ها را به شکل انگشتر در آوردند تا همواره همراشان باشد. بنابراین می توان گفت انگشتر سلطنتی همانند تاج و تخت از اهمیت بالایی برخوردار بوده و به شدت از آن محافظت می شد.
در گذشته با نبودن عکس و تصاویر دقیق از سران کشور ، شناسایی دشمن و چگونگی چهره ایشان امری پوشیده بود ؛ در نتیجه بردن انگشتری فرد کشته شده به اندازه بردن سر او مهم بود چرا که اگر فرد کشته نشده بود درآوردن انگشتر از دست او امری محال بود. تنها شی پیدا شده از قبور مسلمانان انگشترهای آن ها می باشد. تمامی این انگشتر ها مهرهایی بوده اند که برای جلوگیری از سو استفاده به همراه جنازه به خاک سپرده می شدند.
یکی از نمونه های سو استفاده از انگشتر مُهر را در شاهنامه در داستان منوچهر می خوانیم : چون تور کشته شد ، منوچهر و مشاوران او حدس زدند که سلم همراه با سپاه خود به دژ الانان رود و در آنجا ساکن شود و با این کار ، دستیابی به او تقریبا غیر ممکن شود. راه حل را در این می بینند که از انگشتری تور ، که بعد از مرگ از دستش خارج کرده بودند ، سود جویند. پس یکی از افراد ویژه همراه با انگشتری و سپاهی اندک به دژ الانان می رود و خود را فرستاده تور معرفی می کند و می گوید تور و بقیه سپاه در راه اند.

چو دژبان چنین گفته ها را شنید         همــان مُهـــر انگشـــتری بدید
همـــان گه در دژ گشــاندند باز          بـدیــد آشــکارا ، ندانـســت راز

در گذشته تمامی اسناد باید به مُهر سلطنتی ممهور می شدند تا رسمیت لازم را پیدا کنند. بعضی از سلاطین از مهرهای مخصوصی برای هر کاری استفاده می کردند. در زین الاخبار به نُه عدد انگشتر مُهر خسروپرویز پادشاه ساسانی اشاره شده که از هر کدام برای مُهر کردن پاره ای اسناد خاص استفاده می کرده است. (لازم به ذکر است که احتمالا یکی از این انگشترها جنبه پزشکی داشته ، زیرا از آن به هنگام حمام رفتن استفاده می کرده است.)

 

انگشتری مُهر با نام علی ابن یوسف ، شیر حکاکی شده نشان از حضرت علی می باشد ، ایران ، مربوط به سلجوقیان

انگشتری مُهر با نام علی ابن یوسف ، شیر حکاکی شده نشان از حضرت علی می باشد ، ایران ، مربوط به سلجوقیان

 

 

  • انگشتری امان (زنهار)

پادشاه برای امان دادن و جان شخص را به وی بخشیدن انگشتری به فرد مذکور می داد که به آن انگشتری امان می گفتند. در تاریخ بیهقی ، در رابطه با این انگشتر چنین نقل شده است که در سال 422 ه.ق ، سلطان مسعود بر اثر بدگویی و تهمت دشمنان ، به دستگیری سپهسالار غازی فرمان داد. اما بعد مدت کوتاهی از دستور خود پشیمان شد. اما غازی گریخته بود. به همین خاطر سلطان بر روی انگشتر خود امان نوشت و به عبدوس داد تا غازی را پیدا کرده و انگشتر را به او بدهد. هنگامی که عبدوس به غازی رسد او در حال مبارزه برای حفظ جان خویش بود، «... امان و انگشتری نزدیک وی فرستاد و پیغام داد و سوگندان امیر یاد کرد..» 

هر که لب بست از سخن با او کسی را کار نیست       مهر خاموشی کم از انگشتر زنهار نیست «صائب»

  • انگشتری فرمان

انگشتری مخصوص از جانب پادشاه برای شخصی بود که به منصبی گمارده می شد. در تاریخ بیهقی در این باره چنین آمده است : زمانی که سلطان مسعود غزنوی ، خواجه احمد میمندی را به وزارت انتخاب کرد «.. امیر مسعود ، انگشتری پیروزه ، بر آن نگین ، نام امیر بر آنجا نبشته به دست خواجه داد و گفت : انگشتری ملک ماست به تو دادیم تا مقرر گردد که پس از فرمان ما ، مثال های خواجه است...»

  • انگشتری قبول فرماندهی و اطاعت

اگر کسی انگشتری بر دست می کرد که نام پادشاهی بر آن حک شده بود ، حاکی از این امر بود که خود را زیر فرمان او برده است. اصطلاح زیر نگین (به معنی مطیع) نیز از اینجا نشات گرفته است. البته این انگشتری را می توان به انگشتری نشان و وابستگی نیز تعبیر کرد. برای مثال بعضی از دانشگاه های آمریکا به فارغ التحصیلان خود ، یک کراوات و یک انگشتری می دهد.

از دیگر کاربرد های سیاسی انگشتر نگهداری مقداری سم زیر نگین آن برای خودکشی و یا کشتن دشمن است که در گذشته بسیار مورد استفاده قرار می گرفته است.

انگشتر دارای مخزن سم ، نگین یاقوت کبود ، حدود 1800 میلادی 

انگشتر دارای مخزن سم ، نگین یاقوت کبود ، حدود 1800 میلادی

 

انگشتر عتیقه فرانسوی دارای مخزن سم ، مربوط به سال 1880 میلادی

انگشتر عتیقه فرانسوی دارای مخزن سم ، مربوط به سال 1880 میلادی


گذشته از این استفاده های سیاسی انگشتر در میان گروه های دیگر اجتماع از جمله جوانمردان[2] از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. در کتاب فتوت نامه به این موضوع چنین اشاره است : در میان جوانمردان انجام هر کاری از قبیل لباس پوشیدن ، عمامه بستن و ... دارای آدابی خاص بوده ؛ انگشتری به دست کردن نیز از این قضیه مستثنی نبوده است. «اگر پرسند که در خاتم پوشیدن چند ادب است ؟ بگوی چهار : اول که از آهن ( و روی و زر ) نباشد ... ، دویم باید که از نقره سازد و یک مثقال تمام نباشد ، سیم نگین عقیق کند که در آن برکت بسیار است ... ، چهارم باید که انگشترین در انگشت راست کند ... ، و اگر (هم) در هر دو انگشت انگشترین می داشته باشد جایز است.»

انگشتر عقیق

انگشتر عقیق

بسیاری از منجمین هر فلز یا گوهر کانی را به سیاره ای نسبت می دادند و آن را بر زندگی افراد موثر می دانستند. خیام در کتاب نوروزنامه در این باره چنین نوشته است: « انواع انگشتری بسیارست ولیکن ملوک را بجز دو نگینه روا نبود داشتن ، یکی یاقوت که از گوهرها قسمت آفتابست و شاه گوهرهای ناگدازنده است و هنر وی آنکه شعاع دارد و آتش بر وی کار نکند و همه سنگ ها ببرد مگر الماس را ... و دیگر پیروزه از بهر نامش و از بهر عزیزی و شیرینی دیدارش ...» 
همانطور که پیشتر اشاره شد ثروتمندان برای به رخ کشیدن میزان تمول و ثروت خود از انگشتر استفاده می کردند و حتی آن را بر انگشتان پا نیز می کردند. اصطلاح انگشتری پا از اینجا آمده است. احمد گلچین معانی[3] از انگشتری پا در اشعار خود استفاده کرده است :

شدی هر حلقه ای انگشتر پای نگارینش           نمی زد بر کمر آن شوخ گر زلف بلندش را

در گذشته نوعی بازی با نام انگشتربازی یا انگشتر باختن در میان مردم رایج بود. بدین ترتیب که انگشتر را بر پشت دست قرار داده و بدون کمک دست دیگر ، دست حامل را به حرکت درمی آوردند تا کم کم انگشتر به سر انگشتان برسد. اگر حلقه انگشتر داخل انگشت می شد شخص برنده و اگر به زمین می افتاد بازنده بود. گاهی نیز بر سر آن انگشتر شرط بندی نیز صورت می گرفت.

