قلیان

« قلیان » از جمله وسایلی است که ایرانیان برای دود کردن تنباکو مورد استفاده قرار دادند. قدیمی ترین شعری که در آن « قلیان » ذکر شده است یک رباعی از «اهلی شیرازی» شاعری که در زمان حکومت صفویه در شیراز می زیسته ، می باشد. قـلیان ز لب تو بهره ور می گردد نـی در دهن تو نیشـکر می گردد برگرد رخ تو دود تنباکو نیسـت ابریست که بر گرد قـمـر می گردد با این وجود می توان گفت که از قرن دهم هجری قلیان کشیدن در ایران رواج پیدا کرد. همچنین اولین تصویری که در آن قلیان مشاهده می شود ، تصویر نشمی کماندار است که توسط رضا عباسی... ادامه

« قلیان » از جمله وسایلی است که ایرانیان برای دود کردن تنباکو مورد استفاده قرار دادند. قدیمی ترین شعری که در آن « قلیان » ذکر شده است یک رباعی از «اهلی شیرازی» شاعری که در زمان حکومت صفویه در شیراز می زیسته ، می باشد.

قـلیان ز لب تو بهره ور می گردد       نـی در دهن تو نیشـکر می گردد
برگرد رخ تو دود تنباکو نیسـت        ابریست که بر گرد قـمـر می گردد

با این وجود می توان گفت که از قرن دهم هجری قلیان کشیدن در ایران رواج پیدا کرد. همچنین اولین تصویری که در آن قلیان مشاهده می شود ، تصویر نشمی کماندار است که توسط رضا عباسی نقاشی شده است.

نشمی کماندار ، نقاش : رضا عباسی

نشمی کماندار ، نقاش : رضا عباسی

بعضی معتقدند به دلیل آن که حركت آب در كوزه شبيه به غليان (يعنی جوشش) می باشد ، این وسیله «قلیان» نام گرفته است. در هندوستان به آن « حقه » و در کشور های عربی به آن « نارگیله » یا « شیشه » گفته می شود.

قلیان ابداع ایرانی ها بوده و سپس به خاور میانه راه پیدا کرده است ، اما احتمال این می رود که خاستگاه آن در هندوستان باشد ؛ چرا که قلیان های اولیه از یک نارگیل تو خالی که یک نی صاف (بامبو) به داخل آن فرو رفته بود تشکیل شده بود. کلمه « نارگیله » در زبان سانسکریت به معنای نارگیل است و درخت نارگیل بومی جنوب هند می باشد. قلیان در شبه قاره هند ، توسط یک پزشک ایرانی به نام « ابوالفتح گیلانی » جهت تصویه و خنک ساختن دود تنباکو اختراع گردید.

قلیان

تاورنیه[1] درباره قلیان چنین می نویسد : « ایرانیان تنباکو را با دستگاهی کاملا اختصاصی می ‌كشند. در كوزه گلی دهان گشادی به قطر سه انگشت ، تنه قليانی از چوب يا نقره كه سوراخی در وسط دارد قرار می دهند، و بر سر آن مقدار تنباكوی نم‌دار با كمی آتش می گذارند و در زير قليان سوراخ ممتدی است كه در حالی كه نفس را بالا می كشند، دود تنباكو با شدت از امتداد سوراخ پايين آمده و داخل آب كه به رنگ های مختلف می آميزد[2]داخل می ‌شود. اين كوزه مرتبا تا نصفه آب دارد. دود كه در آب است به سطح می آيد و هنگامی كه نفس را بالا می كشند، از نی قليان دود به دهان وارد می شود. به واسطه آبی كه به قليان می ريزند دود تنباكو تصفيه می شود و كمتر ضرر می رساند. والا با اين همه قليان كه می ‌كشند، مقاومت برای آن ها غير ممكن است. ايرانيان زن و مرد، به طوری از جوانی عادت به كشيدن تنباكو كرده اند، كه كاسبی كه بايد روزی پنج شاهی خرج كند، سه شاهی آن را به مصرف تنباكو می ‌رسانند. می ‌گويند اگر تنباكو نمی داشتيم چطور ممكن بود كيف و دماغ داشته باشيم..... ايرانيان چنان به تنباكو عادت كرده اند كه محال است بتوانند از آن صرف نظر كنند. اول چيزی كه در سر سفره می آورند قليان است و قهوه ، كه عيش خود را با آن شروع می كنند..... در ماه رمضان و ايام صوم بزرگ ، اول چيزی كه برای افطار حاضر می كنند قليان است و بعضی ها خود اقرار دارند كه استعمال اين قدر دود برای آن ها مضر است اما می گويند چه كنيم عادت شده است.»

