صحافی سنتی و جلد سازی

در فرهنگ پیشین ایرانی و اسلامی ، صحافی بخشی از حرفه وَرّاقی بوده است. « وَرّاق » به کسی گفته می شد که نسخه ها را کتابت و تزئین و تجلید و وصالی می کرد و همچنین خود آن را می فروخت. اما در تمدن و فرهنگ سنتی ما صحافی و مجلد گری به حرفه و هنری گفته می شود که فرد ، کتاب بی جلد را تجلید ، کتاب معیوب را وصالی و مرمت و شیرازه دوزی و گاهی کاغذ کتابت را جدول کشی می کرد. وراقی و صحافی همیشه حرفه ای محترم و در زمره مشاغل فرهنگی و هنری محسوب می شد تا آنجا که عده ای از بزرگان علم در سنین جوانی بدان اشتغال داشتند.... ادامه

در فرهنگ پیشین ایرانی و اسلامی ، صحافی بخشی از حرفه وَرّاقی بوده است. « وَرّاق » به کسی گفته می شد که نسخه ها را کتابت و تزئین و تجلید و وصالی می کرد و همچنین خود آن را می فروخت. اما در تمدن و فرهنگ سنتی ما صحافی و مجلد گری به حرفه و هنری گفته می شود که فرد ، کتاب بی جلد را تجلید ، کتاب معیوب را وصالی و مرمت و شیرازه دوزی و گاهی کاغذ کتابت را جدول کشی می کرد.

وراقی و صحافی همیشه حرفه ای محترم و در زمره مشاغل فرهنگی و هنری محسوب می شد تا آنجا که عده ای از بزرگان علم در سنین جوانی بدان اشتغال داشتند. دربارهایی که به کتاب و ادب بسیار علافه داشتند همچون تیموریان و صفویان برای کتابخانه های خود صحافان چیره دستی انتخاب می کردند. گاهی بزرگان ادب و سیاست و شرع نیز برای خود وراقانی استخدام می کردند.

رافائل دومانس مورخ معروف اروپایی معاصر صفویان در سفرنامه خود درباره این هنر چنین نوشته است : « یکی از مشاغل رایج در اصفهان ، صحافی است. صحاف کسی است که کتاب ها را ته بندی و تجلید می کند و البته کاملا و کلا به شیوه یونانی ؛ یعنی بدون شیرازه و از حق نگذریم که عطف کتاب را در وضعیت خوبی نگه می دارد ، اما مانع از آن می شود که کتاب از وسط خوب باز بشود و اگر بدان فشار بیاید در هم می شکند و عطف جدا می شود. صحاف ها اوراق کتاب ها را با یک چاقوی بلند می برند و آن ها را سوهان می زنند تا یکدست شوند. اما بر خلاف آنچه در میان ما رایج است ، هنوز دستگاه قید و برش ندارند. از اکلیلی کردن برش و اوراق و ساغری هم در اینجا خبری نیست. این کارها مختص کتاب های ماست که دربردارنده حقایقند.»

می توان گفت هنر کتاب سازی و صحافی در تولید کتاب و نسخ خطی با عمل صحافی تکمیل می گردد، چون مسئولیت حفظ اوراق کتاب بر عهده صحاف است. صحافی هنر چندین صدساله ایران است که جهت محافظت دست نوشته ها، توسط هنرمندان با سلیقه و سبک های مختلف آثار ارزنده ای به یادگار گذاشته اند. این هنر تا به امروز دوام یافته است، اگر چه در زمان قاجار تحت تأثیر صحافی فرنگی دچار تغییراتی شده ولی تا به امروز ادامه دارد و هم اکنون این شیوه صحافی و وصالی سنتی تنها در کتابخانۀ مرکزی آستان قدس رضوی هنوز در جریان است. منظور از جلدسازی کتاب ها تنها، حفظ کتاب نبوده است که یکی از توابع کتاب به شمار آید، بلکه جلد سازی خود فن و هنر مستقلی بوده است که گهگاه آثار هنری بسیار عالی در آن متجلی می گردید.

