سرپوش

تاریخچه سرپوش یا کلاه یکی از دیرینه ترین آثاری که از کلاه در دست است در معبدی در شهر تبس مصر باستان کشف شده است و مردی در آن کلاه حصیری مخروطی شکلی بر سر دارد. از دیگر نمونه های باستانی کلاه می توان به کلاه فریجی که بردگان آزاد شده در یونان و روم بر سر می گذاشتند و بعدها به کلاه آزادی شهرت یافت، اشاره کرد؛ کلاهی که ریشه آن را در آیین مهر نیز جسته اند. کلاه یکی از شاخص ترین و ماندگارترین البسه ایرانیان بوده و است. می توان بالای سر اقوام لر، کرد، آذری، ترکمن، بلوچ، عرب و قشقایی را دید و امیدوار و خوشحال... ادامه

تاریخچه سرپوش یا کلاه

یکی از دیرینه ترین آثاری که از کلاه در دست است در معبدی در شهر تبس مصر باستان کشف شده است و مردی در آن کلاه حصیری مخروطی شکلی بر سر دارد. از دیگر نمونه های باستانی کلاه می توان به کلاه فریجی که بردگان آزاد شده در یونان و روم بر سر می گذاشتند و بعدها به کلاه آزادی شهرت یافت، اشاره کرد؛ کلاهی که ریشه آن را در آیین مهر نیز جسته اند.

کلاه یکی از شاخص ترین و ماندگارترین البسه ایرانیان بوده و است. می توان بالای سر اقوام لر، کرد، آذری، ترکمن، بلوچ، عرب و قشقایی را دید و امیدوار و خوشحال شد از اینکه هنوز مردان و زنان ایرانی سرپوش های سنتی شان را به سر دارند، آنها با سرپوش و البسه رنگارنگ شان، یکی از بزرگ ترین موزه های زنده مردم شناسی دنیا را تشکیل داده اند.

کلاه که استفاده آن از باستان در ایران رایج بوده، علاوه بر کاربرد تزئینی و آسایشی، شغل ، نژاد و طبقه اجتماعی افراد را نشان می داد. انواع مختلف کلاه های مورد استفاده مانند؛ تاج (شامل تاج های یکپارچه ، بسته یا باز که توسط پادشاهان استفاده می شد)، دیهیم ، بساک ، کلاه راسته ، کلاه ترک دار ، دستار (عمامه ای شبیه کلاه) ، باشلق (شبیه کلاه خوود) و کلاه های نمدی تخم مرغ شکل. کلاه های نمدی بیشتر در میان افراد قبایل ایرانی رایج بوده است.

 

دستار شاه عباس صفوی

دستار ، شاه عباس صفوی ، موزه بریتانیا

دستار (تاج پارچه ای)

«دستاورد امروز نشانه مرد شمرده می شود.» این جمله، آن چیزی است که «دیولافوا» سیاح فرانسوی در ایران زمان قاجار دیده و کشف کرده بود. در گذشته نه چندان دور مردان در تمام نواحی ایران دستار به سر می بستند و اهالی هر ناحیه را می شد از رنگ دستارشان شناخت. این همه استقبال از این سربند پرپیچ و تاب که استفاده از آن تا قبل از ورود اسلام به ایران هیچ پیشینه ای در ایران نداشت نتیجه روایات و احادیثی بود که در آنها به سر کردن عمامه را سنت پیامبر اسلام (ص) دانسته بودند.

در ابتدای ورود اسلام به ایران، عمامه نشانِ عرب و کلاه علامت ایرانی بود، تا بالاخره مسعود غزنوی در سده پنجم قمری به نشانه فرمانبرداری از خلیفه ای که در بغداد بر تخت می نشست، دستار به سر بست. از این به بعد است که آرام آرام عمامه جای کلاه را بر سر ایرانیان می گیرد و تمام ویژگی ها و خصوصیات کلاه به آن تفویض می شود. دستاری که حالا کردهای ایران به سر می بندند، یادگار همان روزگار است.

این دستار، سربندی عمامه شکل به نام «پَچ» است که از به هم پیچاندن پارچه ای منگوله دار به وجود آمده. دستارهای کردهای ایران، شبیه عمامه های حجیم و رنگارنگی است که در نقاشی های صفوی بر سر علما و درباریان است. عمامه ای که هر چه حجیم تر و بزرگ تر می بود، بهتر مقام و جایگاه بالای صاحبش را نشان می داد. عمامه هایی که صفویان روی سر می گذاشتند آن قدر بزرگ و حجیم شدند که شاردن، سیاح فرانسوی، وزن هر کدام از آنها را 12 تا 15 پوند (معادل 5.44 تا 6.86 کیلو) تخمین می زند. به جز کُرد مردان، بلوچ ها و افاغنه هم از چنین سرپوش هایی استفاده می کنند؛ البته از جنس و رنگی متفاوت.

دیگر دستار به سران ایرانی اهالی سنی مذهب خراسان هستند که در سرزمین های هموار شرق این استان زندگی می کنند. علما، بعضی کشاورزان و روستائیان خراسان، همچنان از این دستارها استفاده می کنند. دستارهای خراسانی در واقع نوارهای پارچه ای سفید رنگی هستند از جنس چیت که دور عرقچینی نخی یا نمدی تابانده شده اند. دیگر ساکنان خراسان هم، از جنوب در بیرجند تا شمال در قوچان به تقلید از این جماعت سنی مذهب، دستار سر می کنند. اما این تاج های پارچه ای تنها تشابه ساکنان کردستان در کرانه باختر و خراسان در منتها الیه خاوری ایران نیستند، زنان کردستان و ترکمن های ساکن شمال خراسان هم سرپوش هایی تقریبا شبیه به هم به سر می گذارند.

turkmen hat

کلاه ترکمنی سیاه رنگ

ترکمن ها

سرپوش معمول مردان ترکمن کلاه سفید رنگ پشمالویی است که معمولاً هنگام انجام مراسم و دست افشانی سر می شود و «تِلپک» یا «تیلپاق» صدا می شود. نوع مرغوب این کلاه از پوست بره «قَره گل» که بسیار پرپیچ و مجعد است تهیه می شود.

اما کلاهی که زنان ترکمن به سر دارند به جز اینکه نشان می دهد هر کدام از چه طایفه ای هستند، مجرد یا متأهل بودن آنها را نیز آشکار می کند. این کلاه، سرپوشی گرد و ابریشمی است که تمام سطح آن را نخ های رنگی سوزن دوزی شده گرفته و عمرش به درازای دوران تجرد دختران ترکمن است. این کلاه ها که در نواحی ترکمن نشین «بوریک»، «طاقیه»، «طاخیه» یا «طاخیا» گفته می شود را روز عروسی از سر عروس بر می دارند و به جای آن کلاهی جدید می گذارند که اهالی طایفه «یموت» آن را «هاساوا» یا «خَساوِه» و طایفه «گوگلان» های ترکمن «توبّی» یا «توپپی» می گویندش.

persian official hat in qajar-dynasty

کلاه رسمی دوره قاجار ، قلی خان طبرستانی

گیل مردان

سرپوش مردان گیل از اوایل سده سیزدهم هجری خورشیدی که وقایع نویسان، مردان حاشیه خزر را با کلاه های بلند مخروطی با نیمه مخروطی وصف کرده اند تا به حال تغییرات بسیاری به خود دیده است. «چالرز فرانسیس مکنزی» (سر کنسول انگلیس در رشت) در اواسط سده سیزدهم، این سرپوش های مخروطی شکل را شبیه گلدان های وارونه دانسته است و کمی بعدتر «ادوارد پولاک» اتریشی در دست نوشته های خود، گیلک ها را با کلاه های مخروطی از پوست گوسفند و آستری پارچه از جنس چلوار توصیف کرده است. این همان کلاهی است که مردان شهری و روستایی در دوره قاجار بر سر می گذاشتند، همان کلاهی که به دستور ناصرالدین شاه قاجار، بارها قدش آب رفت و نهایتاً به شکل استوانه ای نه چندان بلند در آمد.

جنگ جهانی اول با خود کلاه های دیگر برای گیلانی ها آورد تا بالاخره رضاخان از راه رسید و تمام سرپوش هایی که تا آن زمان مورد استفاده گیلانی ها بود را از سر آنها برداشت. و کلاه فرنگی و شاپو، به جای آن گذاشت. کلاهی که هنوز بر سر مردان شهری و روستایی شمال کشور دیده می شود.

bakhtiari men hat

کلاه مردان بختیاری ، دوره احمد شاه قاجار

بختیاری ها

بختیاری ها از همان بچگی کلاه های نمدی گرد معروف و شناخته شده خود را بر سر می کنند و معمولاً کمتر کسی مردان اصیل بختیاری را در درازای عمر با عزتشان بدون کلاه می بیند. مردان بختیاری فقط در چند مورد معدود کلاه از سر می گیرند؛ به وقت خواب، زمان حضور بر سر مزار بزرگان بختیاری، در جنگ برای تحریک جنگاوران خودی، هنگام وساطت، به وقت قسم خوردن، برای گرفتن انتقام خون به ناحق ریخته شده و یا هنگام در خواست چیزی از بزرگ یک ایل. این اصرار بختیاری ها بر همیشه سر کردن کلاه نمدی شان، رسمی پارسی است و یادگاری است از دوران فرمانروایی بزرگ هخامنشیان.

کلاهی که بختیاری ها به سر می گذارند شبیه همان سرپوشی است که در نقش برجسته های تاریخی بر سر مردان ماد و یا ساسانی می بینیم. کلاه های بختیاری معمولاً در رنگ های سیاه، سفید، قهوه ای و کرم رنگ وجود دارند و مردان بختیاری حداقل امکان انتخاب رنگ کلاهشان را دارند. به جز کلاه معمولی که بر سر بیشتر مردان ایل می رود، می توان سرپوش های دیگری هم بر سر بختیاری ها دید؛ از جمله «شونون» که کلاه گرد بی لبه ای است که جایش بر فرق سرچوپان است، کلاه خسروانی که بزرگان بختیاری بر سر می گذارند، «تشمال» که بر سر نوازندگان ساز و دهل دیده می شود و کلاه قهوه ای رنگی کوتاه تر از کلاه خسروانی که سرپوش شبانان است.

نقش کلاه بختیاری بر سنگ قبر، نشان دلاوری، جنگاوری و پهلوانی مرد خوابیده در دل خاک است. حجاران همیشه بالای سنگ قبر را برای نقش کردن کلاه پهلوان یا بزرگ زاده بختیاری کنار می گذاشتند.

دیدن کلاه در خواب هم برای مردمان این دیار نشانه بزرگی است، چنانکه فرالدین رازی هم در التعبیر فی علم التعبیر دیدن دستار و کلاه بر سر را در خواب نشانه فرمانروایی و مهمی دانسته است. سرکرده بختیاریان شکست خورده در جنگ کلاه از سرش برداشته و جامه از تنش کنده می شد، چنانچه حاجی خسروخان سردار ظفر پس از شکست به نشانه قبول آن داوطلبانه سرش را برهنه کرد.

کلاه بر سر مردان ایل بختیاری ابتدا راست و درست می ایستد اما به مرور زمان می لغزد و کج و کج تر می شود. کج سرگذاشتن کلاه، امتیازی است که به این راحتی ها نصیب مردان بختیاری نمی شود. در گذشته نه چندان دور، فقط خوانین بختیاری اجازه داشتند که کلاهشان را کج سربگذارند اما حالا این امتیاز به پهلوانان و بزرگان بختیاری هم داده می شود. در ایل بختیاری هیچ وقت کوچکتر حق ندارد جلوی بزرگتر کلاهش را کج سرکند. کج گذاشتن کلاه بر سر، در میان ایل بختیاری نشانه بزرگی و علو درجه است. شاید کج سردرکردن کلاه رسم غریبی به نظر برسد اما این رسمی است که در گذشته، میان ایرانیان طرفداران بسیاری داشته است، چنان که خواجه شیراز در دیوانش متذکر می شود که «نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست / کلاهداری و آئین سروری داند.» ظاهراً کج گذاشتن کلاه رسمی قدیمی است که بختیاری ها و بعضی عشایر دیگر ایران اصرار دارند همچنان آن را به جا آورند.

اسمائیل خان سردار قشقایی و همراهانش

کلاه مردان قشقایی ، اسماعیل خان صولت الدوله ، دوره احمد شاه قاجار

قشقایی ها

ایل قشقایی در اواخر سده سیزدهم خورشیدی، ائتلافی بزرگ از اقوام ایرانی با زبانی مشترک بود که قدرتش رضاخان را به ترس و دلهره می انداخت، به همین خاطر، رضاخان رئیس این ائتلاف بزرگ را به تهران خواند و او را در حبس خانگی زندانی کرد. با دستور یک شکل شدن لباس توسط رضاخان، جامه سنتی قشقایی ها هم از تنشان بیرون آورده شد و لباس هایی با سلیقه شاه بر تنشان نشست. اما وقتی رضاخان از صدر به ذیل کشیده شد، ناصرخان قشقایی با کلاه قشقایی به دامان ایلش برگشت و کلاه دو گوش قشقایی را دوباره احیا کرد. (نیاز به منبع مستند)

امروز، مردان سختکوش ایل قشقایی با اینکه پیراهن های آستین بلند به تن می کنند و روی آن کت می پوشند، اما همچنان اصرار دارند که یادگار ناصرخان قشقایی را سر بگذارند. کلاه های نمدی سیاه رنگی که مردان قشقایی به سر دارند، نشان هویت و موجودیت ایل قشقایی است. این نشان هویت، سرپوشی مخروطی شکل و سیاه رنگ است که از پوست بره تهیه می شود.

اما کلاه در ایل قشقایی و بختیاری فقط مختص مردان نیست، زنان ایل هم کلاهی به نام «کلاقچه» دارند که همچنان یکی از اجزای ثابت البسه شان به حساب می آید. کلاقچه، کلاه کوچکی است که بر گیسوان زنان ایل می نشیند و روی آن یک روسری و یک سربند ابریشمی سیاه بسته می شود. در گذشته، زنان قبایل مختلف ایل بختیاری، به جای این سربند سیاه رنگ، شال هایی رنگی سر می کردند که از رنگ همین سربندها می شد زنان هر طایفه را از دیگران بازشناخت. مجاورت و آمد و شد بختیاران و قشقایی ها باعث شباهت پوشاک و سرپوش هایشان شده است.

کلاقچه را از انواع پارچه های مخملی، ساتن، وزری تهیه می شود تزیینات رویی آن به اندازه کلاقچه زنان بختیاری نیست، زیرا در زیر چارقد قرار می گیرد و فقط به نوار دوزی کناره ها اکتفا می شود «بندی به گوشه کلاهک می دوزند وزیرچانه گره می خورد»

 


انواع کلاه در دوران باستان

1) تاج

تاج ، کلاه مخصوصی بود که توسط پادشاهان استفاده می شد. تاج نشان دهنده قدرت ویژه ای بود که از آسمان به پادشاهان ارزانی شده بود و هر بخش از تزئینات آن اعتقادات و آئین های آن دوره را نشان می داد. اکثریت تاج ها دندانه دار بودند و دندانه ها در خطی منحنی قرار داشتند که رمزی از قلعه ، دژ یا شاید رمزی از خورشید (مهر) بودند. تاج ها چنان قابل احترام بودند که دربار، به سختی تعمیر و نگهداری آن را به کسی محول می کرد.

انواع تاج :

  • تاج بسته : تاج تا بالای سر را پوشش می داد.
  • تاج های باز : این تاج ها که در بالای سر پوشیده نمی شدند ، از میله های فلزی استوانه ای ، در اندازه و شکل های مختلف ساخته می شد. در گذشته اکثر تاج ها به این شکل درست می شدند.
  • تاج های یکپارچه : این تاج ها ، تاج های بازی بودند که با دو گیره در چهار گوشه اسکلت تاج نصب و بسته می شد.

2) دیهیم یا نیم تاج

یک حلقه طلایی با ارتفاع چهار تا پنج سانتی متر بود که می توانست دندانه دار باشد یا صاف و یکدست. چنانکه طرح ها نشان می کند ، نیم تاج های دندانه دار منحصرا توسط شاهان پوشیده می شد تا امور روزانه را اداره کنند. اما نیم تاج های بی دندانه توسط شاهزادگان ، درباریان یا فرماندهان نظامی پوشیده می شد. یک دیهیم بدون دندانه در پرسپولیس کشف شده است که به سایر انواع نقش برجسته درآنجا شباهت ندارد.

3) بساک

یک حلقه گرد از گلها و شاخه ها و یا حلقه ای فلزی ساخته شده بشکل گلها است. در گذشته ، نوعی از بساک وجود داشت که شبیه طناب و ریسمان بود. این نوع بساک ها بیشتر توسط افسران نظامی استفاده می شد. بسیاری از نقش های برجسته سربازان در پرسپولیس بساک بر سر دارند. بساک هم از فلز و هم از غیر فلز ساخته می شد. بساک های نمدی غیر فلزی در طول شکار و جنگ استفاده می شد تا از آشفتن و مزاحمت موها جلوگیری کند. بساک توسط پادشاه ، درباریان او ، افسران نظامی و حتی مردم عادی پوشیده می شد.

4) کلاه نمدی تخم مرغ شکل

این کلاه به عنوان کلاه مادها معروف است. تنها تزئین بر روی کلاه نمدی تخم مرغی شکل ، یک نوار قیطانی در لبه کلاه بود. تصاویر به جا مانده در تپه قالایچی در بوکان از دوره مانویان و همچنین تاج هایی از دوره ساسانیان ، آشکار می کند که یک نیم تاج بر روی کلاه نمدی پوشیده می شده است. جنگجویان هخامنشی و افسران مادی از کلاه نمدی استفاده می کردند. کلاه مشابه به این کلاه ، هنوز توسط طوایف ایرانی چادرنشین استفاده می شود.

5) کلاه راسته

این نوع کلاه ، یک مخروط وارونه بود که در پایه خود برش می خورد ، از نمد ساخته می شد و توسط صمغ و دیگر مواد معطر، خوشبو می شد. این نوع کلاه ، هم شکاف دار و هم انواع ساده بود. کلاه راسته ساده به عنوان جایگزینی برای تاج شاهان در انجام کارهای روزانه آنها بود. تفاوت میان کلاه های راسته شکاف دار و ساده در برشها و شکاف های بدنه کلاه است. ظاهرا کلاه های شکاف دار برای سربازان استفاده می شده است و ویژگی خاص این نوع کلاه ، تصویری از اهورا است که بر روی آن منقوش می شد. مقایسه بین کلاه های راسته معروف به کلاه های پارسی و کلاه های راسته آشوریان نشان می دهد که کلاه راسته هخامنشیان ، یک نوع اصلاح شده از کلاه آشوریان بوده است.

6) کلاه ترک دار

کلاه دیگری که می توان گفت مخصوص پارسیان و در میان آنها همگانی بوده است کلاه نمدین بلند و ترک داری است که نمونه های فراوانی از آن در نقوش تخت جمشید ، بر سر بزرگان و سربازان پارسی دوره هخامنشی دیده می شود.

«کهن ترین اثر و نمونه از اینگونه کلاه در سنگ نگاره «آنوبانی نی» پادشاه تیره «لولوبی» 2500 الی 1500 سال پیش از میلاد در سر پل زهاب کرمانشاه نقش شده است. در این سنگ نگاره ، آنوبانی نی در برابر ربه النوع «ایشتار» که او را بر دشمنانش پیروزی بخشیده ، ایستاده و پای خود را بر سینه دشمن که بر زمین افتاده ، نهاده است. در زیر پای آنوبانی نی رده ای از اسیران برهنه (که دست هایشان را از پشت بسته اند) قابل مشاهده است که اسیر نخست کلاه ترک داری مانند کلاه پارسیان بر سر دارد.»

این کلاه بی گمان از نمد ساخته می شده نزدیک به 22 یا 24 ترک در دورادور آن وجود داشته است و مانند کلاه راسته، لبه بالایی آن از لبه پایینی اندکی بزرگتر بوده است، کلگی آن نیز در وسط کمی برجستگی داشته و شکل طاق آن دایره ای بوده که 22 یا 24 سه گوش ریز در پیرامون آن بریده بوده و روی کلاه ترک ها را می پوشانیده است.

7) باشلق (نوعی کلاه نظامی)

نوعی کلاه نمدی است که رشته های آویزان خاصی در پشت گوشها دارد و همانطور که به سمت پایین می آید باریک می شود. در پشت قوس باشلق ، بخش اضافی وجود دارد که به سمت جلو تا می خورد. باشلق توسط افسران زره پوش مادها پوشیده می شد و امروزه باشلق با اندکی تغییر و اصلاح در کردستان و قفقاز پوشیده می شود.

8) دستار (کلاه عمامه مانند)

دستار نوعی شال با رنگ بندی مختلف یا کلاه نمدی نوک دار بود که به دور سر و گردن مردان پیچیده می شد.

9) دستار (روسری)

این نوع دستار در واقع نوعی روسری یا سرپوش بود که زنان بر سر می کردند و تا قوزک پای آنها را می پوشاند. دستار طوری بر روی سر آنان قرار می گرفت که تمام موی آنها را می پوشاند و ادامه آن مانند دنباله ای در پشتشان آویزان می شد. این دستار معمولا با یک نیم تاج یا بساک پوشیده می شد و سرپوشی بود که در گذشته میان بانوان ایرانی دوره هخامنشیان متداول بوده است.

10) موبند

خوزی ها یعنی پارسیانی که در خوزستان و شوش می زیستند ، شاید به علت گرمای سخت آن سرزمین و یا به علت تاثیر طرز پوشاک همسایگانشان، به جای پوشانیدن سر با کلاههای گوناگون، از «موبند» استفاده میکرده اند.

موبند پارسیان خوزستان بر دو گونه بود: یکی مانند «عقال» یا تازیهای امروزی، حلقه ای از نخهای تابیده و به هم پیچیده ای بود که آنرا از بالای سر بر روی موها و گیس های خود گذاشته بر روی پیشانی استوار می کردند. نوع دیگر آن نوار پهنی بوده از نمد یا پارچه های ستبر گوناگون که میان آنرا بر بالای پیشانی خود نهاده و دنباله های آنرا در پیش سر متمایل به سمت راست گره میزدند.

 


 

دلایل استفاده از کلاه

  • جایگاه و مقام افراد
  • کاربردهای مذهبی
  • شغل و حرفه

 


گردآوری و تهیه :
گروه کارشناسی ایران آنتیک
www.iranantiq.com


منابع

  • تاریخچه کلاه در ایران / علی جواهر کلام / خرداد 1336
  • نگاهی به کلاه پارسیان در روزگار هخامنشیان / یحیی ذکاء / دوره 1-2 / آبان 1342
  • کلاه / محمد دبیر سیاقی / سخن / دی 1348
  • تاریخچه پوشش سر در ایران / سهیلا شهشهانی / انتشارات مدبر / تهران 1374
  • کلاه و سربند زنان و مردان ایـران از آغـاز تا صدر اسلام / الهه عباسی، حسین یاوری / دانشگاه الزهرا
  • اقتصادسیاسی ایران: از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی / محمدعلی همایون کاتوزیان / ترجمه محمدرضا نفیسی و کامبیز عزیزی / نشر مرکز / تهران 1389
  • تاریخچه لباس ملی در ایران / موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

 

نظر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده...