پارچه های دستباف

تاریخچه پارچه های دستباف در بسیاری از جوامع منسوجات نقشی حیاتی در زندگی اجتماعی ، اقتصادی و مذهبی ایفا کرده اند. منسوجات می توانند هم ارزش واقعی و هم ارزش نمادین داشته باشند، به همین علت از دیرباز مورد توجه اشراف بودند. آنها منسوجات زیادی می پوشیدند تا ثروت خود را نشان دهند. دو حرفه نساجی و دوخت در میان مردم از روزگارهای کهن وجود داشته است و عامه مردم از این رو که صنایع مزبور بسیار کهن است ، آنها را به حضرت ادریس نسبت می دادند و نخستین استاد آنها را هرمس می دانستند که گاهی هم گفته شده «هرمس» همان... ادامه

تاریخچه پارچه های دستباف

در بسیاری از جوامع منسوجات نقشی حیاتی در زندگی اجتماعی ، اقتصادی و مذهبی ایفا کرده اند.

منسوجات می توانند هم ارزش واقعی و هم ارزش نمادین داشته باشند، به همین علت از دیرباز مورد توجه اشراف بودند. آنها منسوجات زیادی می پوشیدند تا ثروت خود را نشان دهند.

دو حرفه نساجی و دوخت در میان مردم از روزگارهای کهن وجود داشته است و عامه مردم از این رو که صنایع مزبور بسیار کهن است ، آنها را به حضرت ادریس نسبت می دادند و نخستین استاد آنها را هرمس می دانستند که گاهی هم گفته شده «هرمس» همان «ادریس» است. اشخاصی هم بیشتر با نظر به شاهنامه ، بدون این که اشاره ای به تاریخ بافت پارچه کنند ، فن پشم ریسی و دوخت را به دوران «تهمورث» دیوبند نسبت داده اند. ابوالقاسم فردوسی از «جمشید» به عنوان مخترع دستگاه بافندگی یاد کرده است. در طبقات زیرین گنج دره با قدمتی که به 12000 سال پیش می رسد ، نشانه هایی از الیاف طبیعی به دست آمده که به دور دسته یک تیر سنگی پیچیده شده بود و این اثر نشانگر آن است که انسان ها در آن زمان نه تنها الیاف طبیعی را می شناختند بلکه از آن استفاده می کردند. در آثار مختلف کشف شده از اقصی نقاط ایران به تصاویری از انسان همراه با پوشش بر می خوریم. در قدیمی ترین نمونه یافت شده از تپه سیلک مردی جنگجو با نیم تنه ای کوتاه به چشم می خورد. طبق نظریه گیرشمن قدمت صنعت بافندگی و همچنین تهیه لباس در ایران به حدود ده هزار سال پیش از میلاد می رسد، زیرا تهیه پوشاک دوخته و بافته شده از نخ های رشته شده به شیوه ای که بر ظروف قرن هشتم پیش از میلاد نقاشی شده ، به گذشت هزاران سال نیاز دارد.

«آرتور اپهام پوپ» بر مبنای کاوش های باستان شناسی در منطقه سیلک و تپه گیان آغاز ریسندگی و بافندگی و دوخت را هم زمان با خانه سازی و سفالگری دانسته و عمری ده هزار ساله برای آن تخمین زده است. در غار کمربند در بهشهر آثاری متعلق به 6000 سال ق.م یافت شده که نشانگر ریسندگی نخ از پشم گوسفند و بز به شیوه ای ابتدایی است. در حفریات شوش ، بر روی تیغه مفرغی با سفال های دوره اول به دست آمده ، بر آن نقشی از پارچه ای که به دور آن پیچیده شده بود به جا مانده که بیانگر آن است که حدود 3000 - 3500 ق.م بافتن پارچه حتی با چرخ بافندگی معمول بوده است. در تپه حصار دامغان یک میله مفرغی مربوط به هزاره سوم ق.م یافت شده که مخصوص ریسندگی نخ های نازک بوده که بیانگر پیشرفت بافندگی در این دوره هاست.

در سال های 2500 - 2700  پیش از میلاد بافندگی شکل کامل تر و شکل ظریف تری به خود گرفت و پارچه هایی از سیم های طلا و نقره و همچنین پارچه هایی مرغوب از پشم گوسفند و بز بافته شد. در تورات آمده است که : «پرده هایی رنگارنگ و پارچه هایی با طرح ها و نقش های مفصل در ایران مرسوم بوده است.» از این بافته ها چیزی در ایران یافت نشده و فقط قطعه پارچه ای ابریشمین در سوریه کشف شده که متعلق به سال های 330 تا 224 پیش از میلاد می باشد.