عکسی قدیمی ، قلیان

شاردن[3] نیز مانند تاورنیه در سفرنامه خود به توصیف قلیان پرداخته و درباره علاقه و عادت ایرانیان به مصرف تنباکو چنین می نویسد : « مردمان مغرب زمين چنان كه معلوم است به طريق مختلف آن را استعمال می ‌نمايند. دود می ‌كنند ، برگ برگ می جوند ، به شكل گَرد مصرف می ‌كنند و بعضی از اقوام مانند پرتقالی ها مدام بينی خود را با آن پر می دارند (انفيه می ‌كشند). خلق های مشرق زمين توتون و تنباكو را فقط دود می كنند ولی اكثر آنان مخصوصا ايرانيان ، با همان حرص و ولع اروپایيان ، مدام لوله قليان در دهانشان می باشد.... حتی در مدارس ، استاد و شاگرد هر دو در حين مطالعه عميق و دقيق خود لوله قليان را در دهان دارند. »

چنانچه شاردن در سفرنامه خود نوشته است ، شاه عباس بسیار تلاش کرد تا از استعمال قليان در میان مردم جلوگيری به عمل آورد. بدین منظور ، روزی در مجلسی رسمی دستور داد كه قليان مهمانان را به جای تنباكو ، با پِهِن چاق كنند و سپس در حالی كه آنان مشغول كشيدن قليان خود بودند گفت اين تنباكو را وزير همدان برای من فرستاده و ادعا می كند كه بهترين تنباكوی دنياست، چگونه است؟ آنان همگی از تنباكو تعريف كردند. آنگاه شاه خطاب به آنان گفت «مرده شوی چيزی را ببرد كه نمی توان آن را از پهن تشخيص داد». زمانی که شاه عباس بزرگ متوجه شد در گرجستان ، سربازان پول خود را صرف كشيدن تنباكو و توتون می كنند آن را ممنوع ساخت ، همچنین دستور داد تاجرانی كه توتون و تنباكو را به اردوگاه وی آورده بودند با تنباكوها يک جا آتش زنند و همچنین بينی و لب های سربازانی كه توتون و تنباكو می کشیدند را ببرند.

بعد از مرگ شاه عباس بزرگ ، دوباره كشيدن قليان رونق گرفت. ايرانيان حتی هنگام سواری و مسافرت نيز از کشیدن قلیان غافل نبودند ؛ هنگامی که يكی از بزرگان به سفر می رفت ، خدمتگزار مخصوصی نيز اسباب قلیان را با اسب حمل می‌كرد ؛ هنگامی كه ارباب میل به کشیدن قليان می کرد ، قليان را آماده و در دست می گرفت و نی پيچ را به دست ارباب می داد تا به كشيدن قليان مشغول شود. 

در سفر محمد رضا بيگ سفير شاه سلطان حسين به دربار لوئی چهاردهم وضع به همین منوال بود. محمد رضا بيگ در تمام مجالس رسمی قليان می کشید، و هميشه دو افسر ايرانی در ركاب او حركت می كردند كه يكی قليان و ديگری شمشير او را حمل می کرد. در مهمانی های رسمی نیز قليان می كشيد ، و حتی اين كار را در اپرای مارسی نيز ترک نكرد. موریس هربرت در کتاب سفر نامه محمد رضا بيگ[4] می نويسد : « بامداد 19 فوريه سپهبد مايتون و بريتون[5] برای مشايعت سفير ايران به مهمانخانه سفيران آمدند و او را خوشرو و مهربان يافتند. سفير ايران آنان را مورد تكريم فراوان قرار داد و خواهش كرد كمی استراحت كنند تا او جامه تشريفاتی خود را در بر كند و هنگام سوار شدن بر كالسکه نيز آنان را بر خود مقدم داشت و با حالتی خوش و چهره‌ای گشاده در ميان آن دو قرار گرفت و پادری مترجم نيز بر صندلی مقابل نشست و به اين ترتيب موكب سفير ايران با شكوه بسيار ، در ميان بانگ های شادی به راه افتاد. محمد رضا بيگ دستور داد كه كالسکه را قدری آهسته تر برانند تا بتواند به آسودگی قليان خود را بكشد ، غلامی كه سوار قليان او را همراه كالسکه می آورد ، لوله پيچ را از پنجره به درون كالسکه تقديم ارباب خود كرد و سفير با آرامش و متانت بسيار به كشيدن قليان پرداخت.»

