مینیمال آرت

سبک ها و مکاتب هنری  2 نظر

مینیمال آرت (Minimal Art) : هنر کمینه ، کمینه گرایی

مینیمال در لغت به معنای حداقل ، کمترین حد ، اندک ، ناچیز ، خیلی کم است. بر همین اساس هنر مینیمال ، هنری است که بر حداقل ها و کمترین ها استوار است. شاید به همین سبب معادل فارسی کمینه گرایی برای آن در نظر گرفته شده است ؛ چنان که کمینه در لغت نامه دهخدا چنین معنی شده است : کم تر باشد از هر چه.

مینیمال آرت جریانی هنری مربوط به سواحل شرق آمریکا در هنر های تجسمی است که در اواخر دهه 1960 م. با هدف نزدیک شدن به سادگی بیش از حد و بر علیه هیجان گرایی انتزاعی شکل گرفت. در واقع مینیمالیست ها ، به فساد در عالم بیرونی انتقاد داشتند. هنر مینیمال در شکل های مختلف هنری همچون مجسمه سازی ، معماری ، موسیقی ، ادبیات ، سینما و نمایش به ویژه هنرهای تجسمی و موسیقی راه یافت و آن ها را دگرگون کرد.

پژوهش های پیروان این جنبش انواع ساختار مدولی ، فضایی ، شبکه ای و جفت کاری را شامل می شد که هدف آن توضیح مجدد مسایلی چون فضا ، فرم ، مقیاس و محدوده بود ؛ در نتیجه هرگونه بیانگری و توهم بصری را نفی می کرد.
در ابتدا منتقدان برای این سبک هنری نام های متعددی همچون هنر ABC ، هنر حداقل گرا ، هنر سرد و بی روح را به کار می بردند و مینیمالیسم بیشتر برای توصیف هنرهای بصری که بر جایگاه انتزاع و انتزاع گرایی در زمینه عمدتا سه بعدی و بعضا نقاشی مورد استفاده قرار می گرفت. 
به جز انتزاع ، ایستایی از مهم ترین ویژگی های این سبک هنری است که به شیوه های مختلف اجرا می شود. سکوت و تکرار در موسیقی ، حرکات ثابت و گزیده و بی تحرک در فریم های ثابت و طولانی در فیلم ، روایت آزاد و اشعار بی احساس در ادبیات ، مجسمه های بی شکل  ، نقاشی های تک رنگ نمودارگونه یا شبکه ای ، دیالوگ های عقیم و موقعیت های دایره وار و چرخشی در نمایش.
در حقیقت این جنبش هنری به بی روحی در رنگمایه ، هموار کردن پرسپکتیو از طریق تاکید بر سطوح و خنثی سازی عمق در نقاشی گرایش دارد تا بدین طریق به بیان بی حس و دور از احساسات کلیشه ای رایج در هنر برسد. این ویژگی ها در میان هنرمندان کمی با هم تفاوت دارد اما همه در نهایت به بیانی بی بیان در هنر رسیده اند. به طور کلی در این سبک هنری به اسکلت اصلی هنر بسنده می شود و هر آنچه که به نظر زائد و اضافه می رسد حذف می گردد. در این شیوه هنری ، هنرمندان از الگو ها و طرح های بسیار ساده ای استفاده می کنند که اغلب تکرار می شوند.

آندره[1] ، جاد[2] و رابرت موریس[3] از جمله هنرمندانی بودند که در این زمینه کار کرده و مطلب نوشته اند. این هنرمندان روشی خردگرایانه را در ترکیب های خود به کار می بردند ؛ مجموعه های منظم ساده ای از واحد های همانند و جابجا شونده بر اساس ریاضی که قابلیت بسط و توسعه دارند. 
در سال 1929 م. دیوید بورلیوک فوتوریست روسی از شیوه مینیمالیسم و قطعات در کارهای نقاشی خود به کار می برد . در سال 1958 م. پیشروان تندرو در نقاشی آمریکا ، نقاشان میدان رنگ و همچنین هندسه گرایانی چون آلبرز[4] و فرانک استلا[5] با نقاشی های راه راه نیز کار می کردند.
مانگولد[6] با مینیمالیسم هندسی گرایی ، رایمن[7] با بافت های تُن رنگ ، و مطالعات خطی اگنس مارتین[8] ، همه ویژگی «حضور» و ترکیباتی از رنگ و شکل هستند که در پیکره سازی هم با بیان مینیمالیسم پرداخت نشده یا با رنگ های صنعتی تک رنگ به کار برده می شد.

اثری از مانگولد ، مینیمال آرت

اثری از مانگولد ، مینیمال آرت

اثری از اگنس مارتین ، مینیمال آرت

اثری از اگنس مارتین ، مینیمال آرت


مواد سازه های «آندره» مبنی بر یک شکل با طبیعت یکسان اولیه است که همه زواید را حذف کرده است. موضوع شبکه های له ویت[9] و طرح های دیواری با تسلط محاسباتی آن ها و منشور سطح متوازی خاکستری خنثی موریس بدون عنوان (لکه) 1968 م. به عنوان یک نماینده شاخص ، شکلی را در حین دیدن می توان حدس زد.
دونالد جاد به گونه صنعتی به این شیوه پرداخت. آثار او متشکل از واحد های هندسی تکرار شونده اند که غالبا ابعاد بزرگ دارند.حجم ها را از ورق آهن گالوانیزه یا آلومینیوم می ساخت و سطح آن ها را با رنگ های تند می پوشاند.او در سال 1973م. به مارفا تگزاس نقل مکان کرد و در آنجا در بسیاری از کارگاه های پیکره سازی ، کارهای بیرونی ساختمان و اثاثیه را تولید کرد.جاد معتقد بود که این ساختارهای بنیادی با آثار کنستروکتیویست ها متفاوت است ، زیرا از طریق تکرار و تقارن واحدهای یکسان و بنابر نظام ریاضی معین به وحدت می رسند.

بی عنوان ، اثر دونالد جاد ، مینیمال آرت
بی عنوان ، اثر دونالد جاد ، مینیمال آرت


پانویس

1.آندره (Andre) : کارل آندره ؛ حجم ساز آمریکایی (1935). از نمایندگان مینیمال آرت به شمار می رود. او در آثارش از حجم های ساده ای چون آجر نسوز و بسته های یونجه استفاده کرده است.

2.جاد (Judd) : دونالد جاد ؛ حجم ساز آمریکایی (1944-1928). از نظریه پردازان و نمایندگان مینیمال آرت بود و می کوشید که پدیده هنری را تا حد عناصر اساس اش کاهش دهد.

3.موریس (Morris) : رابرت موریس ؛ حجم ساز ، نمایشگر و نویسنده آمریکایی (1931).از پیروان مینیمال آرت بود و مجسمه هایی با اندازه بزرگ با مواد صنعتی می ساخت. بعدا به هنر اجرا و هنر خاکی روی آورد. و مقالاتی در رابطه با هنر نوشت.

4.آلبرز (Albers) : ژوزف آلبرز ، نقاش ، طراح و معلم آلمانی (1976-1888). در زمره برجسته ترین رنگ پردازان سده بیستم بود. او کتابی درباره نظریه رنگ نوشت که هنوز هم معتبر است. پس از دهه 1940م. ترکیب بندی های او از مربع هایی بر هم نهاده شده تشکیل شده بود که در رابطه با هم عمق و فاصله ایجاد می کردند. نقاشی های او را پیش درآمد اپ آرت می دانند.

5.استلا (Stella) : فرانک استلا ؛ نقاش آمریکایی (1936). از شخصیت های برجسته نسل دوم انتزاع گرایان آمریکایی است که نقاشی و حجم سازی را با هم در آمیخته است.

6.منگولد (Mangold) : رابرت منگولد ؛ هنرمند مینیمالیست آمریکایی (1937). آثار او اغلب از عناصر ساده تشکیل شده که با استفاده از ابزار های پیچیده ترکیب می شوند.

7.رایمن (Ryman) : رابرت رایمن ؛ نقاش آمریکایی (1930). کیفیت رنگماده (غالبا سفید) ، حالت یکنواخت مواد ، اهمیت دادن به زمینه ، بهره گیری از تمامی میدان بصری (به عنوان مثال در کناره های قاب) از مشخصات آثار او محسوب می شوند.

8.مارتین (Martin) : اگنس برنیس مارتین ؛ نقاش کانادایی - امریکایی (2004-1912). هنرمند مینیمالیست که آثارش ترکیبی از شیارهای تقریبا ناپیدا بود که بر زمینه ساده و تک رنگ نقش می انداخت.

9.له ویت (Lewitt) : سُل له ویت ؛ حجم ساز آمریکایی (1928). از نمایندگان سبک مینیمال آرت به شمار می رود.. او نیز همانند دونالد جاد ساختارهایی متشکل از واحدهای تکرار شونده ساخته است. ساختارهای سه بعدی و هندسی او غالبا بر مبنای محاسبات ریاضی در عناصر بصری (نقطه ، خط ، سطح) به وجود آمده اند.

 

نظر کاربران

avatar
۲ لایک
کامل بود ممنون
avatar
۲ لایک
مطلب عالی بود مرسی
avatarنظر خود را ارسال کنید