پارچه های دستباف در ادوار گذشته

  • دوره ایلام

نوعی مهرهای حلقه ای در لرستان کشف شده که هر مهر حلقه ای ، حلقه نواری است که از ورقه مفرغی کنده کاری شده ساخته شده است. روی مهر موتیف های متنوعی حکاکی شده که بیانگر رونق نساجی در این دوره می باشند. در هزاره دوم و اول پیش از میلاد، مجسمه گلی و گل پخته که همراه با اجساد دفن می شد که ما را با انواع لباس ها و دوخت و دوز ها آشنا می کند.

  • دوره مادها

بررسی پوشاک و لباس آن ها بر روی نمونه های سنگ تراشی نشان دهنده این است که پارچه بافی و تولید پارچه های دستباف در آن زمان مرسوم بوده است. مادها در زمینه نساجی دانشی برپا کرده بودند چرا که انواع پارچه و پوشش های گوناگون علفی ، پشمی و پوستی ، چه از نظر جنس و مواد اولیه و چه از نظر رنگ آمیزی و نقش و نگار و بافت و طرح در ایم دوران بافته می شد. ایشان در بافندگی ، پشم ، کتان و دیگر الیاف گیاهی را به کار بردند.

جعبه سیمینی از خزانه جیحون یافت شده که نقش روی آن بیانگر آن است که در این دوره لباس مردان و زنان غالبا بلند ، فراخ و چین دار بوده و تزئیناتی چون قیطان دوزی ، ملیله دوزی و قلاب دوزی داشته است. لبه لباس های ایشان رودوزی شده بود که جلوه ای خاص به لباسشان می بخشید. این جعبه هم اکنون در موزه بریتانیا نگهداری می شود.

  • دوره هخامنشی

از این دوران در زمینه نساجی فقط چند تکه قالیچه و گلیم به دست آمده است ؛ اما شواهد حاکی از این است در زمان های باستان و شاید پیش از هخامنشی ، در آسیای میانه به ویژه در سغد ، پرورش تخم نوغان انجام می گرفته است. از این رو می توان به یقین گفت که به کار بردن پارچه های ابریشمین در هخامنشیان رواج داشته است و پارچه های ابریشمین ایران که گاهی تار و پود آن ها گلابتون زر و سیم به کار برده می شد از لحاظ لطافت و رنگ و درخشش زبانزد مردم یونان بود.

رنگ ارغوانی در دربار هخامنشی اهمیت ویژه ای داشت . این رنگ به میترا منسوب بود. هخامنشیان بهترین پارچه های ارغوانی را کشور و دربار خود اختصاص داده بود. جامه های رسمی شاهان هخامنشی به این رنگ بود. رنگ طلایی یا نزدیک به آن زرد نارنجی (چون منسوب به خورشید بود) نیز ارج ویژه ای داشت.

در نشریه یونسکو ( ایرانشهر ) درباره بافندگی و پارچه بافی روزگار هخامنشیان چنین آورده شده است که : پارچه بافی ایران در روزگار هخامنشی به ویژه در زمینه بافت پارچه های پشمی نرم و بسیار خوب معروف بوده و شاهان هخامنشی به داشتن لباس های گرانبها مشهور بودند.

از آثاری که در دوران هخامنشیان رواج بیشتری داشت می توان از انواع بافته ها از قبیل پارچه های ابریشمی و زری دوزی شده و قالی و انواع فرش و نمد نام برد. در زمان پادشاهی کوروش بزرگ ، کشت پنبه در نواحی باختر و شرق ایران رواج داشت. کارخانه های پنبه ریسی و پنبه بافی در ایران به فراوانی ساخته شد و پارچه های پنیه ای یکی از کالاهای بازرگانی ایران بود.

برخی از نویسندگان این گونه نوشتند که نخستین ملتی که صنایع پارچه بافی و بافندگی آن ، هر چند گز به هزار تومن می ارزید ، ایران هخامنشی بود.در این دوران ، کار و مشغولیت بانوان ایرانی بافتن پارچه های گران بها و سوزن کاری بود. حتی شهبانو ها شاهدخت ها نیز در دربار به این کار می پرداختند.

  • دوره اشکانیان

از منسوجات اشکانی چیز زیادی در ایران کشف نشده است. از انواع پارچه هایشان نمونه های اندکی در سوریه و ایران به دست آمده و به نظر می رسد بیشتر پارچه ها از جنس پشمی و شال بودند ودارای طرح هایی با شاخه های پیچ در پیج ، مرغ خیالی و قوچ ، ستاره بودند که متاثر از هنر یونانی بود.

در کرانه «گرمی» مشکین شهر در استان اردبیل ، گورهایی از این دوران پیدا شده که درون آن ها نشانه هایی از مردم آن زمان به دست آمده که از جمله آن ها تکه پاره ای پارچه است. این پارچه بخشی از لباس مرده است و آن چه باز مانده حدود 20 سانتی متر است و هم اکنون در موزه تهران نگه داری می شود. نقش متن آن کادر های مربعی شکلی است که درون آن ها یکی در میان با نقش چلیپای شکسته و چهارخانه های کوچک شطرنجی در رنگ های گوناگون پر شده است.

خطیبی می نویسد نقاشان اشکانی فرهنگ اجتماعی و لباس ها و زیور آلات مردم را نقش کرده اند و هنرمندان با خلاقیت توانسته اند لباس نجیب زادگان و خانواده های سلطنتی را از پارچه های اعلا و رنگین و ابریشم بدوزند.

به اعتقاد ویلسن ، تن پوش های زنان و مردان اشکانی با نقش و نگار های گوناگون و زیور آلات رنگارنگ ، نشان می دهد که آنان در بافتن پارچه و پوشاک نهایت دقت و چیرگی را به کار می برده اند.

  • دوره ساسانیان

اکثر تاریخ نویسان اتفاق نظر دارند که صنعت بافندگی دوره ساسانی پس از یک دوره رکود ، با زنده شدن مدل های قدیمی لباس ، ترقی کرد و حتی پس از غلبه اسلام هم از بین نرفت. پارچه های ساسانی در تمام دنیا معروف و ایران در صنعت نساجی از تمام کشورهای جهان ، پیشی گرفته بود. اطلاعات ما درباره بافته های ساسانی به باز نمایی آن ها در نقوش برجسته طاق بستان و نقاشی های دیواری در چند نقطه از آسیای میانه محدود است.

آرتور کریستین سن ، پژوهشگر معروف گفته است که مسلما پارچه بافی یکی از صنایع مهم ایرانیان در دوره ساسانی بوده است.

در این دوران ، صنعت پارچه بافی در زمینه ساخت پارچه های زربفت و قلاب دوزی در موزه آرمیتاژ روسیه وجود دارد که از عالی ترین نمونه پارچه های این زمان است و نقش آن خروس بزرگی است که در قاب مدوری رسم شده و تقریبا هفت رنگ متفاوت در آن دیده می شود. پارچه های زربفت ساسانیان بسیار مشهور بودند و مورد تقلید سایر کشور ها قرار گرفتند. در اغلب موزه های جهان از این نوع پارچه زربفت می توان مشاهده کرد. از جمله در موزه لیون فرانسه.

نقوش و نقش مایه های تزئینی مورد استفاده در این دوره غالبا در قاب های مدور یا گوشه دار هندسی یه طور جدا یا مماس بر هم ، با رعایت اصول تعادل و تقارن بر هم نقش شده اند. گاه در میان دو نقش قرینه درخت زندگی[1] مشاهده می شود.

 

تکه پارچه هایی ابریشمین ، 651-224 میلادی ، مربوط به دوران ساسانیان

تکه پارچه هایی ابریشمین ، 651-224 میلادی ، مربوط به دوران ساسانیان

  • دوره صدر اسلام

در این دوران ، نساجی پس از مدت کوتاهی رکود که ناشی از تغییر و تحول اجتماعی بود مجددا رونق یافت و در فاصله قردن دوم تا چهارم هجری قمری نساجی ایران رشد بیشتری پیدا کرد و گسترش یافت و هم اینک در موزه صنایع اسلامی قاهره قطعاتی از پارچه های این دوره که در مرو و نیشابور بافته شده ، نگهداری می شود. وجه تمایز پارچه های این دوره با دوره ساسانی ، عدم استفاده از نقوش حیوانی و تنها پرداختن به جزئیات و ریزه کاری های نقوش می باشد. همچنین از حدود 349 هجری قمری ، خط کوفی بر پارچه ها به کار گرفته شد و به جای حاشیه ، دور ترنج ها را محصور کرد.

