اکسپرسیونیسم

سبک ها و مکاتب هنری بیان دیدگاه

اکسپرسیونیسم (Expressionism) : هیجان نمایی یا هیجان گرایی

اکسپرسیون در هنر جدید کلمه مهمی است که به معنای نمایش بیرونی احساسات درونی می باشد. اما در این نمایش همه چیز بستگی به این دارد که آیا ما به احساسات حرمت می گذاریم و به جهان بیرونی کاری نداریم و یا برعکس به جهان بیرونی حرمت می گذاریم و نحوه بیان خود را بر حسب آن تغییر می دهیم.
اصطلاح «اکسپرسیونیسم» در ابتدا با این هدف که با سلطه امپرسیونیسم در هنر فرانسه مقابله کند به عنوان جایگرین نفی کننده ای برای آن به کار گرفته شد و به گرایش تعریف نشده ای از موسیقی و ادبیات به ویژه شعر و نمایشنامه و هنرهای تجسمی اطلاق می شد که می خواست از سوژه ها و وسیله ها به عنوان قالب های بیان شخصی بهره بگیرد. اکسپرسیونیسم با تصویری بسیار شخصی از جهان ، عواطف و معنویت انسان ها را بر می انگیخت.

در این سبک شخصیت ، موقعیت ذهنی یا شرایط حسی هنرمند به شکلی مشابه به موجود زنده ، به نمایش گذاشته می شود. ما در زندگی روزمره خود نیز چنین می کنیم ، مثلا ممکن است خانه را به شکل انسان ببینیم و پنجره های آن را به صورت چشم هایش تجسم کنیم ؛ و یا یک سگ یا حیوان خانگی با احساسات و انگیزه هایی عجین شود که احتمالا نمی تواند با احساسات بی نهایت پیچیده ترِ صاحبش مشابه باشد. این گرایش را که بعدها در آثار سازندگان فیلم های کارتونی برجسته تر شد، می توان «همدلی» یا «sympathy» نام نهاد. اما در تاریخ و نقد هنر این اصطلاح به سبکی اطلاق می شود که در آن قراردادها و سنت های طبیعت گرایی کنار گذاشته شده و به جای آن تأکید بیشتری بر ایجاد اعوجاج و اغراق در شکل و رنگ برای بیان فوری احساس هنرمند وجود دارد. به همین سبب مفهوم اکسپرسیونیسم در معنای وسیع آن می تواند به هنر هر مکان و زمانی اطلاق شود که تاکید بر واکنش حسی هنرمند داشته باشد.

اکسپرسیونیسم به عنوان یک سبک هنری برای توصیف آثاری به کار می رود که هنرمند در آنها به منظور بیان عواطف یا حالات درونی ، دست به کژنمایی واقعیت زده باشد. در واقع هنری است که نه می کوشد واقعیات عینی طبیعت را به تصویر کشد و نه هیچ تصور انتزاعی مبتنی بر آن واقعیات را دارد ، بلکه کوشش آن برای تصویر کردن احساسات ذهنی هنرمند است. در واقع هنری است که یک فشار یا ضرورت درونی را آزاد می کند. این فشار بر اثر عاطفه یا احساس ایجاد می شود و اثر هنری به صورت مفر یا دریچه ای در می آید که به وسیله آن تاثر روانی غیر قابل تحمل به تعادل مبدل می شود. آزاد شدن نیروی روانی ممکن است به حرکات تندی منجر شود و ظواهر را چنان دگرگون کند که زشت جلوه کند. کاریکاتور نوعی اکسپرسیونیسم است.

اکسپرسیونیسم به نام یک جنبش مشخص در هنر جدید ، پیش از جنگ جهانی اول (از حدود 1905 تا حدود 1920) در سراسر آلمان ظاهر شد و به دو گروه عمده تقسیم می گردد: گروه «پل» که ویژگی کاملا آلمانی داشت و در سال 1905 م. در شهر درسدن شکل گرفت و دیگری گروه «سوار کار آبی» که جهانی تر بود و در سال 1911 م. در مونیخ تشکیل شد. اصطلاح اکسپرسیونیسم را نخستین بار منتقدان آلمانی در مورد فووها ، کوبیست های اولیه و نقاشان دیگری که با امپرسیونیسم و هر گونه تقلید طبیعت مخالف بودند به کار بردند.

میدان عاطفی اکسپرسیونیسم آلمان بسیار گسترده است : از وحشت و خشم هنرمندانی چون نولده[1] ، بکمان[2] ، گروس[3] گرفته تا دلسوزی طعنه آمیز به حال فقرا. این جنبش در آلمان در عرصه های ادبیات ، تئاتر ، سینما ، معماری و حتی موسیقی هم نفوذ کرد.

ماکس بکمان ، هنرمند پرتوان اکسپرسیونیست ، تاریک ترین لحظات سده بیستم یعنی زمانی که استبداد نازی تمدن اروپایی را تهدید می کرد را به تصویر کشیده است ، چنانچه در تابلوی عزیمت خود به این موضوع پرداخته است. این نقاشی شامل یک قاب سه لوحی است ؛ در لوح سمت چپ صحنه شکنجه به نشانه اردوگاههای مرگ دیده می شود ، لوح سمت راست تا حدودی  مانند یک کارناوال آراسته شده و اما لوح میانی که تضادی چشمگیر با دو لوح دیگر دارد که عزیمت یک خانواده سلطنتی را در روز روشن با پیکره هایی آسوده و متین نشان می دهد. رنگ های سخت و درخشان که به شیوه زیبایی در کنار هم هماهنگ شده اند بار سنگینی از معنا را به دوش می کشند.

عزیمت ، اثر ماکس بکمان ، سبک : اکسپرسیونیسم ، 35-1932 م. ، رنگ روغن روی بوم ، محل نگهداری : موزه هنرهای نوین نیویورک

عزیمت ، اثر ماکس بکمان ، 35-1932 م. ، رنگ روغن روی بوم ، محل نگهداری : موزه هنرهای نوین نیویورک

این جنبش ثمره جنبشی بود که پیش از آن در هنرهای مستعمل پیش آمده بود و در آلمان به نام «یوگنداشتیل / Jugendstil» و در فرانسه و بلژیک به نام «هنر نو / Art Nouveau» شناخته می شود. اولین کارهای «واسیلی کاندینسکی» ارتباط نزدیکی با «یوگنداشتیل» دارد اما بعدها کاندینسکی نیروی اصلی اکسپرسیونیسم آلمان شد.

از دیگر افراد مهم پیشگام این سبک ، «ون گوگ» بود که به طور آگاهانه طبیعت را برای «بیان رنج دهشتناک آدمی» به صورت اغراق آمیز به تصویر کشید. ون گوگ و اکسپرسیونیست های پس از وی در کاربرد حسی رنگ و خط تاکید عمده ای بر احساس خود داشتند.
«گوگن» نیز با آگاهی و به طور مشخص تری از امپرسیونیسم جدا شد. وی تمام فرم ها را ساده و مسطح کرد و از رنگ به گونه ای بهره برد که تمامی تشابه آن به واقعیت کاملا از بین برود.

ادوارد مونش نروژی که با کارهای ون گوگ و گوگن آشنا بود ، با کشف قابلیت های رنگ های خشن و دگرشکلی خطی توانست احساسات اصلی انسانی همچون تشویش، ترس، عشق و نفرت را به تصویر کشد. نقاش بلژیکی جیمز انسور از دیگر هنرمندان این سبک می باشد. وی حقارت ماهیت انسان را با به خدمت گرفتن صورتک های عجیب ترسناک کارناوال به نمایش گذاشت و هنر نامعقول و نامتعارف وی به ویژه در آثار چاپ فلزش به طور گسترده معروفیت یافت.
امیل نولده و ژرژ روئو از دیگر هنرمندان پیرو این سبک بودند.

جیغ ، اثر ادوارد مونش ، سبک : اکسپرسیونیسم ، 73×91 سانتی متر ، 1893 م. محل نگهداری : گالری ملی نروژ

جیغ ، اثر ادوارد مونش ، 73×91 سانتی متر ، 1893 م. محل نگهداری : گالری ملی نروژ 

پادشاه پیر ، اثر ژرژ روئو ، رنگ روغن روی بوم ، 54×76 سانتی متر ، مجموعه موزه هنر ، موسسه کارنگی ، پترزبورگ

پادشاه پیر ، اثر ژرژ روئو ، رنگ روغن روی بوم ، 54×76 سانتی متر ، مجموعه موزه هنر ، موسسه کارنگی ، پترزبورگ 

هنری ماتیس نیز از هنرمندانی است که در این سبک فعالیت کرده و هدفش در این سبک را چنین بیان کرد: «آنچه بیش از همه در جستجوی آنم، «بیان» حسی است (expression) هدف اصلی رنگ باید تا حد امکان در خدمت بیان حسی باشد ... در نقاشی یک منظره پاییزی سعی خواهم کرد تا رنگ متناسب با آن فصل را به یاد آورم ؛ من فقط از حسی که فصل به من می دهد الهام خواهم گرفت.»
همچنین در جای دیگر چنین شرح داده است : «آنچه در پی اش هستیم ، در درجه نخست ، بیان (اکسپرسیون) است ... من نمی توانم بین احساسی که از زندگی دارم و شیوه بیان آن توسط خودم تمایزی قایل شوم ... کل ساختار تابلوی من ، بیان کننده است ... هر چیز ، نقشی ایفا می کند. ترکیب بندی (کمپوزیسیون) ، هنر آراستن عناصر موجود در اختیار هنرمند به طرز تزیینی برای بیان احساسات خویش است ... هر آنچه که در تابلو مفید نباشد زیان آور است.»
با مطالعه پرده هماهنگی در رنگ سرخ (اتاق سرخ) متوجه می شویم که ماتیس برای هدف تزیینی – بیانی خویش از شیوه رنگ آمیزی گوگن و سزان بهره می گرفته است. این نقاشی ، کوششی است در نمایش تضاد رنگ های گرم و سرد و خطوط منحنی  و مستقیم ؛ و با آنکه به نظر می رسد سطوح این نقاشی به یک رومیزی ختم می شوند ، خطوط جهت نما و تغییر در قدرت رنگ حکایت از وجود پس و پیش دارند ، هرچند با گونه ای ابهام سنجیده فضایی. ماتیس در این باره می گوید که روش کارش ، روش پیوسته انطباق رنگ بر رنگ ، شکل بر شکل و رنگ بر شکل تا حدی است که «حالت» دقیقا مناسب احساس و دو نقاشی تکمیل گردد. اینگونه امکان بروز دادن به تابلو از دل احساس ژرف و حتی نا آگاهانه و راهنما قرار دادن حساسیت و غریزه هنری خویش ، نه فقط در شیوه عمل اکسپرسیونیسم بلکه در هنر نوین به طور کلی نیز رواج دارد.

هماهنگی در رنگ سرخ (اتاق سرخ) ، سبک : اکسپرسیونیسم ، 9-1908 م. ، 178×243 سانتی متر ، محل نگهداری : موزه آرمیتاژ ، لنینگراد

هماهنگی در رنگ سرخ (اتاق سرخ) ، 9-1908 م. ، 178×243 سانتی متر ، محل نگهداری : موزه آرمیتاژ ، لنینگراد

اکسپرسیونیسم در پیکره سازی

این سبک توسط ارنست بارلاخ به عرصه پیکره سازی راه پیدا کرد.او با درک خصلت بیانی هنر مونش دست به ساختن آثار اجتماعی و مذهبی زد. بارلاخ پیکره ساز ، تصویرگر ، چاپگر و نویسنده آلمانی و از شخصیت های برجسته این جنبش به حساب می آید. او تحت تاثیر هنر قرون وسطای متاخر در مجسمه هایش از باسمه چوبی مایه گرفت و شیوه بیانگرش را با نوعی واقع گرایی اجتماعی در هم آمیخت. در آثار وی ، تحقیرها و رنج های بشر مشهود است. پیکره مفرغین او به نام «یادبود جنگ» برای کلیسای گوستروف ، از نیشدارترین یادبودهای جنگ است. او در این اثر یک روح مرده را درست در لحظه ای که نی خواهد بیدار شود و به زندگی ابدی بپیوندد مجسم کرده است. عذاب روحی حاصل از فاجعه جنگ و رهایی از آن عذاب با امید به رستگاری به خوبی در این اثر مشاهده می شود.

یادبود جنگ ، اثر : ارنست بارلاخ ، جنس : مفرغ ، واقع در کلیسای گوستروف ، 1927 میلادی ، سبک : اکسپرسیونیسم
یادبود جنگ ، اثر : ارنست بارلاخ ، جنس : مفرغ ، واقع در کلیسای گوستروف ، 1927 میلادی

سردیس ، جنس : مفرغ ، 37 × 34.5 × 34.3 سانتی متر ، موزه هنرهای نوین نیویورک ، سبک : اکسپرسیونیسم

سردیس (جزیی از تصویر بالا) ، جنس : مفرغ ، 37 × 34.5 × 34.3 سانتی متر ، موزه هنرهای نوین نیویورک


پانویس

1.نولده (Nolde) : امیل نولده ، نقاش و چاپگر آلمانی (1956-1867) ؛ یکی از پیشگامان جنبش اکسپرسیونیسم در آلمان به شمار می آید. عنصر نگاره سازی بدوی ، همواره پایه ای برای هنر او بود. او در آثار نقاشان پست امپرسیونیسم چیزهایی یافت که در آثار اولیه اش در جستجوی آن بود. در این رهگذر ذهنیت او بی تغییر ماند ولی زبان گویایی را یافت که به وسیله آن می توانست خود را بهتر بیان کند. بهترین نقاشی های مذهبی اشبه سبب تندی عاطفی رنگ . خشونت بافت رنگی ، معرف ماهیت نفسانی و ضد عقلانی اکسپرسیونیسم ناب هستند. از آثار وی : باغ پر گل ، شام آخر ، مورد ستایش ، دریا ، رقص به دور گوساله زرین ، باسمه پیامبر.

2.بکمان (Beckmann) : ماکس بکمان ، نقاش و چاپگر آلمانی (1950-1884) ؛ بدون وابستگی به مکتب هنری خاصی از برجسته ترین هنرمندان اروپای سده بیستم به شمار می آید. او از انتزاع جوهر واقعیت به نوعی نگارش تصویری می رسد که با آن می تواند عمیق ترین رابطه دنیای درون و جهان برون را بیان کند. مهم ترین آثار او ترکیب بندی های پیچیده ای هستند که غالبا احساس اضطراب ، فشار و خشونت را در تماشاگر بر می انگیزاند. از آثار وی : سه لته بازی چشم بسته ها ، تک چهره خود نقاش ، شب ، پیش از بالماسکه ، پرده سه لته عزیمت ، باسمه زنی با شمع.

3.گروس (Grosz) : گئورگه گروس ، تصویرگر ، کاریکاتورساز ، نقاش و چاپگر آلمانی (1959-1893) ؛ از طنزنگاران برجسته سده بیستم به شمار می رود. او جنبش دادا را در برلین به راه انداخت. گروس سنت اغراق صوری و کژنمایی اکسپرسیونیسم را چون ابزاری برای واقع گرایی خشن خود به کار گرفت. علاوه بر این ، در نقاشی ها و طراحی های اولیه اش درک خود را از کوبیسم و فوتوریسم آشکار ساخت. جنگ ، ظلم و فساد جامعه بورژوازی آلمان ، از جمله موضوعاتی بودند که او با خط های تند و زاویه دار به تصویر کشید. از آثار وی : خودکشی ، پا انداز ، باسمه عید کریسمس ، آبرنگ مرد صاحب رای ، طرح قلمی پیش غذا ، پرچم در حال اهتزاز.

نظر کاربران

avatarنظر خود را ارسال کنید