انگشتر در اسلام

در میان عرب ها ، ممهور کردن نامه ها بر خلاف سایر ملل باستان رواج نداشت و در نتیجه استفاده از انگشتری نیز رایج نبود. در میان اعراب نخستین کسی که به این کار روی آورد رسول اکرم (ص) بوده است. خیام در کتاب نوروز نامه در این باره چنین نوشته است: «.. سبب آن بود که نامه او بی مُهر به پرویز رسید ، پرویز در خشم شد ؛ نامه را بر نخواند و بدرید و گفت نامه بی مُهر چون سر بی کلاه بود و سر بی کلاه ، انجمن را نشاید و چون نامه مُهر ندارد هر که خواهد بر خواند و چون مُهر دارد آن کس خواند که بدو فرستاده باشد.» و چون این خبر به حضرت پیامبر رسید که «ایشان نامه بی مُهر و بی نام خداوندِ نامه نپذیرند ، پیغمبر (ع) زرگری را از زرگران مدینه بفرمود تا او را انگشتری ساخت از سیم و آن نگین حبشه بر وی نشاند و بر آن نوشت (محمد رسول الله) به سه سطر ؛ یکی محمد و دیگر رسول و سه دیگر الله.»

جای انگشتری در دست

در دوران بت پرستی انگشتری را در انگشت بنصر (انگشت چهارم) دست چپ قرار می دادند زیرا معتقد بودند که این انگشت دارای رگی است که با قلب آدمی رابطه مستقیم دارد و با انتخاب این انگشت علاقه قلبی را بین خود و هدیه دهنده تثبیت می کردند. اما یونانیان معتقد بودند که این رگ در انگشت وسط دست چپ قرار دارد و انگشتری را بر این انگشت می نهادند.
با ظهور مسیحیت مردم برای دور ماندن از عقاید بت پرستی دست راست را جایگزین دست چپ کردند. اسقف های مسیحی تا به امروز از این سنت پیروی می کنند.
اما در دوره اسلام با رایج شدن انگشتری در میان مسلمانان ، در مورد این که انگشتر باید در کدام دست قرار داده شود اختلاف نظر پیدا شد. بر طبق نقل قول هایی معتبر ، پیامبر (ص) گاهی انگشتر را در دست راست و گاهی در دست چپ قرار می دادند. اما ایرانیان از قدیم ، دست چپ را برای انگشتری ترجیح می دادند. در گلستان سعدی  در این باره چنین آمده است : « اولین کسی که علم بر جامه کرد و انگشتری در دست ، جمشید بود ، گفتندش چرا همه زینت به چپ دادی ؟ و فضیلت راست راست. گفت راست را زینت راستی تمام است.» همچنین در قسمت دیگری از کتاب چنین آمده است : « بزرگی را پرسیدند با چندین فضیلت که در دست راست هیت ، خاتم در انگشت چپ چرا کنند ؟ گفت : ندانی که اهل فضیلت همیشه محروم باشند.»