  • دوره آل بویه

در این دوران هنر پارچه بافی مرهون طراحان و استادان هنرهایی چون کاشیکاری است. تمامی رنگ ها و سایه های طرح های ظریف و گل و بوته های مارپیچ پارچه های حریر اقتباسی است ، نه تنها از شکل هشت پر و ستاره های چهار گوش تقلید می شد بلکه همان رنگمایه ها مانند سفید و آبی کمرنگ متمایل به رنگ های سفال لعابی به کار گرفته شده است. طرح پارچه های ابریشمی نیز نقوش کاشی های مینایی کاشان را در بر دارند. مانند نقش خرگوش که از سفال های لعابی کاشان گرفته شده است.

از دیگر نقوش متداول آن زمان ، طرح راه راه باریک با فواصل زیاد است که مبین و معرف مشرق زمین می باشد. ایرانی ها خصوصیات دیگری به طرح راه راه اضافه کردند بدین شیوه که گاهی مجموعه طرح ها به وسیله یک نوار ساده از یکدیگر جدا می شود. این طرح همیشه در عمل به صورت شاخ و برگ اجرا می شود.

طرح سرامیک ( بدل چینی ) معرف سبک سومی در نساجی است که ترکیبی از شاخ و برگ های درهم پیچیده است ، برداشتی از سبک چینی می باشد. شیوه دیگر در طراحی پارچه ، شبکه های هندسی به شکل نوار های در هم پیچیده است که یک مجموعه غیر منتظم را نشان می دهد که با تزئینات دیگری همراه شده اند. تصویر انسان در ترکیب با این طرح به عنوان عامل تکامل طرح شناخته شده است. از این نوع طرح در برخی از انواع طرح های راه راه و مشبک در شیوه لباس های مینیاتورهای منتسب به مکتب بغداد به کار رفته است.

  • دوره سلجوقیان

برخی از محققین بر این باورند که این صنعت در زمان سلجوقیان ( قرن پنجم تا هفتم ه.ق ) به عالی ترین درجه از کمال خود رسیده است. بر روی برخی از پارچه های ابریشمی این دوران ، طرح های مفصل پیچیده ای که در زمان ساسانیان به کار برده می شد ، دیده می شود مانند نقش پرندگان و مرغان خیالی که طرح های اسلیمی و خط کوفی هم به آن ها اضافه شده است.

در این دوران صنعت نساجی در زمینه ابتکار انواع نقشه و زیبایی رنگ و همچنین طرز بافت به درجه عالی رسیده بود. رنگ های مجلل در پارچه های این دوران دیده نمی شود. تضاد تیره و روشن رنگ ها تشخیص داده شده و فقط دو رنگ در منسوجات این دوران به چشم می خورد. مثلا ابی کم رنگ یا سرمه ای ، سیاه یا سبز بر روی زمینه سفید یه سرخبه کار برده می شده است.

یک نوع پارچه ابریشمی در این دوران بافته می شده که با تغییر نور ، تغییر رنگ می داده ؛ همچنین پارچه ابریشمی دو پودی به نام «المنیر» که در شهر ری بافته می شده بسیار مشهور بوده است.

از مهمترین مراکز بافندگی در این دوران می توان از یزد ، شوش ، شوشتر ، کاشان و تبریز نام برد.

 

پارچه ای با طرح گوزن و پرنده ، اواخر قرن 12 میلادی ، مربوط به سلجوقیان

پارچه ای با طرح گوزن و پرنده ، اواخر قرن 12 میلادی ، مربوط به سلجوقیان

  • دوره ایلخانی

با استیلای مغول بر ایران ، طراحی پارچه به طور کلی تغییر یافت و نقش ها و ترکیب ها و تصاویری که پیش از دوره اسلامی رایج بود متروک شد و سبک ها و روش های تزئیناتی متاثر از هنر چینی شد. مغول ها توجه زیادی نسبت به صنعت نساجی داشتند. در این دوره هرات و شوشتر و شوش اهمیت خود را در این زمینه از دست داده و هرات و نیشابوردر مرکز توجه مغولان در این رشته قرار گرفتند. ترسیم طرح های ظریف و اجرای دقیق آن ها متاثر از سبک چینی رایج شد و در اواخر قرن هفتم ه.ق بود که بافندگان قادر بودند تا طرح های بسیار پیچیده را با مهارت ببافند. بافت شطرنجی یک در میان و دولا و انواع پارچه های اطلسی و دورو و راه راه رایج شد. شاخ و برگ هایی از انواع نیلوفر ، نقوش جانوران و پرندگان عجیب چینی در پارچه تکرار می شد و چنان در کنار یکدیگر قرار می گرفت که بیننده احساس حرکت مورب می کرد.

از دیگر شیوه هایی که در منسوجات مغولی به چشم می خورد ، اصول تزئین پارچه با حواشی است همچنین از رشته ها و الیاف فلزی در بافت لستفاده می کردند. این سبک در تمام نواحی عالم اسلام شایع شد و بافندگان از آن پیروی کردند اما حاشیه بافت های مغولی دارای تنوع و رنگ و زیبایی بیشتری است. از سال های 800 تا نیمه دوم قرن دهم به احتمال زیاد قطعه پارچه ای به دست نیامده و بیشتر اطلاعات غیر مستقیم و نقوش پارچه در مینیاتورهاست که البته ممکن است بنا به ذوق نقاش تغییر یافته باشد.

  • دوره تیموریان

با وجود رواج سبک چینی ، نساجی در این دوران ، اساس ایرانی خود را کمابیش حفظ کرد. اگرچه در بیشتر نقوش ، آثار چینی دیده می شود ولی در طراحی و رنگ آمیزی و اصول فنی ، همان قوانین و قواعد باستانی به قوت خود باقی ماند. منسوجات این دوران در کثرت استفاده از گیاهان متصل برای تزئینات ، ممتاز است. البته این سبک در نساجی مصری و عراقی آن زمان نیز دیده شده است. در این دوران انواع پارچه های زربفت و مخمل بسیار ظریف بافته شد.

از مراکز مهم پارچه بافی در دوره تیموری ، هرات و سمرقند بودند. اصفهان ، یزد ، تبریز ، کاشان و گرگان نیز در صنعت نساجی پیشرفت بسزایی داشتند.

  • دوره صفویان

تار و پود ظریف پارچه های دوره صفویه تجلی گر علاقه ایرانیان به باغ و گل است. در این دوران زیباترین رنگ ها به کار گرفته شده است ، رنگ های غالب این دوره عنابی روشن و آبی فیروزه ای است ، رنگ های ملایمی چون گلبهی ، آجری ، قهوه ای ، خاکستری و بنفش نیز رایج بوده است. بیشتر بافته های این دوره را پارچه های ابریشمی ، ابریشم زربفت ، حریر و مخمل ابریشمی تشکیل می دهند.

در زمان شاه عباس دوم شیوه خاصی در پارچه بافی از لحاظ نحوه بافت و بکارگیری نقوش بوجود آمد که موجب شد این دوران به عنوان «عصر طلایی بافندگی» ایران به ثبت برسد.

از مرغوب ترین پارچه های این دوران زری هایی است که بر روی زمینه بافته از رشته های طلا و نقره ، نقشه کوچکی را اجرا کردند. برای این که زری کاملا نرم باشد و زبری پیدا نکند سیم و زر را که باعث سختی پارچه می شد به کار نمی بردند، نخ نازکی از کتان یا ابریشم را ورقه بسیار نازک طلا و یا نقره می کشیدند ( به اصطلاح گلابتون درست می کردند ) و زری را از نخ های گلابتون می بافتند.

رایج ترین پارچه در این دوران ، پارچه های ابریشمی «تافته» بافت اصفهان و ابیانه بود که شهرت بسیار داشت. از دیگر پارچه های این دوران ، قلابدوزی ، گلدوزی و سوزن دوزی بود که با ابریشم های برجسته روی تافته می انداختند. پارچه چندتائی[2] از دیگر ابتکارات این دوران است. مخمل در اواخر قرن دهم و اویل قرن یازدهم بهترین بافت پارچه ایرانیان و مرکز اصلی بافت آن کاشان بوده است. با استفاده از بافت ریز و کم و زیاد کردن بسیار ظریف پودهای پارچه و طول گره ها ، درخشش و گودی و بلندی به آثار مخملی می دادند.

 

پارچه ابریشمی گل برجسته با نخ نقره ، حدود 1700 میلادی ، مربوط به دوره صفویان

پارچه ابریشمی گل برجسته با نخ نقره ، حدود 1700 میلادی ، مربوط به دوره صفویان

 

قدیمی ترین قطعه پارچه ابریشمی منسوب به این دوران که تاریخ هم دارد و در حال حاضر روپوش قبر امام رضا (ع) می باشد در سال 956 هجری قمری در رشت بافته شده است.

از نساجان معروف قرن دهم غیاث ، یحیی ، عبدالله ، حسین ، معزالدین غیاث و آبان محمد هستند. از نساجان بنام قرن 11 هجری قمری محمدخان ، علی اسماعیلی کاشانی و معین هستند که همگی در کاشان زندگی می کردند.

قرن 12 هجری قمری ، آغاز نفوذ صنایع اروپا می باشد. دوره معاصر، هنر نساجى رونق خود را از دست داد و بافت پارچه هاى نفيس تنها در مراکز اندکی، بخصوص در مناطق روستايى و عشايرى صورت مى گيرد. در حال حاضر مراکز مهم توليد پارچه هاى دستباف ايران، يزد، خراسان، مازندران، گيلان، خوزستان و گلستان مى باشد. بافت مخمل و زرى در تهران (در مراکز ميراث فرهنگى) ، در کاشان و نيز هنرستان هنرهاى زيباى اصفهان انجام مى شود. ترمه بافى نيز به شکل محدودى در کرمان و يزد انجام مى گیرد.

 

لباسی دوخته شده با پلرچه زربفت با نخ نقره ، 1722 -1501 میلادی ، مربوط به دوره صفوی

لباسی دوخته شده با پارچه زربافت با نخ نقره ، 1722 -1501 میلادی ، مربوط به دوره صفوی

ویژگی های کیفی پارچه های دستباف

هنگام خرید یک پارچه دستباف مرغوب باید به نکات اشاره شده در ذیل توجه داشت :

  • ظرافت تارها و پود های پارچه بافته شده یکسان باشد.
  • پارچه از تراکم تاری زیادی برخوردار باشد.
  • پارچه از وزن کمی برخوردار باشد.
  • هیچ گره و سر نخ آزادی در سطح پارچه دیده نشود. 
  • پارچه عریض تر باشد.
  • لبه ها با قسمت ترکی پارچه یکسان و یکدست باشد.
  • پارچه های بافته شده با دستگاه چهاروردی از کیفیت بالایی برخوردارند.

لازم به ذکر است که از پارچه هایی چون زری ، مخمل ساده ، مخمل نقش برجسته ، دارایی و پارچه های ابریشمی به دلیل دشواری بافت و مواد اولیه مرغوب به عنوان دستبافته های نفیس یاد شده و دیگر پارچه های دستباف در زمره پارچه های معمولی قرار می گیرند. اگرچه این بافته های معمولی نیز باید از مواد اولیه طبیعی و طرح های سنتی برخوردار باشند.


پانویس

1. درخت زندگی : از آن با نام هوم یا اِفِدرا هم یاد شده است. درخت زندگی در فرهنگ و تمدن ملل های گوناگون به اشکال و گونه های خاصی متجلی شده است. در ایران باستان سمبل درخت زندگی ، درخت سرو می باشد و در فرهنگ اسلامی ، درخت زندگی ، درخت نور و نعمت الهی است و از این جهت این درخت ، همواره معنا و مفهوم نور و نعمت خداوندی بوده و هست.

2. پارچه چندتائی : پارچه ای است که دو یا چند پارچه چنان در هم بافته شده که انگار هر کدام مستقل است اما در عین حال چنان با هم ترکیب شدند که طرح گل و بته را برجسته و روشن جلوه دهند.


گردآوري و تهيه :

گروه کارشناسي ايران آنتيک

www.iranantiq.com


منابع

  • تاریخچه پارچه بافی در ایران باستان / عفت امیری ، معصومه امیری / رشد آموزش تاریخ / تابستان 1387 / شماره 31
  • سیری بر هنر پارچه بافی در ایران : تموج حریر ، تار و پود ترنج ها و نرمای نسیم / بتول احمدی / زمستان 1363 / شماره 7
  • آشنایی با هنرهای سنتی 3 / دکتر حسین یاوری ، آنیتا منصوری ، شریفه سلطانی / انتشارات سیمای دانش / چاپ اول / سال 1390
  • تجلی نور در هنرهای سنتی ایران / دکتر حسین یاوری/ انتشارات سوره مهر ، پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی / چاپ اول/ شال 1384
  • مقدمه ابن خلدون (جلد اول) / عبدالرحمن ابن خلدون ، ترجمه محمد پروین گنابادی / چاپ هشتم / انتشارات علمی و فرهنگی / تهران 1375

 

نظر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده...