:: لیست جدید ::  اینجا ضربه بزنید

نئو امپرسیونیسم

سبک ها و مکاتب هنری بیان دیدگاه

نئو امپرسیونیسم (Neo-Impressionism) : دریافت گری نو

نام نئو امپرسیونیسم را منتقدی به نام «فیلیکس فینیون» در سال 1886 م. برای این جنبش هنری در نقاشی فرانسه ابداع کرد. این سبک در مخالفت با سبک امپرسیونیسم به وجود آمد. بسیاری از هنرمندان امپرسیونیسم از جمله پیسارو[1] به این گروه پیوستند و در جستجوی ویژگی های صوری جدیدی بودند که راهی بیابند تا ترکیبات هنری بر پایه یک شیوه علمی باشد. آن ها برای جبران نبودِ ساختار استوار در امپرسیونیسم ، از نظم هندسی نقاشی کلاسیگ گرا کمک گرفتند. سورا[2] ، سینیاک[3] و کورو[4] از نقاشان این سبک بودند. این نقاشان به سبک امپرسیونیسم تعلق خاطر داشتند و موضوع هایشان را در دل طبیعت پیدا و طراحی می کردند و سپس پرده های نقاشی را به کارگاه برده و کامل می کردند. این سه هنرمند آثار نئوامپرسیونیستی خود را در آخرین نمایشگاه امپرسیونیستی در سال 1886 م. به نمایش گذاشتند.

برداشت محصول ، اثر کامی پیسارو ، سبک : نئو امپرسیونیسم ، رنگ روغن روی بوم ، 1889 م. ، 60×73 سانتیمتر ، مجموعه خصوصی

برداشت محصول ، اثر کامی پیسارو ، رنگ روغن روی بوم ، 1889 م. ، 60×73 سانتیمتر ، مجموعه خصوصی 

این گروه در سال 1891 م . به طور رسمی شروع به کار کرد. بنیان گذار این سبک ژرژ سورا می باشد. او تابلوی «بعد از ظهر یکشنبه در جزیره ژات بزرگ» را به بر اساس نظریه های جدید درباره رنگ و ترکیبات جدید به اجرا در آورد.
سورا طرح های بسیار زیادی را با رنگ روغن ترسیم و مورد مطالعه قرار داد. وی در پی آن بود تا یک قاعده هماهنگ و یکسان بر مبنای نور و رنگ ارائه کند. او شیوه ای از نقاشی با نقطه های ریز در مجاورت یکدیگر ابداع کرده بود که بر تئوری های رنگ شناسانه دلاکروا[5] و دانشمندان رنگ شناسی چون هلم هولتس و شورول استوار بود. سورا این شیوه را دیویزیونیسم یا تجزیه کاری رنگ نامید که در بیشتر مواقع با شیوه پوانتیلیسم یا نقطه چین کاری رنگ اشتباه گرفته می شد. (در شیوه پوانتیلیسم نقطه های رنگ با نقشه ای معین بر زمینه ای سفید که تا حدودی نیز از لابلای نقطه ها دیده می شود و از لحاظ بصری نقشی ایفا می کند توزیع می گردند.)
سورا به سازماندهی درست و اصولی رنگ ها و رسیدن به نوع جدیدی از نظم تصویری ، توجه و علاقه ویژه ای داشت. در این روش حرکت آزاد و روان رنگ ، در برخورد با قواعد از پیش تعیین شده ای که نقاش پذیرفته یا تحمیل کرده ، منضبط می شود و ترتیبی محاسبه شده پیدا می کند اما نتیجه نامشخص است چون هم یک الگوی سطحی ایجاد می کند هم یک پرسپکتیو عمقی. در تابلوی نقاشی «بعد از ظهر یکشنبه در جزیره ژات بزرگ» بر خطوط عمودی پیکره ها و درخت ها ، خطوط افقی سایه ها و خاکریز دوردست و خطوط مورب ، در سایه و خط ساحلی استوار است که هر یک سهمی در تاثیرگذاری این اثر دارند. سورا برای ایجاد الگو و فضای تلقینی از موضوعات تکراری استفاده می کند : نیمرخ خانم ، چتر آفتابی و شکل استوانه ای پیکره ها همگی چنان در فضا جای داده شده اند که حرکتی آهنگین در عمق و از یک سو به سوی دیگر پدید می آورند.
سورا در رابطه با شیوه جدید ابداعی خود چنین گفته است : «مردم کاری را که من کرده ام ، شعر می پندارند. نه ، من روش خودم را به کار می بندم و این تنها چیزی است که می توان در این هنر دید.»