مراحل ساخت انگشتر

  • رکاب سازی

به حلقه انگشتر یعنی بخشی که نگین بر روی آن سوار می شود رکاب گفته می شود. ركاب‌ها معمولا از جنس نقره ساخته می شوند. اما به دلیل این كه رنگ نقره بعد از مدتی سیاه می‌شود بعضی انگشتر سازها چند درصد پلاتینیوم و پالادیوم را با آن تركیب می‌كنند به این ترکیب «فدیوم» گفته می شود. ركاب‌های فدیوم معمولا گران قیمت هستند. البته ركاب‌های دیگری هم از جنس های نیكل، برنج ، مفرغ ، طلا و پلاتین نیز ساخته می شود. علاوه بر جنس فلز ، میزان كنده‌كاری و نقش‌های روی ركاب نیز در تعیین قیمت آن موثر است و ممكن است ارزش آن را خیلی بالا ببرد.
نخستین گام برای ساخت رکاب این است که‌ مدل‌های انگشتر بنا به طرحی که از پیش آماده شده است در قالب ماسه‌‌ تر طراحی می‌شود. این مدل ها معمولا مدل‌های ثابتی هستند. معمولا از 3 تکه درست می‌شوند که هر بار برای تکه‌های مختلف قالب ریزی می گردد. بعد از اینکه قالب‌ها آماده شد نقره را در بته‌چینی ذوب کرده ، در قالب می‌ریزند. بعد از سرد شدن آن را از قالب جدا کرده و با هواگاز ، تکه‌های مختلف را روی هم سوار می‌ کنند. سپس نوبت به سوهان کاری می رسد. برای قسمت های ضخیم معمولا ‌ از سوهان معمولی و برای قسمت‌های ظریف و گوشه‌های ریز از موتور سمباده استفاده می کنند.
مخراج کاری آخرین مرحله از ساخت انگشتر است که سنگی قیمتی یا نیمه قیمتی بر روی رکاب سوار می‌شود و اگر طرح خاصی نیاز باشد همان موقع با اره و دستگاه فرز روی آن حک می کنند.

  • تراش نگین

هیچ سنگی اعم از قیمتی و نیمه قیمتی به طور مستقیم و به صورت خام برای نگین انگشتر مورد استفاده قرار نمی گیرد . برای این کار ابتدا باید برش خورده و تراشیده شوند تا به اندازه‌های دلخواه درآیند. سپس پولیش و جلا داده می‌شوند تا برای نصب بر روی رکاب انگشتری آماده شوند.

  • حکاکی

در هنر خوشنویسی شاید یکی از مشکل ترین و طاقت فرسا ترین کارها  حکاکی آن بر روی سنگ های سختی مانند عقیق و یشم و .. نیست. چرا که علاوه بر رعایت قواعد خوشنویسی در هنر حکاکی نیز مهارت داشته باشند. هنر حکاکی خطوط روی گِل و سنگ و عقیق و یشم و شیشه و فلزات از هزاران سال پیش ایجاد شده و نمونه هایی از آن ها در موزه ها و مجموعه های خصوصی دیده می شود. با رواج انگشتری مُهر در جوامع ، این انگشتری همچون شناسنامه ای شد که بر انگشت هر فردی با اسامی و سجع های مختلف جای گرفت.


پانویس

1. خاتَم : به معنی آخر و آخرین می باشد. مُهری است که پس از تنظیم و نگارش نامه ها و اسناد در پای آن می زنند و حکم پایان بخشیدن به آن ها را دارد.

2. جوانمردان : آئین جوانمردی یا فُتُوَّت ، عنوان مسلکی صوفیانه است که در بسیاری از کشورهای اسلامی رواج داشت. این آئین شکلی از خدمت‌گزاری به جامعه و انسان‌ها با مرام و آداب ویژه بود. فتوت بر جنبه‌های اخلاقی اسلام تأکید داشت و از لحاظ اجتماعی وسیله‌ای برای دستگیری از فقیران وموجب استیصال ستمگران شد. پس از اسلام تمام فتیان خود را به علی(ع) منسوب می‌دانند.

3. احمد گلچین معانی : متخلص به گلچین فرزند علی اکبر ، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر معاصر است.


گردآوری و تهیه :

گروه کارشناسی ایران آنتیک

www.iranantiq.com


منابع

  • نوروزنامه / حکیم عمربن ابراهیم خیام / تصحیح مجتبی مینوی / تهران : کاوه
  • کلیات سعدی (گلستان) / مصلح بن عبدالله سعدی / تهران : جاویدان
  • فتوت نامه سلطانی / حسین بن علی کاشفی / به اهتمام محمد جعفر محجوب / تهران : بنیاد فرهنگ ایران
  • انگشتری و کاربردهای آن / فروغ سلطانیه / مجله فرهنگ / سال 1374 / شماره 16
  • انگشتری زمرد / مجله پیام بانک / سال 1390 / شماره 509
  • حکاکان و نگین تراشان / محمد علی کریم زاده تبریزی / سال 1357 / شماره 189 و 190

نظر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده...