شمشیر ، قمه

شمشیر « شمشیر » سلاحی آهنین ، برنده دارای تیغه دراز ، منحنی و قبضه ای برای به دست گرفتن می باشد. به دلیل این که این سلاح به دم شیر شباهت دارد آن را شمشیر نامیدند. در کتاب برهان قاطع نیز چنین آمده است : « وجه تسمیه آن شم شیر است که دم و ناخن شیر باشد. » در زبان های اروپايی عبارت «شمشير» برای تيغ های بسيار خميده ايرانی به کار می رود اما واژه پارسی شمشير خود کاربرد کلی دارد و به هر نوع تيغی صرف نظر از ميزان انحنای آن اطلاق می شود و ريشه این کلمه « شمشر ، شفشر و... ادامه

شمشیر

« شمشیر » سلاحی آهنین ، برنده دارای تیغه دراز ، منحنی و قبضه ای برای به دست گرفتن می باشد. به دلیل این که این سلاح به دم شیر شباهت دارد آن را شمشیر نامیدند. در کتاب برهان قاطع نیز چنین آمده است : « وجه تسمیه آن شم شیر است که دم و ناخن شیر باشد. »
در زبان های اروپايی عبارت «شمشير» برای تيغ های بسيار خميده ايرانی به کار می رود اما واژه پارسی شمشير خود کاربرد کلی دارد و به هر نوع تيغی صرف نظر از ميزان انحنای آن اطلاق می شود و ريشه این کلمه « شمشر ، شفشر و شوفشر» در پارسی ميانه/ پهلوی می باشد. چنین به نظر می رسد که نسخه قديمی تر آن در پارسی ميانی مانوی « شفشر» می باشد.

شمشیر از جنس برنز  ، مربوط به تمدن آشور ، بین النهرین شمالی ، 1275-1037 ق.م ، محل نگهداری : موزه متروپولیتن

شمشیر از جنس برنز  ، مربوط به تمدن آشور ، بین النهرین شمالی ، 1275-1037 ق.م ، محل نگهداری : موزه متروپولیتن

اقوام مختلف شمشیر را در شکل های گوناگونی چون پهن ، باریک ، نوک تیز ، منحنی ، مستقیم ، بلند ، کوتاه ، دو دم و یک دم می ساختند. به عنوان مثال شمشیر شوالیه های قرون وسطی تیغه ای راست ، نوک تیز و دولبه داشت و دارای قبضه ای بزرگ برای گرفتن آن با دو دست بود. شمشیر ژاپنی ها دارای تیغه ای بلند و با انحنای کم و همچنین قبضه ای بزرگ برای گرفتن با دو دوست بود.

در افسانه های یونانی از شمشیر داموکلس[1] برای نشان دادن بی ثباتی عظمت و خوشبختی آدمی سخن به میان آمده است. در کتاب « مهاباراتا » کهن ترین کتاب هندو ها از شمشیر به عنوان « حجت قاطع » یاد شده است. در کتاب کمدی الهی ، از دو فرشته با شمشیر های آتشین که با بال های سبز به پایین می آمدند نام برده شده است. اجرای تشریفات سلاحپوشان به دست اسقف و بستن شمشیر به کمر شهسواران جدید از مراسم تجلیل شمشیر نزد اقوام بوده است.

تاریخ مشخصی برای ساخت شمشیر در خاور میانه و آسیای مرکزی به ثبت نرسیده است. شمشیر های طرح دار ، پیش از اسلام در عربستان مورد استفاده قرار می گرفته است.

پيش از حمله اعراب به ايران در 631 ميلادی ، شمشير ايرانيان به صورت مستقيم بود. هخامنشيان (330-559 قبل از ميلاد)، اشکانيان (224 پس از ميلاد -250 قبل از ميلاد) و ساسانيان (651-224  پس از ميلاد)  شمشيرهایی دو دم با تيغه مستقيم به کار می بردند.( همانند آکیناکه )

شمشیر در انواع مختلفی در خاورمیانه یافت می شد ؛ مانند شمشیر پارسی ، خراسانی ، عراقی ، هندی ، منصوران ، یمنی ، سلیمانی و دمشقی. در این میان شمشیرهای دمشقی از شهرت خاصی برخوردار بودند. البته شمشیر یمنی نیز به اندازه شمشیر دمشقی مشهور بود. اروپاییان حدود یک قرن و نیم تلاش کردند تا توانستند به راز فولاد دمشقی پی ببرند و فولادی با همان کیفیت فولاد تولید کنند.
شمشیر های دمشقی از لبه هایی فولادی با کربن خیلی بالا ( حدود 2 - 1.5 ) ساخته می شدند. بخش براق آن ازمقدار زیادی ذرات کربید آهن و بخش های تیره آن از فولادی از جنس کربن تشکیل می شده است. 

« فیاض سلیمان السیوفی » یکی از مشهورترین سازندگان شمشیر دمشقی می باشد که ساخت این نوع شمشیر را از اجداد خود را یاد گرفته است. او در این باره می‌گوید که خانواده اش همیشه شمشیر دمشقی را از طلا و مس می ‌ساخته اند و طریقه ساخت آن را فقط به فرزندان خود آموزش می دادند تا همگانی نشود.

مواد اولیه ساخت شمشیر

فولاد ، آلیاژی از آهن است با یک یا دو درصد کربن است و به دلیل وجود کربن در آن به راحتی آبداده و تیز می شود. به همین سبب از این آلیاژ برای ساخت چاقو ، شمشیر و از این قبیل جنگ افزارها استفاده می کنند.

مراحلی که برای تهیه فولاد ( قبل از صنعتی شدن ) انجام می شد به این ترتیب بود :

  • ذوب فولاد به طور مستقیم
  • کربوزینگ ( اضافه کردن کربن )
  • دی کربوزینگ ( حذف کربن )
  • ساخت چدن ( آهن با کربنی حدود 2-4 درصد )
  • ساخت فولاد در یک بوته با یکی از دو روش کربوزینگ یا شارژ بوته با دی کربوزینگ ( با گذاشتن ترکیباتی در داخل بوته ها )

ابوریحان بیرونی در کتاب « الجماهر فی معرفه الجواهر » آهن معدنی را به دو دسته تقسیم کرده است ؛ نوع نرم آن که نرم آهن و نوع سخت آن که شابرقان نامیده می شود. 
شمشیرهای رومی ( بیزانسی و آناتولی ) ، شمشیرهای روسی و شمشیرهای صقالبی ( شمشیرهای اسلاوی ) از شابرقان ساخته شدند و به سبب این که در آن ها قلع وجود دارد به آن ها قلعیه نیز می گفتند. این شمشیر ها به دلیل وجود قلع در آن ها ، طنین صدا دارند. این شمشیر ها پهن ساخته می شده و سفید رنگ بودند.
رومی ها به جز این شمشیر ها ( شمشیرهای شابرقان ) شمشیر های دیگری نداشتند.

خیام نیشابوری در نوروزنامه به نرم آهن با عنوان یک نمونه از شمشیر پرداخته است. محمدبن منصور در کتاب گوهرنامه ،  به چهار نوع مختلف از آهن نرم اشاره کرده است :

  • نرم آهنی که آبدیده شده و ابزارهای مختلفی از آن ساخته می شده است
  • نمونه ای که قاطع نام داشت ، آبدیده می شده و برای ساخت شمشیر و ابزار آلات نجاران و زرگران مورد استفاده قرار می گرفت.
  • آهن نرم باریک ریزه
  • آهن سفید فام نرم اندام ، که مقاومت بسیار زیادی در برابر ضربات داشت و برای ساخت تیغه هایی به کار برده می شد که همچون ورق خم می شدند.

جوهر شمشیر

به فولاد بوته ای [2] یا فولاد آبدیده ، تیغ جوهردار نیز می گفتند. فولادهایی با کربن بالا که هیچ طرحی نداشتند فولاد بی جوهر نامیده می شدند. 

نمونه ای از طرح های جوهر شمشیر

نمونه ای از طرح های جوهر شمشیر

جوهر مترادف گوهر است. در جواهرنامه نظامی چنین نوشته شده است که جوهر از شاخصه های یک شمشیر خوب است و بیانگر مرغوبیت شمشیر بوده و به صورت اشکالی بر روی شمشیر دیده می شود مانند طرح محراب ها و بند ها ( خطوط متوالی ). اما اگر سطح شمشیری فاقد جوهر و دارای لکه های بزرگی مانند اثر انگشت باشد ،  حاکی از بد بودن و کیفیت پایین شمشیر است.

« فَرَند » اصطلاحی برای توصیف فولاد جوهر دار است. شمشیرهای فرند به علت سختی زیادشان توانایی برش بسیار زیادی داشتند. فَرَند ( در پارسی پَرَند ) تزئیناتی بر روی شمشیر می باشد همچون علایمی شبیه به پای مورچه ؛ گاهی نیز به شکل ابر در می آیند. این تزئینات براق است و از سایر قسمت های شمشیر متفاوت می شود.

تیغه های فولاد آبدار، نه تنها به دلیل زیبایی ، بلکه به علت مقاومت ، چکش خواری و بُرندگی معروف و مشهور بودند. از آنجا که مرکز تجارت تیغه ها و شمشیرهایی از فولاد آبدار شهر دمشق بود ، در غرب فولاد های آبدار را با نام فولاد دمشقی می شناختند. لازم به ذکر است که دمشق صرفا مرکز خرید و فروش این کالا بوده و اصلا فلزی برای ساخت این فولادها در دمشق وجود نداشت ؛ خاستگاه ساخت این فولادهای آبدیده در هند بوده است.

بلارک ( بلارک ، پلالک ، پلارک ) نیز نوعی فولاد جوهر دار می باشد. در کتاب الجماهر فی معرفه الجواهر ، شمشیر های بلارک را بهترین نوع شمشیرهای جوهردار می داند و آهنگران هندی خنجرهای گرانی از آن می ساختند. ایشان بلارک را با تنکار ( ترکیبی از بوراکس و کربن ) ذوب می کردند. شمشیر « روهینا » یکی از نمونه های شمشیرهای بلارک است که در شهر « مولتان » ساخته می شد.

 نـــــعل اســـبــان شد آنچــه نــرم آهــن      تیـــغ شـاهــان شد آنچــه روهــیناست «مسعود سعد سلمان »

اما بهترین نوع بلارک ، بلارک شاهی بود که در هندوستان ساخته می شد. نمونه های دیگری از بلارک در ایران نیز وجود داشت که با نام « جاهکی » شناخته می شد. بلارک جاهکی در استان فارس ساخته می شد. این بلارک خشک بوده و به راحتی شکسته می شد.

« فویرباخ » چهار پارامتر ، برای ارزیابی تیغه های فولادی جوهردار در نظر گرفته است :

  • زنگ صدا : فولادهای با کیفیت ، صدای زنگ زلال و صافی دارد. هر چه صدا صاف تر و صریح تر  باشد فولاد از کیفیت بالاتری برخوردار می باشد.
  • تیزی لبه برنده : باید به قدری تیز باشد که دستمال ابریشمی ظریف را با یک ضربه ببرد.
  • استحکام و استقامت تیغه : باید بتواند یک لوله آهنی را دو تکه کند بدون این که خودش ترک و شکافی بردارد.
  • خاصیت ارتجاعی یا الاستیسیته : نباید با خم شدن بشکند و باید بتواند بعد از خم شدن نیز به حالت اول بازگردد.

شمشیرهای خاورمیانه از نمونه های مختلف فولاد جوهردار بودند که بر اساس رنگ ، صدای ایجاد شده در هنگام ضربه با شمشیر ، مزه و سایر عوامل طبقه بندی می شدند.

خیام در نوروزنامه به نمونه ای از جوهر شمشیر یمنی اشاره می کند و درباره آن چنین توضیح می دهد که یکنواخت و سبز رنگ است هرچند که زمینه یا متن آن به سرخی می زند و در انتهای آن نقاط سفیدرنگی همانند نقره وجود دارد که آن را « کلاغی » می نامد.

« مُشَطّب » نمونه ای دیگر از جوهر شمشیر یمنی است که خیام به آن اشاره کرده و به چهار نوع مختلف تقسیم می شود

  • خیام چنین اظهار می دارد که اولین نمونه از شمشیر یمنی اثراتی از جوی (شیار ) دارد و شیار آن عمیق نیست. در لغتنامه دهخدا درباره شمشیر جوی دار چنین آمده است که شمشیر جوی دار ، شمشیری است که روی آن شیارهایی وجود دارد، بنابراین شمشیر شَطَبِه دار یعنی شمشیر یمانی که جوی داردیا یک شمشیر با چند شیار.
  • شمشیرهایی که شیاری عمیق ( جوی ژرف ) و گوهری شبیه مروارید گرد دارند و به همین سبب « لوءلوء » نامیده می شود.
  • شمشیری با چهار شیار ( جوی چهارسوی ) که تنها زمانی گوهر آن دیده می شود که شخص آن را به صورت اریب در دست گیرد.
  • شمشیری ساده است که به اندازه سه وجب بلندی و 4 انگشت پهنا دارد ، دارای شیارهای خفیفی است و گوهر آن به نظر سیاه می رسد و بوستانی نامیده می شود.

میرزا لطف الله در کتاب « تایید بصارت » چنین بیان می کند که ماده اصلی تیغه یا نرم آهن بعد از حرارت دادن « خمیر » است که از ویژگی های ارزیابی شمشیر به حساب می آید و نشان می دهد که قسمت های مختلف آهن ( فولاد ) چگونه با یکدیگر ادغام شده اند. وی در کتابش به 5 نوع خمیر اشاره کرده است :

  1. پرپشه : شبیه به بال پشه است و طرح جوهر شبیه به خطوطی از بال های پشه می باشد. در شمشیر های مغربی از این نوع خمیر استفاده می کنند و بهترین مارک آن هِلال است. ( میرزا لطف الله خمیر پرپشه را بهترین خمیر می داند چرا که در این نوع خمیر مقدار زیادی آهن در هم فشرده می شود. )
  2. ابر یا ابهَرَک : این خمیر شبیه ابرهاییست که خود به چهار گونه تقسیم بندی می شود :
    • شبیه به ترکیبی از ابرهای دور و نزدیک به نظر می رسند.
    • شبیه به حلقه هایی هستند که یکدیگر را قطع می کنند و « هندجکر / hendjekar » نامیده می شوند.
    • شبیه به انتهای یک ابر که به سوی ابر دیگری امتداد یافته می باشد.
    • شبیه به ابر و تکه های قلع در پشت آینه ایست که از جلوی آینه قابل مشاهده می باشد. خمیر شمشیر های المانی از این نوع می باشد.
  3. صوف (پشم گوسفند) : شبیه به تکه های بریده ابریشم است ؛ در ساخت شمشیرهای جنوبی از این نوع خمیر استفاده می کنند.
  4. سوزن : شبیه به سوزن هایی هستند که بر روی یکدیگر انباشته شده اند.این نوع خمیر در شمشیر های المانی ، مغربی و جنوبی مشاهده شده است.
  5. سبوس یا سبوس گندم : این خمیر در شمشیر های مغربی مشاهده شده است. گاهی این خمیر باعث می شود آهن خشک گردد.

Zeller و Rohrer  فولاد های جوهر دار ایرانی را چنین طبقه بندی کرده اند :

  • طرح چوب (رگه دار) : این جوهر شباهت بسیار زیادی به طرح چوب دارد و با بی نظمی هایی در طرح به صورت عمودی یا افقی در سرتاسر تیغه  مشاهده می شود. این طرح « پولاد جوهردار مشبک » نیز نامیده می شود. این طرح نیز خود به دو دسته تقسیم می شود : قره خراسان و قره طبن. قره خراسان دندریت های دانه ریزتری دارد و رنگی سیاه و یکنواخت دارد. در حالی که قره طبن به رنگ آبی تیره است و دانه های درشت نقره ای دارد.
  • طرح نردبان (چهل پله ) : این طرح با نوارهای عرضی به صورت اریب بر روی تیغه قابل مشاهده است. تعداد نوارهای ایجاد شدهبین 20 تا 50 نوار در هر طرف تیغه است و فاصله بین نوارها یا پله ها با هم برابر است. این طرح از مشهورترین طرح ها در میان تیغه های جوهردار می باشد.
  • طرح راه راه : این طرح با عنوان « شام » نیز شناخته می شود ؛ از موج هایی تشکیل شده که به نظر می رسد در راستای طول تیغه کشیده شده اند.

اما « فیگل / Figiel » به طرحی نایاب تر از طرح نردبان اشاره می کند. طرح گل رز در نیمه تیغه ، بین لبه برنده و پشت تیغه با اسکنه ها و مغارهای نوک پهن ، نقوش مدور و دایره مانندی به صورت منظم بر روی کل تیغه ایجاد می کرده است و سرانجام پس از آن که سطح تیغه با چکش کاری و پولیش هموار شد در محلول اسیدی ( برای نمایان شدن جوهر ) غوطه ور می شود. آهنگران دو طرح نردبان و گل رز را با هم ترکیب کرده و طرح های ترکیبی کتفاوتی را می آفریدند. فیگل بر این اساس طرح های تیغه های فولادی را چنین تقسیم بندی می کند :

  • قرق نردبان : این طرح از 40 پله تشکیل شده است ؛ تیغه های تشکیل شده از این طرح دارای کیفیت بسیار بالایی نسبت به سایر تیغه ها می باشند. 
  • قرق نردبان دو پله ای : این طرح از نوار ها و پله هایی با فاصله نزدیک به هم ( کمتر از یک سانتی متر ) تشکیل شده و از نظر فیگل این طرح ، طرحی بسیار کمیاب است.
  • طرح رز یا مدور : بر طبق نظر فیگل تیغه های کمی دارای این جوهر هستند و معمولا با طرح نردبان همراه هستند.
  • قرق نردبان و گل رز
  • قرق نردبان دو پله ای و گل رز

سازندگان شمشیر

شمشیرسازان ایرانی ، نام خود را بر روی تیغه شمشیر با طلا حک می کردند و بسياری از شمشيرهای نفيس ايرانی با نام سازندگانشان امضا شده اند.

  • شمشیر ساز اسدالله اصفهانی

شاید « اسدالله اصفهانی » یکی از مشهورترين آهنگران ايرانی باشد. درباره اسدالله چنین ادعا شده است که او نابغه ای بود که از شمشيرهايش برای بريدن ميله های آهنی و همچنین اصلاح موی سر و استفاده می شده است. لازم به ذکر است که شمشيرهای دست ساز او، تا به امروز بعد از گذشت بيش از 400 سال در شرايط عالی هستند. نشان طلاکوبی شده «عمل اسد اصفهانی» يا «عمل اسدالله اصفهانی» معمولا با عبارت« بنده شاه ولايت عباس » همراه بودند. عبارت «شاه ولايت» بر شمشير به حضرت علی اشاره دارد. در کتب قديمی دیگری همانند «فتوت نامه سلطانی» به این مساله اشاره شده است. از طرف ديگر در کتاب « تاييد بصارت » آمده است که نام پادشاه عصر نیز بر روی برخی شمشيرها ثبت می گردید. بر این اساس بسياری از پژوهشگران بر اين عقیده اند که دو عبارت «عمل اسدالله اصفهانی» و «بنده شاه ولايت عباس» اشاره به این موضوع دارد که اسدالله اصفهانی هم دوره با شاه عباس صفوی بوده است.

در موزه نظامی تهران در قصر سعدآباد چهار شمشير موجود است که به شاه عباس اول تعلق دارند و امضای اسدالله اصفهانی بر آن ها دیده می شود. در موزه ها و مجموعه های خصوصی بزرگ و کوچک در داخل و خارج از ایران400 تا 500 شمشیر با امضای استاد اسدالله اصفهانی با تاریخ هایی از 811 تا 1223 هجری وجود دارد و ممکن نیست که ایشان همه اين شمشيرها را ساخته باشد. گمانه زنی هایی وجود دارد که شايد نام اسدالله در کارگاه خود وی استفاده می شد تا شمشيرهای پس از درگذشت استاد با نام او به بقيه شناخته شود و می توان به اين نتيجه رسيد که نام اسدالله به عنوان يک گواهی بر کيفيت و برتری شمشير بر تيغه آن امضا می شد.

این امکان وجود دارد که عنوان «اسدالله» به صورت يک عنوان افتخاری برای نشان دادن بالاترين ميزان مهارت در شمشيرسازی به کار می رفته است. چرا که اگر تنها يک آهنگر با نام اسدالله در دوران شاه عباس وجود داشت، بدل ساز بايد تاريخ ساخت شمشير را درهمان دوران می نوشت.

در جامعه بسيار مذهبی شيعه دوران صفويه ، استفاده از عنوانی که به امام علی تعلق داشت بسيار معتبر و مايه افتخار تلقی می شد. ساخت شمشير لبه دار عملياتی بسيار پرزحمت در ايران بود که در آن وظايف بين گروهی از شمشيرسازان تقسيم می شد.

  • شمشیرساز کلبعلی

همانند اسدالله ، « کلبعلی » یکی از نام های خاص شیعی است و از نظر پژوهشگران نام آهنگر دیگری است که در دوران شاه عباس صفوی کار می کرده است. عبارت کلبعلی نشان از سر سپردگی سازنده به حضرت علی اولين امام شيعيان است.

نکته جالب توجه این است که نه تنها در ايران بلکه در امپراتوری مغولان هند (گورکانيان) و ترکيه عثمانی نيز شمشيرهایی با تيغه های جوهردار به این نام ها امضا می شدند. به گفته پژوهشگران بر روی بعضی از شمشيرهای ايرانی به جای مانده از دوران صفوی عباراتی چون «کلب آستان علی»، «کلب آستان ولايت» و «نواب کلب آستان علی» حک شده که ميزان ارادت آهنگران ايرانی به امام علی را نشان می دهد. به طور کلی می توان چنین نتیجه گرفت که « کلبعلی » عنوانی بود برای شمشيرسازان صفوی و احتمالا يک مرتبه پايين تر از اسدالله.

شمشيری بدون تاريخ ساخت ، در موزه سالار جنگ/ Salar Jung Museum در سکندرآباد/ Secunderabad هند موجود است که بر روی آن امضای « کلبعلی خراسانی » حک شده است. 

آهنگران ديگری مهارت لازم را نداشتند یا به مرتبه استادی اسدالله نرسيده بودند شمشيرهايشان را با نام واقعی خود امضا می کردند. مانند شمشیری با امضای « عمل صادق » منتسب به شاه اسماعیل صفوی که در موزه رضا عباسی نگهداری می شود.

از دیگر شمشیرسازان دوره صفوی می توان از سلمان غلام ، مصری معلم ، محمد تقی سکاک و اسکری اصفهانی نام برد. از آهنگران و شمشیرسازان به نام دوران زند می توان از « علی اصغر اصفهانی » نام برد که شمشیری منتسب به کریم خان زند را ساخت ؛ این شمشیر در موزه نظامی تهران نگه داری می شود. از شمشیر سازان دوران قاجار نیز می توان از ملا صادق اصفهانی ، میررضا ، استاد حاجی محمد ، حاجی کاظم ، ملا علی ، محمد صالح نام برد. در کتاب « احصاييه ارض مقدس » که به دستور ناصرالدين شاه قاجار در 9-1878 ميلادی به دست « زين العابدين ابن مرحوم شاهزاده حاجی محمد ولی ميرزا » نوشته شده است از برخی شمشیرسازان دوران قاجار که در تهران فعاليت داشتند نام برده است ؛ مانند :  کربلایی حسن شمشیرساز ، استاد محمد شمشیرساز.

شمشیر های به جای مانده از تاریخ ایران در موزه نظامی تهران، موزه شيراز و موزه نظامی بندر انزلی و همچنین بخشی از مجموعه خصوصی ناصرالدين شاه قاجار که از نياکان خود به ارث برد نگهداری می شوند.

اسامی چندی از شمشیرهای معروف دنیا

  • ذوالفقار

« ذوالفقار » ، شمشیر پرآوازه حضرت علی (ع) می باشد. در لغت نامه دهخدا در تعریف ذوالفقار چنین آمده است : « ذوالفقارصاحب فقرات است و فقره هر یکی از مهره های پشت است که ستون فقرات از آن مرکب است و گفته اند که چون بر پشت ذوالفقار خراش های پست و هموار بود از این رو آن را ذوالفقار گفته اند.»

ذوالفقار ، مربوط به دوران مغول

ذوالفقار ، مربوط به دوران مغول

در رابطه با این که این شمشیر چگونه به دست علی ابن ابی طالب رسید روایت شده است که این شمشیر، متعلق به منبه بن الحجاج یا عاص بن منبه بود که در جنگ بدر علی او را به هلاکت رساند و شمشیرش را به پیامبر داد. یک سال بعد در جنگ احد ، پیامبر ذوالفقار را به حضرت علی (ع) بخشید. 

بسیاری از محققان بر این عقیده اند که ذوالفقار مانند شمشیر های قدیمی دارای دو دم بوده و این که دو تیغه یا دو زبانه داشته است نمی تواند قابل استناد باشد ؛ زیرا بر اساس منابعی که در اختیار ما بوده تنها در « کتاب المناقب » نوشته علی ابن شهر آشوب ، از ذوالفقار، به عنوان شمشیری دوشاخه یاد شده است.

بر سر شمشیر تو جز حق نمی داند قضا    حکم شمشیر تو حکم ذوالفقار حیدرست «انوری»

  • کاتانا 

یک نوع شمشیر ژاپنی است که از قرن ۱۳ میلادی مورد استفاده سامورایی‌ها قرار گرفته است. لغت «کاتانا» یا «کتانا» در زبان ژاپنی باستان به معنای «شمشیر» است. از ویژگی‌های بارز این شمشیر شکل زیبا و استحکام خارق‌العاده‌اش می باشد. دارای تیغه ای منحنی شکل است ،  لبه داخلی آن بسیار تیز می باشد و قسمت عقب سطح آن از قسمت تیز و بُرنده آن کلفت‌تر است. این شمشیر به علت طراحی مناسب و تیز بودن تیغه ، ابزاری مناسب برای کشتن و قطع اندام انسان به شمار می آمده است.

شمشیر کاتانا مربوط به قرن 13 میلادی

شمشیر کاتانا مربوط به قرن 13 میلادی 

  • خاندا

واژه « خاندا » در زبان سانسکریت به معنای « نابودگر» است . شمشیر خاندا ساخت هند و شمشیری دو لبه و از جنس فولاد بوده و طول تیغه آن معمولا 90 سانتی‌متر است و از دسته به سمت نوک شمشیر پهن‌تر می‌شود. یکی از لبه ها را معمولا با صفحه‌های مقاوم تقویت می‌کنند که به برشِ بهتر آن کمک می‌کند. در انتهای دسته آن میخی بیرون زده‌ است که می‌توان از آن در ضربه زدن به حریف استفاده کرد.

شمشیر خاندا ، به جا مانده از قرن 17 میلادی

شمشیر خاندا ، به جا مانده از قرن 17 میلادی

  • درازشمشیر

این شمشیر در حدود یک متر و نیم طول داشته و میانگین وزنی آن بین 4 تا 6 کیلوگرم بود ، از این رو معمولا توسط دو دست به صورت همزمان مورد استفاده قرار می‌گرفت. تیغه آن بسیار کوچک و تیز طراحی شده  که برای نفوذ به دورن زره‌های سنگین سربازان و سواره نظام زره پوش بسیار مناسب بود.

این شمشیر از اوایل قرن سیزدهم تا اواخر قرن هفدهم میلادی مورد استفاده اکثر سربازان در کشورهای اروپایی قرار گرفت.  از این شمشیرها در سرزمین‌هایی همچون لهستان ، فرانسه ، انگلستان و ایالت‌های آلمانی زبان آن دوران در اروپا استفاده می شد.

درازشمشیر

درازشمشیر

  • گلادیوس

شمشیری دو لبه با طول کلی 80 سانتی ‌متر، وزن 1.6 کیلوگرم و پهنای تیغه 8 سانتی‌متر بود که امپراطوری روم  به ساخت آن را برای پیاده نظام خود مبادرت ورزید. هدف از ساخت شمشیرها ، دادن توانایی قدرت مانور و وارد کردن ضربات سریع‌تر به دشمن در شرایط نبرد در فاصله نزدیک بود. کلمه گلادیاتور (شمشیرزن) نیز از این نام مشتق شده است.

شمشیر گلادیوس

شمشیر گلادیوس

قمه

« قمه » سلاحیست شبیه به شمشیر اما از آن پهن‌تر و همچنین بی‌انحنا  و دو دم است. این سلاح از خنجر بلندتر و از شمشیر کوتاه تر است. تیغه آن بسیار شبیه به گلادیوس رومی می باشد.

از « قمه » به عنوان شمشیر کوتاه ایرانی یاد شده است. اما بسیاری آن را سلاح ملی گرجستان می دانند. در سمت روسیه و کوه های قفقاز ، قمه با نام « کیندجال / Kindjal » شناخته می شود. کیندجال دارای تیغه ای پهن و کوتاه و مستقیم است که شیار یا شیارهایی بر روی تیغه آن طراحی و حک شده است. تیغه آن ها، دارای زبانه کاملی هستند و بیشتر تیغه‌ها از فولاد معمولی ساخته شدند و معمولا بر روی آن ها نام آهنگر یا سازنده آن حک شده و تزئیناتی را نیز با خود به همراه دارد. دسته آن از شاخ سیاه بوفالو ، عاج شیرماهی ، عاج فیل ، نقره قلمزنی شده و یا طلاکوبی روی عاج به نقش گل و برگ است. در دو طرف دسته آهنک نیز از فلز با قلمزنی به شکل گل و برگ تزیین شده است. روی دسته کیندجال‌ها برای اتصال بخش عاج یا شاخ به دسته از میخ استفاده شده که معمولا در طرف دیگر با استفاده از گل میخ روی آن را پوشانده اند. روی گل میخ‌ها غالبا نقره ای با تزئینات ملیله کاری و یا با آب طلا طرح‌هایی تزئینی ایجاد شده است. کیندجال‌ها می‌توانند از شال یا کمربند آویخته شوند. (حمل قمه‌های ایرانی و آویختن آن همانند کیندجال های قفقازی می باشد.)

قمه قفقازی (کیندجال) ، ساخته شده از فولاد- چوب- نقره که بر  روی ان سیاه قلم نیز کار شده است ، محل نگهداری : موزه متروپولیتن

قمه قفقازی (کیندجال) ، ساخته شده از فولاد ، چوب و نقره که بر روی آن سیاه قلم نیز کار شده است ، محل نگهداری : موزه متروپولیتن

برای آشنایی با قمه و پیشینه آن به دوران صفوی باز می گردیم. هنگامی که شاه عباس صفوی برای کاستن قدرت قزلباش‌ها ، نیروهای چرکسی ، گرجی ، ارمنی و قفقازی را به خدمت گرفت. در این زمان بود که کیندجال توسط این سربازان وارد ارتش صفوی شد و بعد از مدتی ساخت این سلاح در بسیاری از شهرهای ایران به خصوص، اصفهان رایج گشت و نام « قمه » بر روی آن گذاشته شد. (لازم به ذکر است که شمشیرهایی دودم کوتاه و مستقیم در دوره‌های پیش از صفوی ﻧﻴﺰ در ایران مورد استفاده قرار می‌گرفت که در این زمینه تحقیق و پژوهش بیشتری مورد نیاز است.)
یحیی ذکاء در توصیف این سلاح چنین می نویسد : « یک گونه جنگ افزار دیگری نیز در دوران صفوی در میان سپاهیان دیده می ‌شد که به شکل شمشیر کوتاه راست با تیغه دو دمه شیاردار است و به آن قمه یا قداره می‌گفتند. با این حال باید یادآور شد که تفاوت زیادی بین شکل قمه با قداره وجود دارد. قمه مشابه کیندجال است یعنی تیغه‌ای دولبه و راست دارد و قداره تنها یک لبه تیز دارد و پشت قداره تیز نیست. 
این گونه جنگ افزار (کیندجال) ، ویژه چرکس‌ها و گرجی‌ها و مردم قفقاز بود که شماره آنها در میان سپاهیان صفوی کم نبود. بهترین قمه‌ها در قفقاز و داغستان و ارمنستان ساخته می‌شد، لیک در خراسان نیز قمه‌های خوبی ساخته می شد. نیام کیندجال فلزی، و تنها در یک سو آرایش می‌یافت و آنها را با مفتول‌های زرین و سیمین سیم‌پیچی می‌کردند و نگین‌های گرانبها بر روی آنها می‌نشاندند. دسته آنها از شاخ و عاج و استخوان و گاهی نیز از سنگ یشم ساخته می‌شد.»

از تفاوت‌های کیندجال با قمه ایرانی ، تفاوت در دسته آنها است که در قمه به صورت منحنی صاف و در کیندجال با یک راس در بالای دسته و دو گوشه در طرفین است.

در سال 1858 میلادی، در شهرهای مشهد و اصفهان ، قمه های پهن و دو لبه مرغوبی به بازار عرضه و به فروش می رسید. این قمه ها به ترکیه کردستان، قفقاز و روسیه نیز صادر می‌شد ؛ اما متاسفانه در اواسط دوره قاجار این صنعت رو به زوال گذشت و بهترین قمه‌های آهن و فولاد که در ایران یافت می شد از قفقاز به کشور وارد می گشت.

غداره یا قداره

« قداره » ساطوری بزرگ همانند چاقو است.  طول تیغه آن به طور معمول میان 32.5 تا 45 سانتی‌متر و عرض آن 3 میلی‌متر است. جنس تیغه آن از استیل و دسته آن نیز چوبی یا فلزی می ‌باشد.

در لغت نامه دهخدا در تعریف قداره چنین آمده است :
( کتاره ، کتار ، غداره ، کتاله ) حربه ای است که بیشتر اهل هند بر میان زنند و به کتار بحذف «ها» مشهور است. حربه ای کوتاه تر از شمشیر ، غیر منحنی و پهن که بیشتر اهالی هند داشته اند اکنون درایران متداول است و کاف را به غین و تا را به دال تبدیل کرده اند یعنی غداره.
در تاریخ بیهقی نیز به کتاره اشاره شده است : « پیغامی آمد که شما را جواب فرموده آید شش تن مقدم تر ایشان خویشتن را به کتاره زدند چنانکه خون در آن خانه روان شد.» 

در سفرنامه ناصرخسرو نیز چنین آمده است : « مردم یمن که به حج آیند عامه آن چون هندوان هر یک لنگی بر بسته و موی ها فروهشته و ریش ها بافته و هر یک کتاره  قطیفی چنانکه هندوان در میان زده ... »

بسیاری از اقوام در نبرد های خود از این سلاح بهره بردند. همچنین از غداره در کشورهای مختلف گرمسیری و نیمه گرمسیری به منظور اهداف کشاورزی استفاده می شود. از این سلاح در رقص های رزمی برزیل مورد استفاده قرار می گیرد.
بر روی پرچم آنگولا نیز یک غداره و چرخ دنده دیده می شود. نقش این سلاح بر پرچم نشانه کشاورزان ، تولیدات کشاورزی و درگیری‌های آزادی‌خواهانه و مسلحانه در دوران استعمار و دفاع از کشورمی باشد .

قداره ، به جای مانده از قرن 19 میلادی

قداره ، به جای مانده از قرن 19 میلادی


پانویس

1. افسانه یونانی شمشیر داموکلس : داموکلس ، فردی خوش‌زبان و چاپلوس در دربار دیونیزوس دوم پادشاه سیراکوز در قرن چهارم قبل از میلاد بوده است. داموکلس ادعا می‌کرد که پادشاه، از نظر قدرت و صلاحیت اداره مملکت، واقعا مردی خوشبخت و موفق است. پادشاه به او پیشنهاد کرد که آن دو یک روز جایشان را باهم عوض کنند تا داموکلس بتواند خود شخصا این خوشبختی را تجربه کند. شامگاه در دربار مجلس شام و ضیافتی ترتیب دادند. در لحظات پایان شام و ضیافت بود که داموکلس متوجه شد شمشیر تیزی درست بالای سرش با تار مویی از دم اسب آویزان است. با دیدن شمشیر، طعم خوش غذا و لذت ضیافت در دهان و نظرش از بین رفته و به سرعت و با دست‌پاچگی از جا برخاست و از پادشاه درخواست کرد به وی اجازه داده شود تا مجلس را ترک کند و در همان حال گفت که دیگر هیچ‌وقت آرزو نخواهد کرد که چنین خوشبخت باشد.

2. فولاد بوته ای : فولادی با کربن زیاد است که بعد از ذوب شدن به آرامی سرد می شود. برای ساخت فولاد آبدار ، آهنگران و فلزکاران ایرانی ، برای ساخت شمشیر از نوعی فولاد استفاده می کردند که در ظرف بوته ای ساخته می شد و به سبب شکلی که داشت ، «بیضه ( بوته ) فولاد» نامیده می شد.


گردآوری و تهیه :

گروه کارشناسی ایران آنتیک

www.iranantiq.com


منابع

  • برهان قاطع / محمدحسین بن خلف تبریزی / به اهتمام محمد معین / انتشارات امیرکبیر / سال 1361
  • طبقه بندی فولاد جوهردار بر اساس نسخه های خطی / منوچهر مشتاق خراسانی / مجله مطالعات ایرانی / سال 1389 / شماره 18
  • شمشیرسازان ایرانی / منوچهر مشتاق خراسانی / ترجمه حسام الدین شافعیان / مجله امرداد
  • ذوالفقار ، میراثی از پیامبران گذشته / سید محمد خسروانی شریعتی / مجله مشکوه / سال 1373 / شماره 44
  • پژوهشی بر کیندجال ( قمه ) قفقازی / دکتر منوچهر مشتاق خراسانی

نظر کاربران

avatar
۰ لایک
سلام درباره قمه بیشتر مطلب و عکس بذارید
avatarنظر خود را ارسال کنید

لوگو ایران آنتیک کوتاه درباره ما
ایران آنتیک ، حامی فرهنگ و هنر
ایران آنتیک وبسایت تخصصی فروش صنایع دستی ، آنتیک ، کلکسیون ، کتاب ، زیورآلات و غیره ... می باشد. و هیچگونه فعالیتی در تولید صنایع دستی ندارد. تلاش ما در ایران آنتیک تهیه مستقیم صنایع دستی مرغوب و دارای اصالت ایرانی از تولیدکنندگان و معرفی و فروش آنها در وبسایت است. و همچنین تهیه تخصصی گلچینی از بهترین لوازم آنتیک و اشیاء قدیمی (برندهای قدیمی کارخانه ای) بر مبنای تعریف درست آنتیک است. گلچینی که باعث برانگیختگی حس نوستالژیک در بین علاقمندان خواهد شد. یکی از بخش های مهمی که در ایران آنتیک بطور جدی و مرجع گونه به آن پرداخته می شود، بخش کلکسیون یا مجموعه داری می باشد. بخش هایی نظیر سکه ، مدال یادبود ، اسکناس ، تمبر و غیره که از نظر تنوع بی نظیر خواهند شد. در ایران آنتیک جهت شناساندن فرهنگ و هنر به علاقمندان صنایع دستی ، تلاش کرده ایم با جذب افراد کارشناس اقدام به تولید مقالات اختصاصی و ارزنده نماییم تا دست ساخته های اصیل ایرانی مانند قلم زنی ، فیروزه کوبی ، میناکاری ، خاتم کاری ، رودوزی ها و بسیاری دیگر را به علاقمندان بشناسانیم. ایران آنتیک در آینده نزدیک بهترین مکان برای شناخت و خرید آنلاین صنایع دستی ، اشیاء قدیمی ، کلکسیون ، کتاب ، زیورآلات و... می باشد.