هنر گوتیک

سبک ها و مکاتب هنری بیان دیدگاه

هنر گوتیک (Gothic Art)

گوتیک اصطلاحی است که در تاریخ هنر و نقد هنری به سبک نقاشی ، پیکره سازی و معماری اروپای باختری در سده های دوازدهم تا شانزدهم میلادی اطلاق می شود. در سده هفدهم میلادی واژه اهانت آمیزی بود که در دوران رنسانس برای توصیف هنر غیر کلاسیکی منسوب به بربرها (گُت ها) به کار می بردند.

اصطلاح گوتیک را «وازاری» ، نقاش و منتقد ایتالیایی سده شانزدهم رواج داد. او هنر اروپای مرکزی و شمالی را «گوتیک ، هنر بربرها و پست» توصیف کرد.

هنر گوتیک در سال 1440 م. در فرانسه در حومه جنوبی پاریس «سن دی» به وجود آمد و از آنجا به انگلستان ، آلمان و اسپانیا راه پیدا کرد.
قبایل «گُت» که به یاری کشیشی به نام «سوژه» همگی مسیحی شده بودند ، پس از سلطه بر ایل دو فذانس ، به نام فرانسه ، یک حکومت پادشاهی متکی بر مذهب کاتولیک و احترام به منافع مرفهان و مالکان که حامیان کلیسا بودند را بنیان نهادند. «سوژه» در سن دنی ، کلیسای کوچکی را ویران و به جای آن کلیسایی نو با طرحی تازه بنا کرد. این کلیسا الگوی ساختمان های بسیاری شد که از سده شانزدهم به بعد گوتیک نام گرفت.

عناصر عمودی ، بلندی ساختمان ، قوس تیزه دار ، پشتبند معلق ، طاق و تویزه بارزترین مشخصاتی هستند که معماری گوتیک را از معماری جسیم و وزین پیشین متمایز می کنند.عناصر صعودی و خطوط پویا در این معماری ، عرفان گرایی جدید در مسیحیت را باز می تابند. کلیسای آمیَن در شمال فرانسه نمونه شاخص این نوع معماری است.

کلیسای جامع آمین در فرانسه ، معماری به سبک گوتیک

کلیسای جامع آمین در فرانسه ، معماری به سبک گوتیک

کلیسای جامع آمین فرانسه از نمای نزدیک ، معماری به سبک گوتیک

کلیسای جامع آمین فرانسه از نمای نزدیک

نقش عناصر صعودی و خطوط پویا در معماری به سبک گوتیک ، کلیسای جامع آمین در فرانسه

نقش عناصر صعودی و خطوط پویا در معماری به سبک گوتیک ، کلیسای جامع آمین در فرانسه

گوتیک هنری است مذهبی که در دو جریان مذهبی دیگر یعنی هنر کارولنژی و هنر رومان ریشه دارد. شاید هم اندکی از بیزانس تاثیر گرفته باشد. هنر کارولنژی که هنری کاملا مذهبی و کاتولیک بود در زمان شارلمانی و پسرانش در فرانسه و آلمان رونق گرفت.  هنر رومان نیز برخاسته ار ایتالیای شمالی و مرکزی هنری مذهبی بود و با فتح بخش بزرگی از اروپای مرکزی ، در سده های 11 و 12 ، جانشین هنر کارولنژی شده بود. هنر گوتیک بر خلاف هنر رومان که تا اندازه زیادی بدوی به نظر می آمد ، هنری هوشمندانه و متکی بر اصول بود ؛ در واقع همان اصول نیز دوام آن را تا پیش از چهار سده تضمین کردند.

گوتیک به عنوان یک نهضت و جریان بزرگ هنری به دلیل خصلت مذهبی بودنش نخست در معماری ، سپس در شهرسازی و سازماندهی مجموعه های شهری ، کلیساها ، دیرها ، سربازخانه ها و حتی در ساختمان های عمومی ، شخصی ، ویلاها و نقشه های شهری گسترش یافت. از سده سیزدهم به بعد همه هنر ها از جمله مجسمه سازی ، سنگ نگاری ، نقاشی تصویرگری کتاب های دینی ، هنرهای کاربردی ، سنگ ، چوب ، عاج ، نقاشی پشت شیشه ، بافته ها و گلیم نماها و ... از اصول آن پیروی کردند و به سرعت تمام هنر اروپا را به سلطه گرفت.

نقاشی پشت شیشه ، هنر گوتیک

نقاشی پشت شیشه ، هنر گوتیک

اصطلاح گوتیک در مورد نقاشی و مجسمه سازی نسبت به معماری شامل دوره محدودتری می شود. گاه برای توصیف نقاشی آلمانی که دیرتر تحت تاثیر ایده های رنسانس قرار گرفت عبارت «گوتیک پسین» را به کار می برند.

آغاز واقعی مجسمه سازی گوتیک را باید از مجسمه های وابسته به معماری در کلیساهای رایمز و بامبرگ دانست ( حدود اوایل سده سیزدهم) وقار کلاسیک و وفاداری به طبیعت از وجه تمایز آن ها با مجسمه های خشک رومی وار است. گاه چنین آثاری را با نمونه های مجسمه سازی رنسانس آغازین مقایسه می کنند.

پیکره هایی به سبک گوتیک در کلیسای بامبرگ ، آلمان

پیکره هایی به سبک گوتیک در کلیسای بامبرگ ، آلمان

در پیکره سازی به سبک گوتیک ، پیکره ها از تناسب واقعی برخوردارند. کوشش شده در حالت ها توجیهی درونی ، روانی و مذهبی ایجاد شود و در فضای واقعی موضوع حجاری گردد.
هنرمندان گوتیک در آرمانی کردن نسبت ها تردیدی به خود راه نمی دادند که البته در نوع خود یک تحریف بود. آن ها می کوشیدند زیبایی بدن را از آنچه که در طبیعت دیده می شود بهتر کنند ( به ویژه وقتی بدن یک قدیس موضوع هنر بود.) پیکره ها پرهیزکارانه تر ، باریک تر و نازک تر از فیگورهای دوران باستان بودند.

در نقاشی همه عناصر ترکیب گر در یک فضای بسیار ژرف قرار می گیرند. هنرمند می کوشد از سویی فضای اثر را کروی نشان دهد و از سوی دیگر تمام عناصر موجود در فضا را که نشان دهنده ژرفای مکان و زمان هستند نقاشی کند. بنابراین شکل های انسانی ، جانوری ، گیاهی و ... ، واقعی یا تخیلی همه از یک ارزش تصویری برخوردارند و در خدمت القای موضوع اثر به مخاطب آن می باشند. در نقاشی همانند پیکر تراشی تا آنجا که ممکن است از برهنه سازی پرهیز می شود و جز عیسای مصلوب نیمه برهنه و یکی دو مورد مسیح کودک برهنه ( آن هم در سده 16 میلادی به تقلید از رنسانس ) تصویر برهنه ای دیده نمی شود.

نقاشی به سبک گوتیک

نقاشی به سبک گوتیک

نقاشی ، هنر گوتیک


در عرصه مصور سازی کتاب  ، شاید یافتن مرزی مشخص میان دوران رومی و دوران گوتیک چندان آسان نباشد. با این حال پیچ و تاب گوتیک و ظرافت تغزلی در پیکره ها را می توان از ویژگی های شاخص در نقاشی گوتیک به شمار آورد و همچنین در تصاویر برخی از کتاب ها، عناصری از معماری گوتیک ( همچون قوس پنجره ، ستون بلند و تیزه دار) دیده می شود. به طور کلی توجه به فرد انسانی و منظره طبیعی ، کاربست خط های پیچان و رنگ های درخشان و علاقه به ریزه کاری و تزیین از مشخصات هنر تصویری گوتیک است.
این اندیشه که هنر یک وسیله و راه ابلاغ به مخاطب است سبب شد در نقاشی و پیکره سازی هنر گوتیک تناسب ها کاملا طبیعی و واقعی باشند و به ظاهر اثر تا آن اندازه توجه شود که مانع درک باطن آن نگردد. بنابراین جریان های درون گرای سده های 19 و 20 میلادی یعنی رومانتیسم ، اکسپرسیونیسم ، سمبولیسم و ... در گوتیک ریشه دارند.

نظر کاربران


avatarنظر خود را ارسال کنید