بعد از ظهر یکشنبه در جزیره ژات بزرگ ، اثر ژرژ سورا ، سبک : نئو امپرسیونیسم ، 86-1884 م. ، رنگ روغن روی بوم ، 263×300 سانتیمتر ، موسسه هنری شیکاگو

بعد از ظهر یکشنبه در جزیره ژات بزرگ ، اثر ژرژ سورا ، 86-1884 م. ، رنگ روغن روی بوم ، 263×300 سانتیمتر ، موسسه هنری شیکاگو

سینیاک اصلی ترین نظریه ‌پرداز این جنبش طراحی به شیوه نئو امپرسیونیسم را چنین توصیف کرده است : «هنرمند نئو امپرسیونیست با حذف تمام مخروط های خمیری ، با استفاده انحصاری از مخلوط بصریِ ناب ، با تجزیه کاریِ سنجیده رنگ و رعایت بی چون و چرای تئوری علمی رنگ ها ، رسیدن به حداکثر درخشندگی ، شدت رنگ و هماهنگی را تضمین می کند و این نتیجه ای است که تا کنون کسی بدان نرسیده است.»

زنی با چتر  ، اثر پل سینیاک ، سبک : نئو امپرسیونیسم ، رنگ روغن روی بوم ، 65×81 سانتیمتر ، موزه اورسای ، پاریس

زنی با چتر  ، اثر پل سینیاک ، رنگ روغن روی بوم ، 65×81 سانتیمتر ، موزه اورسای ، پاریس

به طور کلی و ساده تر می توان گفت که نئوامپرسیونیست ها همچون نقاشان امپرسیونیست با بازنمایی نور و رنگ سروکار دارند، اما نئوامپرسیونیسم بر اصول علمی استوار بود. در این نقاشی ها هیچ چیز به صورت تصادفی نبوده ، بلکه نقاش آن ها را منظم کشیده و با روش ضربه قلم اجرا می کرد. در هر تابلو نقاط اندازه یکسانی داشتند که متناسب و هماهنگ با ابعاد کار انتخاب می شد. موضوع ها به ضرورت ساده می شدند تا ظاهر خارجیشان ساده و با ترکیب مرتب شده به نظر برسد.

این گروه با مرگ زودرس سورا متوقف شد اما تأثیر چشمگیری بر هنرمندان بزرگ اواخر سده نوزده و اوائل سده بیستم ، به ویژه هنرمندانی چون گوگن[6] ، ون گوگ[7] ، ماتیس[8] و تولوز لوترک[9] نهاد حتی هنرمندان معدودی به آن وفادار مانده و مدت های مدیدی به این شیوه کار کردند.

آب تنی کنندگان در آنسیر ، ژرژ سورا ، سبک : نئو امپرسیونیسم ، رنگ روغن روی بوم ، 201×301.5 سانتیمتر  ، 84-1883 م. ،گالری ملی لندن

آب تنی کنندگان در آنسیر ، ژرژ سورا ، رنگ روغن روی بوم ، 201×301.5 سانتیمتر  ، 84-1883 م. ،گالری ملی لندن


پانویس

1.پیسارو (pissarrro) : کامیل پیسارو ، نقاش فرانسوی (1903-1830) ؛ از رهبران و شخصیت های برجسته جنبش امپرسیونیسم بوده است. نقاشی های او از دو لحاظ با آثار سایر امپرسیونیست ها متفاوت است : الف) منظره های او دارای چشم اندازهایی با افق رفیع ، فضای فراخ هستند و انباشتگی رنگ آن ها از ترکیب بندی دقیق تری برخوردار است. ب) نقاشی های او نمایانگر کار و زندگی آدم ها می باشند چرا که او انسان زحمت کش را شایسته احترام می دانست. از آثار وی : صحنه خیابان پنتو آز ، جلوه مه ، گردآوردی علوفه در اِرانی.

2.سورا (Seurat) : ژرژ سورا ، نقاش و نظریه پرداز فرانسوی (1891-1859) ؛ از هنرمندان کاوش گر و نو آور اواخر سده نوزدهم میلادی و بنیان گذار سبک نئو امپرسیونیسم است. او توانست راه حلی برای مشکل عدم استحکام ساختار در نقاشی امپرسیونیست بیابد. اسلوب نقطه گذاری از دیگر ابداعات او به شمار می رود. پرده آب تنی نخستین اثر مهم او به شمار می رود. از دیگر آثار وی : بعد از ظهر یکشنبه در جزیره گراند ژات ، زنی در حال آرایش ، سیرک ، مدل ها.

3.سینیاک (Signac) : پل سینیاک ، نقاش و نویسنده فرانسوی (1935-1863) ؛ از نظریه پردازان نئو امپرسیونیسم و از برجسته ترین پیروان «سورا» بود. او معمولا به نقاشی چشم انداز های دریایی با رنگ روغن و آبرنگ با اسلوب نقطه گذاری می پرداخت. کتاب «از اوژن دلاکروا تا نئو امپرسیونیسم» از نوشته های او می باشد. از جمله نقاشی های سینیاک : علامت شناور سرخ ، کاخ پاپ ها در آوینیون.

4.کورو (Corot) : ژان باتیست کامی کورو ، نقاش فرانسوی (1875-1796) ؛ از منظره نگاران برجسته و اثر گذار فرانسوی به شمار می آید. او توانست تحولی در منظره نگاری فرانسه به وجود آورد. در نقاشی های کورو سه شیوه متمایز را می توان تشخیص داد : الف) منظره های تابناکی که او اغلب در طبیعت نقاشی کرده و در آن ها ساختار کلاسیکی و رنگسایه های دقیق و سنجیده به کار برده بود. ب) چشم انداز های جنگلی و مه آلود که اغلب با عناصر ادبی ، اساطیری و مذهبی شهرت و موفقیت بسیار برای او به ارمغان آورده بود. ج) تک چهره ها و مشق هایی از اندام زنان که به تازگی ارزش آن ها شناخته شده است. از آثار وی : پل نانت ، یادگاری از مُرت فُنتن ، زنی با مروارید ، چشم انداز نارنی ، بانوی آبی پوش.

5.دلاکروا (Delacroix) : فردینان ویکتور اوژن دلاکروا ، نقاش ، رسام ، چاپگر و منتقد فرانسوی (1863-1798) ، برجسته ترین نماینده نقاشی سبک رومانتیک و یکی از نیروهای پیش برنده هنر اروپایی در سده نوزدهم به شمار می آید. او نخستین هنرمندی بود که سخن از «موسیقی تصویر» به میان آورد. دلاکروا نقاشی را چون پلی میان نقاش و نگرنده می دانست و رنگ را مهم ترین عنصر اثر گذار در نقاشی به شمار می آورد. او در شناخت تاثیر رنگی (در برابر موضوعی مستقل) و همچنین در کاربست فام های مکمل و تباین همزمان پیشگام بود. او یک نقاش روایی بود که موضوع های خیالی و واقعی را با شور رمانتیک به تصویر می کشید. از آثار وی : آزادی در پیشاپیش مردم ، زنان الجزایری ، ورود سربازان صلیبی به قسطنطنیه ، جنگ اسبان عربی ، کشتار خیوس ، دانته و ویرژیل در دوزخ.

6.گوگن (Gauguin) : پل گوگن ، نقاش ، پیکره ساز ، چاپگر فرانسوی (1903-1848) ؛ در جوانی به نقاشی علاقمند بود و به تشویق پیسارو وقت بیشتری را به کشیدن نقاشی اختصاص داد. او در چند نمایشگاه گروهی امپرسیونیست ها شرکت کرد. او از نخستین هنرمندان اروپایی بود که به هنر شرق کهن جلب شد و سنت طبیعت گرای اروپایی را کنار گذارد و علیه واقع گرایی امپرسیونیست ها و برداشت های علمی نئو امپرسیونیست ها واکنش نشان داد. رنگ را مستقل از کارکرد توصیفی و با تاکید بر ارزش های تزئینی و عاطفی آن در سطح های تخت به کار گرفت. ارزش واقعی او در دنیای هنر پس از مرگش شناخته شد. یادواره گوگن در سالن پاییز آغازی برای معرفی دستاورد هنری او بود و دیری نگذشت که جنبش های فوویسم و اکسپرسیونیسم اصول کارش را دنبال کردند. از آثار وی : چهره هاله دار نقاش ، زنان اهل تاهیتی ، ماه و زمین ، اسب سپید ، مجسمه زن اهل کاراییب.

7.گُخ (Gogh) : وینسِنت وان گخ (ونسان ونگوگ) ، نقاش هلندی (1890-1853) ؛ در زمره هنرمندانی قرار دارد که با کشف ارزش های بیانی و نمادین رنگ و شکل ، مفهومی نو برای نقاشی خلق کرده اند. در پاریس تحت تاثیر امپرسیونیسم ، تحولی اساس در نقاشی هایش بوجود آمد. او با درک غنای رنگ امپرسیونیست ها ، از نقاشی خاکستری دست کشید. آثار و دستاورد های او بر فوو ها و اکسپرسیونیسم های آلمانی بسیار تاثیرگذار بود. از  آثار ونگوگ : طبیعت بی جان کلاه و پیپ ، تک چهره بابا تانگی ، شب پر ستاره ، چهره خود نقاش با گوش مجروح ، چشم اندازی با گاری و قطار.

8.ماتیس (Matisse) : هنری ماتیس ، نقاش ، پیکره ساز ، طراح و چاپگر فرانسوی (1954-1869) ؛ به سبب نو آوری ها و اثر گذاری هایش یکی از مهم ترین هنرمندان سده بیستم به شمار می آید. اهمیت تاریخی کشف های او در عرصه رنگ تاب را می توان در حد دستاورد کوبیسم در آزاد سازی فرم از قید بازنمایی عینی دانست. در اواخر دهه 1890 میلادی ، تحت تاثیر امپرسیونیسم و نئو امپرسیونیسم به رنگ های تند و درخشان روی آورد. ماتیس از معدود هنرمندانی بود که جنبه های عقلانی و عاطفی را در هنر خود به هم آمیخت. ماتیس بنیان گذار سبک فوویسم است. از آثار وی : اتاق سرخ ، زنی با کلاه ، رقص ، خانواده نقاش ، ونوس در صدف.

9.تولوز لوترک (Toulouse-Lautrec) : هانری دُ تولوز لوترک ، نقاش ، طراح و چاپگر فرانسوی (1901-1864) ؛  او به سبب دستیابی به زبانی موجز و گویا در طراحی ، از پیشگامان هنر مدرن به شمار می آید. همچنین با نو آوری هایش باعث انقلابی در هنر پوستر گردید. صحنه تالار های رقص و کاباره ها ، میخانه ها و سیرک ها ، پیکر و چهره خوانندگان و رقصندگان ، بازیگران و روسپیان از موضوعات کار وی بودند. او توانست به مدد خط های سیال و پویا معادل تصویری ناب برای ناپایدارترین لحظات واقعیت بیابد. از آثار وی : در کاباره مولن روژ ، زن برهنه در برابر آینه ، لیتوگرافی آقای انگلیسی در مولن روژ.

نظر کاربران

avatarنظر خود را ارسال کنید