قلیان از جنس نقره ، 1880 میلادی ، مربوط به دوران قاجار

قلیان از جنس نقره ، 1880 میلادی ، مربوط به دوران قاجار

بعد از سلسله صفویه نیز همچنان کشیدن قلیان رایج بود. تصاوير موجود از شاهان قاجار نشان می دهد كه در زمان قاجار نیز کشیدن قلیان رواج داشته است. در سلام های رسمی دوره قاجار[6] ، كشيدن قليان تا مدتی معمول بود. یکی از رسوم سلام عام فتحعلی ‏شاه در تخت مرمر این بود که میرزا اسماعیل پیشخدمت‏ باشی سلام ، قلیان مخصوص سلام را پهلوی تخت به دست می‏گرفت و نی پیچ را به دست شاه می‏داد که گاهی پکی به آن بزند. این قلیان که به «قلیان سلام» معروف است از طلا ساخته شده و تمام قسمت ‏های آن با جواهر مختلف ترصیع شده است. قسمت میانه قلیان برخلاف قلیان های امروزی بسیار کوتاه بوده ، از یک سمت سر قلیان آن دو زائده پرمانند فر خورده و بهم پیچیده بیرون آمده که بر نوک آن ها یک آویز جواهر نشان نصب شده است. سر قلیان نیز به صورت سر اژدها (دهان اژدر) تزئین شده که از لب پایین و زیر گلوی آن دو شرابه یاقوت درشت آویزان است.
شرکت دادن این قلیان در مراسم سلام عام نوروزی امری ضروری بود به طوری که در دوره ‏های بعد که استعمال قلیان در این‏گونه مراسم کمرنگ شده بود و شاه دیگر نی پیچ آن را در دست نمی گرفت باز هم پیش خدمت باشی سلام ، در جای مخصوص خود همرا با قلیان می ‏ایستاد.

قليان سلام شاهان قاجار هم اكنون در موزه جواهرات سلطنتی نگهداری می ‌شود.

قلیان سلام شاهان قاجار ، دهانه آن شبیه به سر اژدها می باشد. زمان ساخت : اوایل سده 13 ه.ق

 قلیان سلام شاهان قاجار ، دهانه آن شبیه به سر اژدها می باشد. زمان ساخت : اوایل سده 13 ه.ق

در این دوران ، بیشتر به تشریفات استعمال تنباکو به عنوان نوعی سرگرمی که با منزلت و سلسله مراتب اجتماعی مرتبط بود توجه شده است. نخستین سفیر آمریکا در ایران « بنجامین / S.G.w.Benjamin » در این باره چنین نوشته است : « مستوفی الممالک ، بالاترین صاحب منصب در ایران بعد از شاه ، به مدت چهل سال قلیان نکشید. او علیه تنباکو تصمیم جدی اتخاذ کرد ؛ زیرا در دوران جوانی اش و در مراسمی با حضور وی ، قلیان پیش از آن که به او تعارف شود ، به فردی از طبقه پایین تر داده شد. وقتی قلیان به او تعارف شد ، آن را به کناری پرتاب کرد و قسم خورد که هرگز دوباره قلیان نکشد تا دوباره در معرض چنین اهانتی قرار نگیرد.

اجزای قلیان

قليان معمولا از بادگير ، سر قليان ، تنه ، ميلاب ، نی و كوزه تشكيل می شود که هرکدام از اين قطعات ، از جنس‌های مختلف ساخته شده و با تزیيناتی خاص خود آراسته می شدند.

همان طور که گفته شد قلیان ها در همه جا ، چه در خانه ، چه در سفر مورد استفاده قرار می گرفت به همین منظور در اندازه‌ها و اشكال گوناگون ساخته می شد ؛ قليان هایی كه در خانه مورد استفاده قرار می گرفت ، معمولا بزرگتر ، بلندتر و سنگين تر از قلیان هایی بود كه در بیرون از خانه مورد استفاده قرار می گرفت.

 قلیانی ایرانی در یک مجموعه خصوصی در پاریس ، بدنه آن از کدویی تو خالی تشکیل شده است ؛ اطراف بدن با فیروزه و لبه های اطراف پایه و سر با نقره زینت یافته است.

قلیانی ایرانی در یک مجموعه خصوصی در پاریس ، بدنه آن از کدویی تو خالی تشکیل شده است ؛ اطراف بدن با فیروزه و لبه های اطراف پایه و سر با نقره زینت یافته است.

اما از نظر كلی دو نوع مشخص قليان را می ‌توان نام برد ؛ نوع اول قليان هایی كه دارای كوزه‌های عادی بودند که در منازل استفاده می شدند و نوع دوم قليان های نارگيله بود که هم در خانه و هم هنگام گردش و سواری مورد استفاده قرار می گرفتند.

جنس قليان ها نيز متفاوت بود، گاهی تمام اجزای قليان را از طلا يا نقره ساخته و با سنگ های گران قیمت مرصع کاری می کردند. قليان هايی نیز از ساير فلزات مانند برنج ساخته می شد که اغلب آن ها را مطلا کرده  يا روی آن را نقاشی می‌كردند.

تعداد قليان هايی كه تمام اجزای آن از فلز ساخته می شد، كم بود و بيشتر قطعات آن را از جنس های مختلفی تهیه می کردند.

كوزه قليان 

كوزه قليان ها از جنس شيشه ، سفال ، چوب ، سنگ ، كدو ، چينی ، نارگيل و... ساخته می‌شد که هرکدام  را با تزئيناتی مخصوص به خود می آراستند. به عنوان مثال كوزه‌های شيشه ‌ای ، نقاشی گردیده ؛ کوزه های سفالی ، لعاب داده و نقش‌دار شده ، کوزه های چوبی و سنگی ، كنده‌كاری ؛ و كوزه‌های فلزی مليله كاری ، طلا كوبی و مرصع کاری  يا قلم‌ زنی می گردیدند. 

کوزه و سر قلیان با تصویر شاه قاجار

کوزه و سر قلیان با تصویر شاه قاجار

کوزه و سر قلیان ، مطلا و مینا کاری شده ، قرن 19 میلادی ، مربوط به دوران قاجار

کوزه و سر قلیان ، مطلا و مینا کاری شده ، قرن 19 میلادی ، مربوط به دوران قاجار

 

تنه قليان 

این قسمت از فلز يا بيشتر از چوب ساخته می شد. تنه‌های فلزی اگر از فلزاتی چون طلا و نقره ساخته می شدند ، با مرصع کاری یا مليله كاری زینت داده می شدند  و اگر از فلزات ارزان ، مانند برنج ساخته می شدند ، آن را مطلا كرده يا بر روی آن نقاشی می کشیدند. 

تنه قليان مطلا، علاوه بر آن كه به طور کامل مشبک ساخته می شد ، انتهای ميلاب آن نيز كه در كوزه ، داخل آب قرار می گرفت نیز با مينا كاری زینت داده می شد. تزیينات تنه‌های چوبی ، بیشتر شامل كنده كاری می باشد.

نی و ميلاب نیز اغلب از جنس بدنه قليان ساخته می شد. نی پيچ نيز به سبب حالت فلزی و نرمش خاص، مورد مصرف بسيار داشت.

سر قليان 

سر قليان از دو قسمت تشکیل می شود : قسمتی كه برای اتصال به تنه قليان است و قسمت قيف مانند كه جای تنباكو و آتش می باشد. معمولا قسمت زيرين آن را از چوب و قسمت بالای آن از چينی ، سفال و يا فلز می ساختند. قسمت بالای همه سر قليان ها دارای تزييناتی میباشد. سر قليان ها همگی مرصع کاری يا مينا كاری و يا كنده كاری شده اند. اغلب زنجيرهای ظريفی برای تزیینات بیشتر به اطراف آن می آویختند. 
معمولا قليان هايی كه بدنه فلزی بودند ، سر قليان و بادگير آن را چسبيده به تنه می ساختند. بادگيرها از جنس نقره ساخته شده و اغلب مشبک و كنگره دار بود.

سر قلیان مطلا و میناکاری شده ، دوره قاجار

سر قلیان مطلا و میناکاری شده ، دوره قاجار

قلیان تا قرن بیستم در ایران بسیار محبوب بود. با رواج سیگار استفاده از قلیان در میان مردم کمرنگ شد اما متاسفانه امروزه حتی با ممنوعیت هایی که توسط دولت اعلام شد قلیان در میان اقشار جامعه ، خانواده ها ، جوانان و حتی نوجوانان استعمال می شود.

مضرات استفاده از قلیان

بسیاری خانواده‌ها گمان می‌کنند که ضرر قلیان از سیگار بسیار کمتر است و آسیبی نمی رساند اما نه تنها خود فرد بلکه افراد دیگر و کودکان نیز که در معرض دود آن قرار دارند آسیب‌پذیرند و احتمال ایجاد عفونت‌های ریوی ، آسم و سندرم مرگ ناگهانی کودک در آن‌ها افزایش پیدا می‌کند. دود قلیان بر سیستم هورمونی زنان تأثیر منفی گذاشته و میزان هورمون‌ استروژن را کاهش می‌دهد و شانس باروری زنان را کم می‌کند. از دیدگاه طب سنتی ایران نیز عاملی برای افزایش غلظت خون و بروز بسیاری از بیماری‌هایی که با افزایش غلظت خون همراه است ، می‌شود.
همچنین دود قلیان از طریق مخاط دهان و حنجره نیز جذب بدن گشته و آثار سوء خود را می‌گذارد ؛ حتی در هوایی که دود قلیان آزاد می‌شود، افرادی که قلیان نمی‌کشند و در معرض دود قرار گرفته‌اند، در طولانی‌ مدت دچار عوارض آن خواهند شد.
به تنباکو‌های امروزی ، اسانس‌هایی اضافه شده است که علاوه بر تحریک دستگاه تنفس موجب حساسیت و آلرژی می‌شود و رینیت آلرژیک و سرفه‌های مزمن همراه با خلط را برای فرد به همراه دارد.


پانویس

1. تاورنیه : ژان باتیست تاورنیه ، جهانگرد و بازرگان معروف فرانسویست که در عصر صفوی بارها به ایران سفر کرد. در سفرنامه او شرح وقایع دوره صفویه و وقایع دربار صفوی بسیار حائز اهمیت است.

2. اغلب در قلیان ، گلاب یا برگ گل می ریختند تا آب خوشبو شود. بعضی نیز برگ گل را برای زیبایی داخل آب کوزه قلیان می ریختند؛ زیرا هنگام قلیان کشیدن این گل ها در آب بالا و پایین رفته و منظره ای زیبا ایجاد می کند. هنوز هم این عادت در میان بعضی دیده می شود.

3. شاردن : ژآن شاردن ، جواهرفروش و جهانگرد فرانسوی ، همزمان با سلطنت شاه عباس دوم به مدت شش سال در ایران زندگی کرد و از طرف وی لقب « تاجرباشی » را دریافت کرد.

4 . محمد رضا بيگ : نخستین سفیر ایران در اروپا و سفیر حکومت صفویان به دربار لوئی چهاردهم در فرانسه بود.

5.مايتون و  بريتون : مایتون از سپهبدان ارتش فرانسه و بریتون رئیس تشریفات سلطنتی بود. هر دو ، مامور تنظیم و ترتیب مراسم تشریفاتی محمدرضا بیگ به حضور لوئی چهاردهم بودند.

6. سلام های رسمی دوره قاجار : هر ساله در دربار قاجار به مناسبت‏های مختلف، مراسم سلام خاص که در آن شاهزادگان و صاحب‏منصبان حضور داشتند و مراسم سلام عام که به طور عموم برگزار می‏شد انجام می شد. مراسم در هر دوره ای با شرایط خاص خود را انجام می شده است. در دوران سی و هشت ساله سلطنت فتحعلی‏شاه، اگر فصل و هوا مناسب و شاه در تهران بود، این مراسم در ایوان تخت مرمر برگزار می‏ گردید که تشریفاتی بسیار مفصل و متنوع داشت. در این مراسم شاه بر تخت مرمر جلوس می‏ نمود و از ضروریات این جلوس بر سر گذاشتن تاج کیانی ، بستن بازوبندهای «دریای نور» و «تاجماه» و آویختن حمایل‏های مروارید درشت و بستن کمربند شرابه‏ دار سلطنتی ، شمشیر و خنجر جواهرنشان و در دست گرفتن گُرز مرصع بود. سایر وصله‏ های مرصع و جواهرنشان سلطنتی را به دست پسرها و جهانگیرخان گرجی و ابراهیم‏خان گرجی، دامادهای شاه، می‏دادند. سپر مرصع نیز مخصوص سپهدار بود که در دست می‏گرفت و همه این ها به طور نیم دایره در دور تخت شاه در جای مخصوص خود می ‏ایستادند.


گردآوری و تهیه :

گروه کارشناسی ایران آنتیک

www.iranantiq.com


منابع

  • سفرنامه محمدرضابیگ سفیر ایران در دربار لوئی چهاردهم / موریس هربرت / مترجم : عبدالحسین وجدانی / گردآورنده : همایون شهیدی /گزارش تاریخ و فرهنگ ایران / سال 1362 / چاپ دوم
  • نظری به پیدایش قلیان و چپق در ایران / محمد حسن سمسار / مجله هنر و مردم / سال 1342 / شماره 17
  • تنباکو در ایران / رودی متی / مترجم : حسن زندیه ، فاطمه عباسی / مجله تاریخ روابط خارجی / سال 1389 / شماره 42
  • ایوان تخت مرمر (3) / یحیی ذکاء / مجله هنرو مردم / سال 1342 / شماره 8

نظر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده...

avatarنظر خود را ارسال کنید