چاقو ، خنجر

چاقو ابزار های چاقو مانند ، حداقل از دو و نیم میلیون سال پیش مورد استفاده قرار می گرفتند و از استخوان ، سنگ هایی چون چخماق و ابسیدین ساخته می شدند.  در تپه سيلک كاشان قطعه سنگ كوارتزی يافت شده که متعلق به حدود هفت هزار سال پيش می باشد. این سنگ صيقل داده شده به طول 46 سانتی متر، عرض آن 10 و حداكثر ضخامت آن 5 ميليمتر می باشد. لبه آن بسيار تيز و بُرّا است و به راحتی گوشت ، چوب و ساير اشيا را بریده و شيشه را نیز خط می‌اندازد. از فلزاتی چون برنز ، مس ، آهن ، فولاد ، سرامیک ، تیتانیوم در ساخت تیغه... ادامه

چاقو

ابزار های چاقو مانند ، حداقل از دو و نیم میلیون سال پیش مورد استفاده قرار می گرفتند و از استخوان ، سنگ هایی چون چخماق و ابسیدین ساخته می شدند. 

در تپه سيلک كاشان قطعه سنگ كوارتزی يافت شده که متعلق به حدود هفت هزار سال پيش می باشد. این سنگ صيقل داده شده به طول 46 سانتی متر، عرض آن 10 و حداكثر ضخامت آن 5 ميليمتر می باشد. لبه آن بسيار تيز و بُرّا است و به راحتی گوشت ، چوب و ساير اشيا را بریده و شيشه را نیز خط می‌اندازد.

از فلزاتی چون برنز ، مس ، آهن ، فولاد ، سرامیک ، تیتانیوم در ساخت تیغه چاقوها استفاده می شود. بسیاری از تمدن ها دارای چاقوهای منحصر به فرد خود می باشند.

به چاقو و خنجر به دلیل کوچکی و سبکی و سهولت حمل و نقل ، « سلاح های دم دست » و « سلاح های پنهانی » نیز گفته می شود. در جنگ های تن به تن از این سلاح ها به عنوان سلاح پرتابی نیز استفاده می ‌كنند .

چاقو

چاقو

تفاوت چاقو و خنجر

تفاوت مهمی میان چاقو و خنجر وجود دارد. تیغه كارد و چاقو يک طرف لبه آن تيز است اما تيغه خنجر دو طرف آن تيز است و طول آن چنان شكل داده می ‌شود كه در نوک ، باريک و تيز شود. همچنین بين تيغه و دسته معمولا حائلی برای حفاظت از دست قرار می دهند. خنجر هميشه در زمره سلاح طبقه‌بندی می شود اما چاقو به غیر از سلاح ، جنبه کاربردی برای مصارف روزمره نیز دارد.

بین کارد و چاقو نیز تفاوت وجود دارد. تیغه چاقو تا شده و در دسته قرار می گیرد اما کارد بر خلاف چاقو دارای تیغه ای ثابت است که به سمت دسته خم نمی شود.

صنعت چاقوسازی از زمان های بسيار قديم در ايران به خصوص در شهرهای زنجان ، مشهد ، اصفهان ، شاه آباد غرب ( کرند ) ، ماسوله رواج و رونق داشته اما زنجان در راس آن ها بوده و چاقوهایش از دقت و ظرافت خاصی برخوردار بوده است. برای اطلاعات بیشتر در این زمینه به لینک زیر مراجعه کنید :

چاقو سازی - صنایع دستی

ناصرالدین شاه در سفر سومش به فرنگ ، با « چاقوهای راجرز » آشنا شد و به خرید آن راغب می گردد و در این زمان بود که کمپانی راجرز نمایندگی‌هایی در ایران تاسیس کرد.

خنجر

« خنجر» سلاحی دو لبه و نوک تیز است. در بسیاری از تمدن ها ، نه سلاح و نه ابزار ، بلکه نمادی از شجاعت و مردانگیست در بعضی تمدن ها نیز شی آیینی محسوب می شود. هنوز هم در میان برخی عرب ها مخصوصا در یمن ، خنجر زینت مردان و نشانه شکوه و جلال آنها میباشد.

خنجر های مسی در سال های اولیه عصر برنز در هزاره سوم ق.م ساخته شدند.

خنجری ایرانی مربوط به دوره قاجار - ساخته شده از فولاد ، عقیق ، مس ، مخمل - محل نکهداری : موزه متروپولیتن

خنجری ایرانی مربوط به دوره قاجار - ساخته شده از فولاد ، عقیق ، مس ، مخمل - محل نکهداری : موزه متروپولیتن

در مصر باستان خنجر ها معمولا از مس یا برنز ساخته می شد در حالی که خنجرهای سلطنتی به عنوانی اشیائی تشریفاتی از طلا ساخته می شدند. در سال 1924 میلادی ، باستان شناس «هوارد کارتر» ، در مقبره توت عنخ آمون ، دو خنجر که یکی از طلا و دیگری از آهن ساخته شده بود ، در کنار جسد مومیایی شده پیدا کرد. زمانی که این قبر کشف شد، وی این تیغه را در کنار ران پای فرعون جوان پیدا کرد. این خنجر حدود 14 قرن ق.م قدمت دارد. نظرات متفاوتی درباره جنس واقعی این خنجر آهنی وجود دارد ؛ تازه ترین آزمایش های دانشمندان با استفاده از تکنیک « فلورسنس اشعه ایکس » (XRF) ، نشان می دهد که این خنجر، از شهاب سنگ ساخته شده است.

« خنجر » به عنوان سلاحی ثانویه ، برای دفاع از خود در مبارزات تن به تن مورد استفاده قرار می گرفت ، اما در مناطق جنگی و کوهستانی که حمل شمشیر و سلاح های بلند وسنگین دشوار بود ، به عنوان سلاحی اصلی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است.

در قرن 14 میلادی خنجرهای شوالیه ها ، به شکلی بزرگتر طراحی شدند. به این شکل جدید Baselard می گفتند که همچون شمشیری کوتاه و خنجری بلند بود و به عنوان یک سلاح غیر نظامی نیز محبوبیت پیدا کرد. در قرون وسطی تیغ خنجر ها به گونه ای باریک طراحی شد که برای نفوذ در زره های سنگین و سخت بسیار کارآمد بودند. در دوران رنسانس ، خنجر تنها سلاحی بود که مردم حق حمل آن را داشتند و بخشی از لباس روزمره به شمار می امد.

خنجر Baselard

خنجر Baselard

مشخصات ظاهری خنجرها

نوک تیغه اغلب خنجرها برجستگی کوچکی به شکل سرنیزه دارد که برای پاره کردن حلقه های زره و فرو رفتن در بدن مناسب می باشد. دسته آن نیز از جنس های مختلفی چون چوب ، استخوان ، عاج ، شاخ حیوانات ، سنگ و طلا ساخته می شد و تزییناتی بر روی آن انجام می گرفت. غلاف آن نیز معمولا از چرم ، چوب ، مخمل ، نقره ، برنج و سایر فلزات دیگر ساخته می شد. در انتهای برخی غلاف های چرمی قطعه ای فلز یا استخوانی قرار می دادند تا از پاره شدن غلاف توسط نوک تیغه جلوگیری شود. همچنین برای این که خنجر به راحتی از غلاف بیرون کشیده شود در بالای دسته آن حلقه کوچکی نصب کرده و ابریشمی از آن می گذراندند.

خنجرهای ایرانی عموما تیغه های صافی دارند اما تیغه خنجرهای ترکی و عربی انحنای شدیدی دارند. برای این که تیغه های منحنی استحکام بیشتری داشته باشند آن ها را ضخیم تر می سازند.

خنجر آکیناکه

این خنجر توسط سکاها ساخته شده بود که مورد استفاده هخامنشیان قرار گرفت و شهرت پیدا کرد و به این ترتیب در تمام جهان باستان گسترش یافت. بلندی این خنجربین 33 تا 45 سانتی متر بوده است. نوع تزیینی و اشرافی آن از جنس طلای خالص بود که با دسته ای به شکل شیر و قوچ مزین می گردید.

بر اساس سنگ نگاره‌های پارسه می توان دریافت که این سلاح بر دو نوع است :

  • آکیناکه مادی
  • آکیناکه پارسی 

خنجر آکیناکه

خنجر آکیناکه

آکیناکه‌های مادی از طریق ریسمانی که از شکل گوش غلاف شمشیر عبور می‌کرد و در سمت راست بدن به کمربند آویخته می‌شد. بر روی سنگی از تالار سه دروازه پارسه نقش نگهبانی با آکیناکه مادی به چشم می‌خورد ، اما آکیناکه‌های پارسی ، زیر کمربند و جلوی شکم جای می‌گیرد. آکیناکه پارسی ، ته غلاف برجسته ندارد بلکه غلاف آن مثل تیغ در انتها تیز می‌شود. به نقل از گزنفون،  هدیه سلطنتی ایران یک آکیناکه طلایی، یک اسب نسایی با افسار طلایی و دیگر ادوات جنگی بود. 
یک آکیناکه طلایی مجلل از دوران هخامنشیان در موزه ملی ایران در تهران نگهداری می‌شود.هوت می‌نویسد این آکیناکه طلایی در همدان (هگمتانه) پیدا شد و قدمت آن به ۵۰۰ ق. م. باز می‌گردد. این قطعه مشابه آکیناکه‌ای است که در موزه هنر متروپولیتن در نیویورک وجود دارد.