در صحافی سنتی ، برای مرمت یک نسخه خطی یا سند ابتدا جلد را جدا و عطف را باز کرده ، سپس با برآورد کاغذ اقدام به رنگ زدن آن می کنند.
امروزه با منسوخ شدن کاغذ های دست ساز از کاغذهای ماشینی استفاده می شود که نقطه ضعفی برای این هنر محسوب می شود. چرا که این نوع کاغذها منشا اسیدی دارند ، یعنی در ساخت آن ها از اسید سولفوریک استفاده شده است. در حالی که کاغذ ذست ساز به روش قلیایی تهیه شده یعنی در ساخت آن آهک به کار برده شده است.

در حقیقت صحافی سنتی مرتبط و مخصوص نسخ خطی بود و با ایجاد چاپخانه ها از رونق افتاد.

مراحل صحافی

1) ترکیب بندی: ترکیب بندی کتاب عبارتست از یک جا و کنار هم قرار دادن صفحات کتاب به ترتیب شماره صفحات.

  • تا کردن
  • لت گذاشتن
  • مرتب کردن
  • دوختن

2) شکل بندی:

  • کوبیدن
  • چسب زدن
  • لب بریدن و گرد سازی
  • پشت کوبی و استر بندی

3) جلد بندی:

  • جلد سازی
  • چاپ جلد
  • جلد گذاری

از مراحل صحافی سنتی

از مراحل صحافی سنتی

 

شیوه کار صحافی سنتی

  • آهار زدن کاغذ

برای صاف شدن و نرمی سطوح کاغذ و همچنین پخش نشدن مرکب به هنگام نوشتن و روانی قلم کاغذ را آهار می زنند. این عمل می تواند قبل یا همزمان با رنگ کردن کاغذ باشد. برای این کار کاغذ را در محلول لعابی بعضی از مواد غوطه ور می کنند. در گذشته برای این کار از سفیده تخم مرغ ، نشاسته ، کتیرا ، سریشم حیوانی ، صمغ عربی ، تخم گل ختمی ، اسفرزه استفاده می کردند. اما این کاغذ های آهار زده همیشه در معرض آفت زدگی قرار داشت چرا که این مواد غذای مناسبی برای حشرات و قارچ ها بوده و اغلب کتب خطی نیز فاقد اسیدیته بودند در تنیجه اغلی نسخ خطی قدیمی دچار کرم خوردگی و قارچ زدگی می باشند.

  • رنگ کردن کاغذ

در گذشته صحافان برای این کار مواد گیاهی و طبیعی را به کار می بردند. از زعفران  و همچنین پوست انار برای رنگ زرد مایل به قرمز ، از گل زعفران برای رنگ بنفش ، از پوست گردو برای سبز تیره متمایل به زرد ، از برگ حنا برای قرمز کمرنگ ، از روناس برای رنگ قرمز متمایل به زرد ، از اسپرک برای رنگ زرد استفاده می کردند.
در قرون گذشته سعی می کردند رنگ کاغذ برای وصالی و بازسازی قسمت های کسری ، همرنگ کاغذ اصلی باشد ؛ اما اکنون در کتابخانه آستان قدس رضوی برای این کار از کاغذی روشن تر از کاغذ اصلی استفاده می کنند تا قسمت های بازسازی شده مشخص باشند.
از این ها گذشته آنچه که در رنگ کردن کاغذ مهم است روانی ، غلظت و ترکیب دو یا سه رنگ برای بدست آوردن رنگ مورد نظر می باشد.

  • وصالی

به ترمیم و اتصال پارگی کاغذ وصالی گفته می شود که شامل وصالی پارگی های عطف اوراق و بازسازی قسمت های کسری می باشد. یکی از روش های وصالی و بازسازی ، روش متن و حاشیه کردن اوراق است که صحافان از شیوه برای بازسازی اوراقی که اطراف و حاشیه آن کاملا از بین رفته یا پوسیده و فاقد استحکام لازم است استفاده می کنند. لازم به ذکر است که این روش باری کتاب های فاقد حاشیه نویسی به کار می رود.

نوع چسب

در گذشته صحافان از سریشم برای جلدسازی و عطف چسبانی کتاب و از سریش برای وصالی و متن حاشیه کردن اوراق استفاده می کردند. اما امروزه فقط از چسب سریش برای این کار استفاده می شود.

  • دوخت عطف

در گذشته صحافان اوراق کتاب را به صورت جزوءبندی (ملیچه بندی) به یکدیگر متصل و می دوختند. اصطلاح ملیچه برای مجموعه ای از ورق ها به کار می رود که به صورت دسته های 6 ، 8 ، 10 ، 12 ، 16 برگی باشند. به عنوان مثال اگر سه برگ کاغذ A4 را روی هم قرار داده و از وسط تا کنیم یک ملیچه (جزوء) شش برگی ایجاد می شود که دارای 12 صفحه است. به محل تاخوردگی آن «عطف» گفته می شود. با روی هم قرار دادن و دوختن عطف چندین ملیچه کتاب شکل می گیرد. نکته ای که صحافان بسیار به آن توجه دارند این است که درهنگام وصالی اوراق و یا متن و حاشیه کردن ، به شماره صفحات و ترتیب ملیچه ها بسیار دقت می کنند تا شماره صفحات جابجا نگردد.

  • آستر بدرقه

به آستری دولایی گفته می شود که یک طرف آن به جلد چسبیده و طرف دیگر آن فقط در نزدیکی عطف به کتاب چسبیده شده باشد.  این آستر تقش لولای اتصال بین جلد و کتاب را دارد و به همین دلیل معمولا کاغذ آن را ضخیم تر از اوراق کتاب انتخاب می کنند.

  • ساخت جلد و روکش کردن آن

در ادامه به طور مفصل به شرح این موضوع می پردازیم.

 

تاریخچه جلد سازی

تاریخ جلد کتاب بی گمان عمری همسان با خود کتاب دارد که به صورت صفحه های مرتب و متوالی فراهم می آمده است. کهن ترین نسخه های جلد شده، روایات قبطی انجیل بوده که طی قرن شش بعد از میلاد در مصر تهیه شده است، به طوری که از قرار دادن چند لایه پاپیروس، دفته های جلد را می ساختند و بر روی آن چرم می کشیدند و دو دفته را با تسمه های چرمی به هم می بسته اند. در جهان اسلام نیز ، از نخستین سال های خلافت ، جلد کتاب شناخته شده بوده است. هنر جلد سازی به ویژه در دوران اسلامی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. تبادل هنر نسخه پردازی و جلد سازی مخصوصا در مورد قرآن مجید و نسخه های نفیس در جامعه اسلامی امری اجتناب ناپذیر بود. اولین جلد هایی که با نقوش هندسی برای قرآن ها و جزوات آن ساخته شد نمونه های معروف به مملوکی بود.
حکومت مملوکیان در مراکش و مصر و کشور های آفریقایی مجاور مصر که در سلطه عثمانی ها قرار داشت ، شکل گرفته بود و به همین خاطر جلد هایی که در این دوران ساخته شد ، به این نام شهرت پیدا کردند.
 قدیم ترین جلدهای ایرانی مربوط به اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. هنر جلدسازی در قرن نهم هجری به وسیله جلدسازان و صحافان مکتب هنری هرات به اوج خود رسید و به صورت یک هنر ایرانی در آمد. در این دوره صحافان کتابخانه ها بهترین و زیباترین کتابها را با خط بسیار زیبا و با مذهب کاری ، نقاشی و جلدهای قیمتی به وجود آوردند و این نتیجه جنبش هنری بود. در این دوره ما شاهد خلق شکل ها و قالب های هنری فراگیر در سراسر بخش های عظیم جهان اسلام هستیم. جلد سوخت معرق از زیباترین جلد سازی های دوره تیموری است . قوام الدین مجلد و شاگردانش مبدع جلد های معرق بوده اند. این دوران با شکوه ترین دوره نسخه پردازی و کتاب آرایی و جلد سازی بود. به موازات این هنر ، جلد روغنی نیز ابداع شد. این هنر زیبا بر روی چرم تیماج اجرا می شد. استاد میرک پس از طراحی و ساخت و ساز ، روی نقاشی ها را با روغن کمان می پوشاند و سپس با پودر طلا ی آمیخته شده با صمغ ، به تحریر اطراف نقوش می پرداخت. بعد از طلا کاری و جدول کشی و حاشیه سازی ، چندین مرتبه سطح جلد را به روغن کمان آغشته و داخل آن را با معرق تزئین می کرد. شاید دشواری ها و محدودیت های جلد های ضربی و سوخت سبب شد جلد روغنی ابداع شود. در ساخت جلد روغنی دست هنرمند در انتخاب نقوش باز بوده و به راحتی میتوانست این جلد زیبا را تهیه کند. با این وجود تا قرن  های نهم و دهم جلد های سوخت و معرق رواج داشتند و کمتر از جلد های روغنی استفاده می شد.

در دوره صفوی جلد کتاب با اشتیاق بیشتری تزئین می شد و طلا کاری آن نسبت به قرن 9 هجری بیشتر بود. و بعضی از طرح های تزئینی، کلیه سطح جلد را می پوشانید. در مواردی دیگر، طرح تزئینی در داخل یک شکل ترنجی یا در قسمت های دیگر قرار داشت.

 

جلد چرمی قرآن ، متعلق به قرن 17 میلادی ، ایران

جلد چرمی قرآن ، متعلق به قرن 17 میلادی ، ایران

در دوره صفوی، جلدهای ضربی و روغنی در اوج کمال ساخته می شد. بیشتر جلدسازان دوران صفوی نه تنها جلدساز بوده اند، بلکه با نقاشی، تذهیب و دیگر هنرهای کتاب آرایی نیز آشنایی داشته اند. جلدهای نفیس روغنی، ضربی، معرق، و صدف کار، بیشتر برای نسخه هایی تهیه می شد که خاص کتابخانه های سلاطین ، وزیران و دیگر اعیان عصر صفوی بود. اغلب نسخه های متداول در مراکز آموزشی و نسخه های مربوط به دانشمندان و اهل علم، به صورت عادی، با جلد چرمی و احیاناً با چرم و مقوا صحافی می شد. جلد روغنی و ضربی پس از دوره صفوی نیز توسط جلدسازان ایرانی ساخته می شد.

مکتب قسطنطنیه در هنرهای صحافی ، جلدسازی ، صورتگری، زاده مکتب تبریز دوره صفوی است. تاثیر هنر ایرانیان تا آن حد است که جلدسازان ترک و عرب آنچه دارند از ایرانیان دارند.

در دوره افشاری، جلد روغنی با زمینه مَرْغش رواج بیشتری داشت. در دوره قاجاری، گونه دیگری از جلد روغنی توسط یکی از روحانیان آن عصر به نام آقا ابوطالب مدرّس ساخته شد که به جلد «ابری ابوطالبی» شهرت یافت.

دوره قاجاری و به ویژه در زمان فتحعلی شاه دوره کاربرد رنگ های نسبتا خام است. در واقع جلد کتاب در این زمان ادامه شیوه صفوی است. ناصرالدین شاه بسیار هنر شناس و هنر دوست بود. در دوران پادشاهی او جلدسازی به شیوه روغنی (لاکی) پیشرفت بسیار چشمگیری داشت. در واقع می توان گفت که این دوره اوج هنر جلدسازی روغنی می باشد. در بعضی از این جلد های به جا مانده ، بیننده با دیدن جلد به محتوای نسخه پی می برد. مثلا برای قرآن مجید ازنقوش گل و بته ، برای ادعیه گل و بته به همراه پرندگان ، برای دیوان شعرا گل و مرغ ، برای کتاب های نجوم از تصاویر صور فلکی استفاده می کردند. داخل این جلد ها نیز با گل زنبق و نرگس تزئین می شد.

ساموئل گرین ویلر بنجامین ، نخستین سفیر آمریکا در ایران سال های 1885-1883 (در عصر ناصرالدین شاه قاجار) در سفرنامه و خاطراتی که در کتاب ایران و ایرانیان به چاپ رسانده است در رابطه با جلد کتاب های ایرانی چنین نوشته است : « هنر آرایش جلد کتاب ها مانند هنرهای زیبای دیگر ایران دارای این خصوصیت است که منحصر بفرد است ، یعنی جلد هر کتاب از نظر تزئین با کتاب دیگر اختلاف دارد و در هر یک ، هنرمند نبوغ و سلیقه خاص خود را به کار برده است. جلدهای نفیس کتاب های قدیمی که آثار هنری پر ارزش به شمار می روند دو نوع هستند : 
نوع اول که بسیار کمیاب و نادر می باشند آن هایی هستند که طرح و تزئین جلد تمام روی چرم انجام شده است. چرم هایی که سابقا در ایران تهیه می شدند فوق العاده با داوم بود و جلا و شفافیت آن ها به سادگی از بین نمی رفت. چرم مرغوب فعلی ایران به نام (چرم روسی) معروف است و از روسیه وارد می شود ولی بایست گفت که این چرم روسی سابقا در ایران تهیه می شد و بعدها کارخانه آن از ایران به روسیه منتقل گردید. در هر حال جلد پر ارزش و نفیس کتاب های قدیمی از همین چرم های ایرانی تهیه می شود. روی چرم جلد کتاب هنرمندان ایرانی طرح های زیبایی را با رنگ های مختلف می کشند و گاهی اوقات نیز برای آن که این جلد ها زیبایی بیشتری پیدا کنند نقش و نگارهای طلایی رنگ را به وسیله پلاک(مهر)های فلزی روی آن ها می زنند. این نقش و نگارها را ابتدا روی پلاک فلزی حکاکی می کنند و بعد پلاک را به رنگ طلا آغشته کرده و روی چرم جلد کتاب فشار می دهند و به طور کلی باید بگوییم که ایرانی ها در آرایش و تزئین جلد کتاب از کلیه ملل جهان جلو هستند و تا کنون زیبایی جلد کتاب های هیچ کشوری به پای کتاب های ایران نرسیده است.
اما نوع دیگر(دوم) آرایش و تزئین جلد کتاب ها ، جلدهای مقوایی است که در این حال طرح ها  و نقاشی هایی مستقیما روی مقوای جلد می کشند. این طرح ها بیشتر مربوط به شکارگاه ها هستند و رنگ آمیزی پاره ای از آن ها فوق العاده زیبا و جالب است. اخیرا جلدهای کتاب را در تهران تذهیب هم می کنند که بعضی از این جلد ها خیلی نفیس است...».

Book binding boards. Iran, Qajar, circa 1900

جلد کتاب ، دوره قاجار به سبک دوره صفوی ، ایران

انواع جلدها در دوره های تاریخی

جلد کتب قدیمی بر نوع است : نوع اول جلدی معمولی همانند جلدهای کنونی دارای دو رویه است و نوع دوم که به شکل کیف ساخته شده و دارای ضمیمه ای بوده که برای نشانه گذاردن خواننده نیز مورد استفاده قرار می گرفته است. در اغلب کتب هر دو رویه کتاب  را با مینیاتورهای زیبایی زینت می بخشیدند.

جلد ترمه : برخی جلدسازان دوره زندیه و قاجاریه به بعد برای روکش جلد دیوانها، بیاض ها، نسخه های ادعیه از ترمه منقش به اشکال بوته جقه با خطوط پهن حاشیه مانند استفاده می نمودند.

جلد مخملی : جلدهایی که از پارچه مخمل برای روکش مقوا استفاده شده باشد. و بیشتر از قرن سیزدهم هجری رواج یافته است.

جلد شبرو : به معنای بزغاله، پوست بزغاله و یا پوست نازک گوساله که جلد سازان دوره قاجار برای روکش جلد از آن سود برده اند.

در واقع با افزایش ساخت جلدهای روغنی بر جلدهای سوخت در دوره زندیه و قاجار، بیشترین قرآن های نفیس و کتاب های مصور و غیر مصور دیگر با جلد روغنی عرضه می شد. در این دوره با انواعی از جلدهای روغنی روبه رو هستیم.

جلد روغنی یا لاکی : از جمله جلدهایی که بیشتر نگارش های فارسی، مجلد به آن است، جلدی است که از سده نهم توسط جلد سازان وضع شده و رفته رفته فزونی گرفت و در سده های دوازدهم و سیزدهم به اوج کمال رسید. در دوره تیموریان از نقوش گل و بوته و پرندگان و حیوانات استفاده میشد، ولی در دوره صفوی و قاجار به سوای نقوش مذکور، از نقوش صورت و پیکر انسان، مجالس رزم و بزم نیز به کار گرفته شد و گاه آیات، اخبار و اشعاری به مناسبت موضوع کتاب نیز به جای نقوش مذبور در جلدهای روغنی دیده می شود.

جلدسازی کتاب از آغاز صنعت چاپ در ایران

جلدسازی کتاب ها و رساله هایی که از آغاز صنعت چاپ در ایران صحافی شدند را می توان بر سه نوع دسته بندی کرد:

  1. تجلید تمام چرم ساده یا ضربی به همان اسلوبی که کتب خطی را جلد می کردند.
  2. تجلید تمام مخمل و یا پارچه های ممتاز دیگر. این جلدها برای کتاب های شاه و شاهزادگان و اعیان انجام می شد.
  3. تجلید با مقوا که ورقه چاپی نقش دار بر آن می چسباندند.

جلد دیوان حافظ ، به شکل کیف دارای ضمیمه ، سال 1530 میلادی ، مربوط به دوران صفوی ، محل نگهداری : موزه هنر دانشگاه هاروارد

جلد دیوان حافظ ، به شکل کیف دارای ضمیمه ، سال 1530 میلادی ، مربوط به دوران صفوی ، محل نگهداری : موزه هنر دانشگاه هاروارد

جلد دارای ضمیمه و کاربرد آن به عنوان نشانه گذاری

جلد دارای ضمیمه و کاربرد آن به عنوان نشانه گذاری

تعریف

آثار علمی دانشمندان پس از کتابت بر کاغذ، به علت آسیب پذیری در مقابل حوادث طبیعی و مرور زمان نیازمند حفاظ های مقاوم تر از کاغذ بوده است که این مهم عموما به وسیله جلدهای محکم و استوار ساخته شده از مقوای محکم و خوب و نازک و پوست حیوانات تأمین می شده است. بنابراین هنر کتاب سازی نسخه های خطی با صحافی و جلدسازی تکمیل می شد، زیرا جلد حافظ اوراق کتاب از آسیب های احتمالی است. با گذشت زمان و به مدد ذوق هنرمندان باسلیقه و نوآوریهای آنان، آثار ارزنده ای در سبک های مختلف هنری به وجود آمد که برخی از آنها در مجموعه های نفیس خطی دنیا به یادگار مانده است.

جلد در لغت به معنای پوست و در اصطلاح نسخه شناسی به سخت ترین و مقاوم ترین جزء از اجزای کتاب اطلاق می شود و آن پوششی است که کتاب را از جانب آغاز و انجام و عطف دربر می گیرد. جلد، در واقع، محافظ و تکیه گاه کتاب تلقی می شود و استحکام کتاب به قوام آن بستگی دارد. به همین جهت است که در گونه های فارسی شرقی (افغانستان و شبه قاره هند) معادل فارسی آن پُشتی انتخاب شده است. امروز نمونه هایی از جلدهای چرمی ساخت ایران در موزه های بزرگ دنیا موجود است که هر کدام بیش از چند مقاله و کتاب ذوق هنری پدران ما را به خارجیان معرفی می نماید. هنرمندان هند هم با مهاجرت عده زیادی از مجلدگران ایرانی به هند، سبکهای ایرانی را در ساخت جلدهای چرمی و روغنی پیروی کرده و از ایرانیان این هنرها را آموختند.

هر جلد از دو بخش اصلی تشکیل می شود که به عربی «طَبْله» یا «دَفْتَه»؛ در مجموع به صورت مثنّی، یعنی دَفْتَین نامیده می شود. دَفْتَه روی و دفْتَه پُشت توسط پاره ای چرم یا پارچه ضخیم؛ که عطف کتاب را تشکیل می داده به هم متصل می شده است. برای برخی جلدها در سمت مقابل عطف، در دفته پشت، لبه ای هم تعبیه می شده و این لبه که در عربی لسان خوانده می شود تا می خورده و مانند عطف، لبه مقابل عطف را می پوشانیده و بر دفته روی منطبق می گشته و به این صورت، قسمت مقابل عطف نیز از عوارض بیرونی محفوظ می مانده است.

روش های تهیه جلد

  1. جلد ضربی: برای ساخت جلد ضربی، ابتدا روی زمینه چرم می کشند، سپس با فلز منقوش روی چرم می کوبند تا چرم حالت نقش برجسته بگیرد.
  2. جلد سوخت: بعد از کشیدن چرم روی زمینه، فلزی که حاوی نقش دلخواه است، داغ می کنند و با فشار بر چرم جلد، نقش برجسته بدست می آید.
  3. جلد لاکی: روی زمینه مقوایی، یک لایه روغن شفاف زده، سپس با رنگ و روغن روی جلد را نقاشی کرده و نهایتاً روی آن لاک می زنند. (روش پاپیه ماشه)
  4. جلد موجی: در این نوع جلد، ترکیبی از قلع و سریشم را روی زمینه زده و بعد از خشک شدن روی آن را با سنگ صیقلی براق می کنند.
  5. جلد زرکوب: بعد از کشیدن چرم روی زمینه، طرح یا نوشته موردنظر را کلیشه کرده و به وسیله آن طرح را با بکار بردن ورقه های طلا روی جلد پرس می کنند.

تزئینات روی جلد و محل قرار گرفتن آن 

تزئینات روی جلد بر دو نوع است :

نوع اول که تزئینات برجسته یا فرورفته ای دارد و با طلا زینت یافته است. بعضی از این جلدها دارای دو قطعه چرم هستند که بر روی هم قرار گرفته اند ؛ قطعه اول زمینه جلد و قطعه دوم مرکب از قطعات کوچکی است که برای تزئینات بیشتر آن را مشبک نموده و بر روی زمینه چسبانده اند.
بعضی از این جلدها با طلا به شیوه عربی تزئین شدند یعنی دارای شاخ و برگ و گل هستند و بعضی دیگر نیز مانند سرلوحه کتاب تذیب شده اند. بر روی بعضی از جلد های نفیس هم صحنه های بسیار زیبایی از جنگ و شکار و حیوانات خیالی و درختان و مرغان به تصویر کشیده شده است.
اغلب این تزئینات با رنگ سیاه بر روی زمینه طلایی می باشند. گاهی صحافان در نهایت ذوق و سلیقه قسمت داخلی جلد و یا روی صفحانی که برای محافظت کتاب در اول و آخر آن قرار داده است را با قطعات کوچکی از ورقه های طلا و کاغذ های الوان به شکل شاخ و برگ و گل بریده و بر روی زمینه سیاه و سفید می چسباندند و لبه های جلد را با چرم و مفتول طلا می ساختند. گاهی هم با کاغذ یا چرم مدال های کوچک مشبکی درست کرده و بر روی زمینه آبی یا سبز یا قرمز می چسباندند و آن ها را با قاب های مزینی از هم جدا می کردند.

نوع دوم جلد های صاف و لاکی می باشند. در این جلد ها ابتدا لایه نازکی از گچ مخلوط با صمغ بر روی جلد گشیده و با لاک زرد یا قرمز تیره رنگ می کندد و سپس با طلا و رنگ های گوناگون خمان صحنه های مینیاتوری که در صفحات کتاب دیده می شود را بر روی جلد ترسیم می کنند.

نقوش رایج بر روی جلد

  • ترنج : طرح مدور یا بیضی شکل با نقوش اسلیمی ، ختایی ، خصوص رقاع ، نسخ ، نستعلیق و یا نصاویر حیونات می باشد و هنرمند آن را در وسط جلد به کار می برد.
  • سرترنج : لوزی های کنگره دار کوچکی است که صحافان برای پر کردن مکان خالی بالا و پایین ترنج تا لبه کتاب به کار می برند. بعضی صحافان نام خود یا فرد سفارش دهنده را بر روی آن می نوشتند.
  • لچکی : شکلی سه ضلعی است که با چرم ، تیماج و یا پارچه در دو گوشه جلد قرار می گیرد.
  • شمسه : شکل نارنج و لیمو و هر نصویر مدور و منقوش زراندودی که در مساجد به کار می رود و گاهی به جای ترنج در وسط جلد به کار می رود و با همان نقوشی که برای ترنج به کار می رود تزئین می گردد.
  • کتیبه : چهارگوش مستطیل شکلی است که دو طرف آن با نیم دایره با ربع دایره شگل گرفته و دارای کنگره ای ظریف می باشد.از این طرح برای حواشی چهار طرف جلد برای نگارش خط استفاده می کنند.

در میان کتاب های ناصرالدین شاه جلدهایی اعم از چرمی و پارچه ای (بیشتر مخمل) به شیوه فرنگی تهیه شده  و گاهی به جای نقش لچک و ترنج نقش شیر و خورشید را ضرب می کردند تا کاملا حالت کارهای فرنگی به آن ها داده شود. قسمتی از این جلدها در کتابخانه سلطنتی پیشین و قسمتی دیگر در کتابخانه ملی کنونی نگهداری می شوند. 

سر آخر این همه توجه کتاب سازان به صحافی و جلد سازی سبب شد تا انواع و گونه های جلد در تاریخ کتاب آرایی به وجود آید که برخی از آن ها بدون تردید به عنوان نمونه هایی عالی و نفیس در تاریخ جلد سازی در عالم صحافی محسوب است و امروزه به تنهایی جدا از اوراق کتبی که جلدهای مزبور را برای آن ها تعبیه و آماده کرده بوده اند زینت بخش موزه های جهانند . به قول سالک قزوینی:

این جلد که هست خلد از و افسوسی      از نقش طلاست گنج دقیانوسی

بر هم چو نهی غنچـــه شود گلــزاری      چون باز کنی چتـر زند طاووسی


گردآوری و تهیه :

گروه کارشناسی ایران آنتیک

www.iranantiq.com


منابع

  • صحافی سنتی / علی اصغر ثابت جازاری / مجله کتاب ماه هنر / سال 1378 / شماره 8
  • صحافی و مجلدگری / ایرج افشار / مجله نامه بهارستان / سال 1381 / شماره 6

 

 

نظر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده...