سیاه مشق

خوشنویسی بیان دیدگاه

سیاه مشق

به تکرار و روی هم نویسی حروف در خوشنوسی «سیاه مشق» می گویند ؛ هدف از آن ، مهارت هنرمند خوشنویس در درست نوشتن شکل صحیح حروف  است و در تکرار حروف و کلمات از نظر معنا اهمیت خاصی وجود ندارد و انگیزه اصلی استحکام بخشیدن و دست یافتن به اطمینان نهایی از لطافت و ظرافت های اجرای حروف بوده و در نهایت خوشنویس برای نگارش نهایی آماده می شود.

امروزه سیاه مشق ها به دو گروه تقسیم بندی می شوند : 

  1. سیاه مشق هایی که جنبه تمرینی دارند و معمولا خوش نویسان برای به اصطلاح دست گرمی آن را انجام می دهند.
  2.  سیاه مشق هایی که شکلی مستقل یافته اند و می توان گفت از دوره قاجار به اوج کمال رسیده اند. 

با کشف زمینه های خلاقانه سیاه مشق نویسی در دوره قاجار ، هنرهای تجسمی معاصر ایران در دهه چهل شمسی در مسیر تازه و تجربه متفاوتی قرار می گیرد که متاثر از برداشت های آزاد هنرمندان از خوشنویسی و سیاه مشق نویسی است که جریان هنر نقاشی خط را تاکنون تداوم بخشیده است.

اهمیت سیاه مشق در عدم رعایت اصول و قواعد مشخص در رهایی آن از مضامین ادبی و یافتن بیان زیبایی شناسانه مستقل از بستر هنر سنتی می باشد که تبدیل به ابزار مستقل هنری شده است.
تمرین سیاه مشق برای فرد مبتدی تا هنرمند استاد خوشنویسی از اهمیت بسیاری برخوردار است. برای هنرجوی مبتدی از لحاظ رسیدن به نقطه ایده آل از نحوه نگارش صحیح کلمات و برای استاد از لحاظ حفظ سرزندگی و صلابت و آمادگی در خوشنویسی ، روش تمرین و مشق نمودن جایگاه بسیار ارزشمندی دارد.

سیاه مشق نویسی در خوشنویسی ایران در نیمه اول قرن دهم هجری اهمیت یافت و در نیمه دوم قرن دهم هجری توسط میرزا غلامرضا اصفهانی و میرحسین ترک به اوج خود رسید و به عنوان یکی از شیوه های مستقل هنری خوشنویسی نستعلیق جایگاه ارزشمندی یپیدا کرد. میرزا غلامرضا اصفهانی سیاه مشق را بسیار استوار ، محکم و با ظرافت می نوشت. در روش او ترکیب بندی بسیار حساب شده و دقیقی صورت گرفته که از تجربیات منحصر بفرد ایشان می باشد. در نمونه های به جای مانده از آثار وی با توجه به اهمیتی که سیاه مشق نویسی داشته همواره آثار او با تذهیب و تزیین همراه است که شان سیاه مشق نویسی را در ارزشی همانند با دیگر روش های قطعه نویسی نستعلیق قرار داده است. او در قطعات خود عباراتی با مضامین زیبا و پرمغز مانند سوره حمد یا مصراع یا بیتی حکیمانه از شاعری دیگر را تحریر کرده است.

تکرار برخی از کلمات یا حروفی خاص و نحوه نگارش آن حاکی از اهمیت و تاثیر معنای آن کلمات بر احساس میرزا غلامرضا اصفهانی بوده است. در قطعاتی هم که تکرار در کار نیست افزودن اثر معنی بر شکل ظاهری قطعه نقش تعیین کننده ای در ایجاد ترکیب مناسب دارد. اضافه شدن اثر معنی بر شکل ظاهری در عبارت قطعه حروف عادی و آشنا را نمادین کرده و به رمز تبدیل می کند و هنگامی که بیننده اثر معنی را دریافت نماید زیبایی خیره کننده اثر او را بیشتر حیرت زده می کند.

اما روش سیاه مشق نویسی میرزا رضا کلهر با غلامرضای اصفهانی متفاوت بوده است  و هدف او تبدیل سیاه مشق به یک قطعه هنری نیست بلکه در شاخصه تمرینی آن است که زمینه ای برای آمادگی نگارش نسخه های چاپ سنگی بوده است. او آنقدر کلمات و حروف را فشرده می نوشت که به ندرت سفیدی بر روی کاغذ دیده می شد. در سیاه مشق های کلهر بیشتر به کلیت ساختاری توجه شده و استحکام و جسارت و بداهگی ترکیب بندی ها ، ضرباهنگ های قدرتمندی را بوجود آورده است.

ظرفیت های بصری سیاه مشق نستعلیق

  • تنوع در اشکال حروف

حرکات اصلی حروف در نستعلیق در قالب اشکال عمودی و افقی  و دوایر شکل یافته که هر کدام از آن ها قابلیت متنوع ساختاری را در ترکیب بندی به وجود می آورند و دامنه بسیار وسیعی از ترکیب بندی ها و ضرباهنگ های حروف را به نمایش می گذارند.

  • ضرباهنگ یا ریتم

برترین ویژگی سیاه مشق ریتم ( تکرار ) است. ریتم از یک سو تأکید و شخصیت بخشیدن به هر یک از عناصر است و از سویی دیگر به هنرمند این اجازه را می دهد تا با استفاده از آن ، فضاهای مثبت و منفی زیبایی بیافریند. اغلب سیاه مشق ها به شکل مایل ( مورب ) نوشته می شوند و محور تعادل ، قطرهای کادر هستند و تعادل با استفاده از کشیده های تخت، نمایشی مضاعف می یابد.

  • تضاد یا کنتراست

ارزش تصویری کنتراست حروف در سیاه مشق :

  • ارزش فضاهای مثبت و منفی و تیرگی ها و روشنی ها در ترکیب های سیاه مشق
  • تراکم و پراکندگی حروف که در برخی مواقع خوشنویس به جهت تاکید خاص بر حروف ممکن است با تکرار و روی هم نوشتن حروف حداقل فضای منفی را بوجود آورده و دیگر حروف را با ضرباهنگی آزادتر ، وزن و تضاد چشمگیری بوجود آورد.
  • تنوع در ضخامت و حرکت حروف عمودی و افقی و حروف دوار  و نیز نقطه گذاری ها هر یک به جهت ارزش بصری مجزا در ساختار نهایی تضادقابل توجهی را بوجود می آورند برای مثال حرکات حروف کشیده که با پهنای کامل قلم بوجود می آید در اتصالات و ترکیب خطوط با حداقل پهنای قلم کنتراست شدیدی ایجاد می کند.

 

  • فضای مثبت و منفی

از ارزش های مهم سیاه مشق است که از طریق روی هم افتادن حروف و تراکم و پراگندگی آن ها ، اشکال اصلی حروف به نحوی نامتعارف و دگرگون شده نمایان و با ارزش های تصویری فضاهای منفی همانندی پیدا می کنند.

  • اندزه و پهنای قلم

استفاده از تعدد پهنای قلم در سیاه مشق نویسی قابلیت های مختلفی در ساختار ترکیب بوجود می آورد و در نتیجه زمینه ای برای ایجاد سطوح در اندازه های مختلف عمق و پرسپکتیو می شود و ضرباهنگ های متنوع و متعددی را در جهت پویایی تصویر بوجود آورده و مانع از ایجاد یکنواختی در ترکیب بندی می شود.

  • ابهام و عدم خوانایی

از اصلی ترین ویژگی های سیاه مشق نستعلیق در تطبیق پذیری آن با مفاهیم تایپوگرافی معاصر ، پیچیدگی روابط بصری حروف و ابهام معنایی است.چنین اسلوبی در یک پوستر حروف نگاری به شیوه سیاه مشق ممکن است حاوی یک متن نوشتاری بوده که جنبه خوانایی آن با صراحت کمی بیان شده و در نتیجه بیننده در خواندن و قرائت معنابه تامل بشتری نیاز داشته باشد.

در برخی از سیاه مشق ها هنرمند از دو یا چند قلم استفاده کرده تا فضایی با عمق و پرسپکتیو به وجود آورد. هر چند که تلاقی حروف و کلمات و قرار گرفتن آن ها بر روی همدیگر نیز چنین احساسی را ایجاد می کند. 

نظر کاربران

avatarنظر خود را ارسال کنید