خنجر به دلیل کوچک بودن و سهولت حمل و امکان پنهان کردن آن در لباس ، به رایج ترین آلت قتاله تبدیل شد. گاهی اوقات برای اثر بیشتر زخم ، تیغه آن را به زهر آغشته می کردند.

بر اساس گزارش های موجود ، در ایران از دوره صفویه به بعد ، اغلب افراد جامه به کمر خود خنجر می بستند.

« Pesh-Kabz » یک خنجر ایرانی مربوط به دوره صفوی است که به افغانستان ، پاکستان و شمال هند راه پیدا کرد. این سلاح به گونه ای طراحی شده که به راحتی می تواند به زره های جنگی نفوذ کند.

این سلاح به عنوان کالایی تجملی جزو خزاین دولتمندان بوده و نمادی از ثروت و قدرت به حساب می آمده است و در میان هدایای سلاطین و بزرگان وجود داشت. از هدایایی که سلطان محمود عثمانی برای نادرشاه فرستاد خنجری نفیس بود که با قطعات زمرد تزئین شده غلاف و قبضه آن از طلا و الماس نشان بود.

خنجر  Pesh-kabz

خنجر  Pesh-kabz

پولاک در سفرنامه اش درباره خنجر و اهمیت آن چنین نوشته است که خنجر یکی از نشان های ویژه سلطنت بوده که در مراسم جلوس و تاج گذاری پادشاه به کمر پادشاه بسته می شد. خنجر چرکسی مرصع جزئی معمول از لباس پادشاهان قاجار بود. در این دوران منصبی به نام «خنچر قورچی سی» برای نگه داری و محافظت از خنجرها ایجاد شد. صاحب این منصب دارای عنوان « مقرب الحضره » بود و در مجالس رسمی در رتبه پنجم در کنار شاه قرار می گرفت.

تزیینات خنجرها نیز بسته به نوع استفاده و همچنین شأن و مقام صاحب آن ، متفاوت بود ؛ به عنوان مثال خنجرهاى سربازان در میدان جنگ ساده بوده و چندان تزیین نمی شدند اما برای خنجرهاى شاهان و شاهزادگان و ثروتمندان تزیینات بسیار زیادی به‌ کار مى‌رفت. حک کردن آیات ، اشعار و عباراتى بر روى خنجرها یا استفاده از طرح هاى هندسى، گیاهى و آرابسک از دیگر تزیینات اسلامی بود. معمولا آیاتى که دلالت بر فتح و پیروزى داشت، چون «نصرٌ مِنَ اللّه و فتحٌ قریبٌ» یا آیات سوره نصر، بر روى تیغه خنجرها حک مى‌شد.

در دوره قاجار، در رابطه با خنجردر میان مردم باورهایی رایج بود به عنوان مثال بر این باور بودند که گذاشتن خنجر در اتاق زائو، خطر را از زن و نوزادش دور مى‌کند.

رقص خنجر

رقص خنجر یا ذکر خنجر یکی از نمایش های اصیل و سنتی و هنری مردم ترکمن است که ریشه در گذشته ای بسیار دور دارد. یکی از موارد اجرای رقص خنجر ، زمان نزدیک شدن جنگ و آماده ساختن مردم برای شرکت در نبرد بوده است. صاحب نظران بر این عقیده اند که ترکمنان در لحظات آغازین نبرد ، به منظور تشویق و ترغیب مردم ، این آیین را در برابر آنان و در رزمگاه به جا می آوردند و جنگجویان با ایجاد اصوات مخصوص خود نیز دچار شور و هیجان شده و این امر هراس زیادی را بر دل دشمن می افکند. در پایان جنگ نیز چنانچه بر دشمنان چیره می شدند در بلندترین نقطه میدان رزم و بر بالای سر اجساد این مراسم را به جا می آوردند.

ترکمنان برای اجرای این مراسم لباس مخصوص و سنتی خود را به تن کرده و در دو ردیف به فاصله تقریبی دو متر روبروی هم می ایستند. ذکر با غزلی که رهبر گروه با صدای بلند می خواند آغاز می شود ، بعد از خواندن چند بیت گروه با حرکات مخصوص شروع به حرکت کرده و از حنجره خود صدای خاصی را خارج می کنند بعد از چند بار چرخیدن دور دایره ای فرضی و حرکاتی نمایشی ، همگی در محیط دایره بر روی پای راست زانو زده و دست به خنجر برده و در یک زمان همه با هم خنجر ها را از غلاف بیرون کشیده بلند شده و به مرکز دایره می روند و تنگاتنگ هم خنجر های خود را رو به آسمان می گیرند.


گردآوری و تهیه :

گروه کارشناسی ایران آنتیک

www.iranantiq.com


منبع

ايران آنتيک / www.iranantiq.com

نظر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده...